پاکستان به عنوان یک میانجی دیپلماتیک مرکزی در درگیری بین ایالات متحده و ایران ظاهر شده است. دونالد ترامپ هنگام اعلام توقف عملیات ایالات متحده برای هدایت کشتی های سرگردان از طریق تنگه هرمز در 6 ماه مه گفت که این تصمیم را «بر اساس درخواست پاکستان» گرفته است.
شهباز شریف نخست وزیر پاکستان متعاقبا ابراز امیدواری کرد این حرکت فعلی منجر به توافقی پایدار خواهد شد که صلح و ثبات پایدار را برای منطقه و فراتر از آن تضمین می کند. این مداخله اخیر یک ماه پس از آن صورت می گیرد که پاکستان با میانجی گری آتش بس در ایران، بزرگترین پیروزی دیپلماتیک خود در سال های اخیر را به دست آورد.
اما چگونه پاکستان به عنوان قابل اعتمادترین میانجی در این مناقشه ظاهر شد و چه چیزی اسلام آباد را وادار کرد تا خود را درگیر کند؟ بزرگترین مزیت پاکستان این است که از روابط با ایالات متحده و ایران برخوردار است، که به آن کمک کرده است که هر یک از طرفین به عنوان یک طرف بی طرف دیده شود.
پاکستان برای دهه ها با آمریکا در برخورد با ایران کار کرده است. از سال 1981، دو سال پس از قطع روابط دیپلماتیک آمریکا و ایران در پی انقلاب اسلامی، بخش اختصاصی سفارت پاکستان در واشنگتن به امور دیپلماتیک ایران در آمریکا رسیدگی میکند.
پاکستان همچنین در تلاشهای میانجیگری در جاهای دیگر با ایالات متحده همکاری کرده است. مهمتر از همه، آن است تسهیل شده است سفر مخفیانه هنری کیسینجر وزیر امور خارجه سابق ایالات متحده به چین در سال 1971. این امر راه را برای عادی سازی روابط بین ایالات متحده و چین در اواخر آن دهه هموار کرد.

Yoan Valat / EPA
روابط بین ایالات متحده و پاکستان همیشه صاف نبوده است. در سال 2011، یک دهه پس از حملات تروریستی 11 سپتامبر، مجله آتلانتیک در ایالات متحده از پاکستان به عنوان “متحد از جهنم”. چه آگاهانه این کار را انجام دهد یا نه، پاکستان میزبان اسامه بن لادن مغز متفکر القاعده پس از حمله بود.
خود ترامپ پاکستان را نیز تکذیب کرد کمک های نظامی در اولین دوره ریاست جمهوری خود، و گفت که این کمک ها به اندازه کافی برای مبارزه با تروریسم انجام نمی شود. و پاکستان سابقه حقوق بشربه ویژه در مورد عقبنشینی دموکراتیک و محدودیتهای آزادیهای مدنی، گاهی به تنش با دولت ایالات متحده منجر شده است.
با این حال، روابط پاکستان با ایالات متحده در دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ به طور قابل توجهی بهبود یافته است. ترامپ که اغلب از روابط شخصی برای هدایت سیاست خارجی ایالات متحده استفاده می کند، روابط قوی با شریف و عاصم منیر، رئیس ارتش پاکستان ایجاد کرده است. در ژوئن 2025، منیر حتی دعوت شد به کاخ سفید برای یک ناهار خصوصی. این اولین باری بود که یک رئیس جمهور ایالات متحده میزبان یک رهبر نظامی غیر رئیس دولت در این سطح بود.
تلاشهای اخیر پاکستان برای محاکمه ترامپ نقش کلیدی در ایجاد این روابط داشته است. پاکستان در سال گذشته ترامپ را نامزد کرده است برای جایزه صلح نوبل، به هیئت صلح او پیوست و یک همکاری با پلتفرم ارز دیجیتال لیبرتی مالی خود را راه اندازی کرد.
و در تیرماه اسلام آباد قراردادی امضا کرد با ایالات متحده به واشنگتن اجازه می دهد تا به توسعه ذخایر نفتی دست نخورده پاکستان کمک کند. “ما او را (ترامپ) درست خواندیم.” گفت رئیس سابق کمیته دفاع سنای پاکستان، مشاهد حسین سید، در مصاحبه با واشنگتن پست در 20 آوریل.

پیتر هرمس فورین / شاتراستاک
روابط پاکستان و ایران نیز با فراز و نشیب هایی همراه بوده است. در حالی که ایران اولین کشوری بود که استقلال پاکستان را در سال 1947 به رسمیت شناخت، روابط آنها اغلب مملو از تنش بوده است. این تا حد زیادی ناشی از ادعای ارضی ایران بر استان بلوچستان پاکستان و همچنین روابط پاکستان با رقبای ایرانی است.
در ژانویه 2024، به نظر می رسید که تنش ها بین دو کشور دوباره بر سر بلوچستان تشدید شده است. با این حال، خصومت ها به زودی کاهش یافت و هر دو کشور به طور رسمی از سر گرفتند روابط دوجانبه آنها. آنها متعاقبا همکاری امنیتی خود را گسترش دادند و سفرا و وزرای خارجه یکدیگر را برای یک مراسم آشتی رسمی دعوت کردند.
ضرورت استراتژیک
بعضی ها مفسران استدلال می کنند که تصمیم پاکستان برای ورود به عنوان میانجی اصلی در ایران ناشی از یک ضرورت استراتژیک بوده است. استان بلوچستان آن در حال حاضر با یک شورش دست و پنجه نرم می کند. بنابراین اسلام آباد می خواهد از وضعیتی که جنگ ایران به داخل پاکستان سرازیر شود، اجتناب کند این می تواند بی ثبات کند مناطق مرزی خود را حتی بیشتر.
دلایل اقتصادی نیز وجود دارد که دخالت پاکستان را توضیح می دهد. پاکستان به شدت تحت تاثیر اختلال در کشتیرانی خلیج فارس قرار گرفته است. بین واردات می کند 85% و 90% نفت خام خود از عربستان سعودی و امارات متحده عربی (امارات) و تقریبا 99% گاز مایع آن از امارات و قطر.
قبل از شروع جنگ، اقتصاد پاکستان بود شروع به دست آوردن حرکت اما قیمتهای بالاتر نفت اکنون بر درآمدهای دولت تأثیر گذاشته و آن را افزایش میدهد قبض واردات سوخت از 300 میلیون دلار آمریکا (220 میلیون پوند) قبل از درگیری به 800 میلیون دلار در حال حاضر. مقامات پاکستان مجبور به افزایش قیمت سوخت مصرفی شده اند بیش از 50 درصد.
بخش کشاورزی پاکستان که حدود 40 درصد را استخدام می کند از جمعیت این کشور نیز به دلیل اتکا به کودهای وارداتی از طریق تنگه هرمز در معرض درگیری هستند. قیمت کود اوره افزایش یافته اند 50 درصد از زمان شروع جنگ. اختلال طولانی مدت در بخش کشاورزی خطر فرو بردن بیشتر برخی از آسیب پذیرترین افراد در پاکستان را در فقر بیشتر می کند.

راحت در / EPA
حوالهها منطقه دیگری است که میتواند تحت تأثیر یک درگیری طولانی مدت قرار گیرد و حدود پنج میلیون پاکستانی در منطقه خلیج فارس زندگی میکنند. پاکستان بین سالهای 2025 تا 2026 حدود 30 میلیارد دلار حواله دریافت کرده است. 54 درصد آن از خلیج آمده است.
اگر جنگ بر اقتصادهای خلیج فارس تأثیر بگذارد، بسیاری از کارگران پاکستانی ممکن است مجبور به بازگشت به خانه شوند. این امر باعث کاهش درآمدهای حواله می شود و پاکستان را از منبع حیاتی ارز خارجی محروم می کند و در عین حال بیکاری داخلی را افزایش می دهد.
روابط پاکستان با آمریکا و ایران این کشور را در موقعیتی قوی برای مداخله دیپلماتیک در مناقشه قرار می دهد. اما میانجیگری آن نیز تلاشی حساب شده برای تثبیت مرزها و حفاظت از اقتصاد آن بوده است.
