در سنت واقع گرایانه روابط بین الملل، رژیم هایی که توسط ایدئولوژی و تحکیم داخلی هدایت می شوند، اغلب به پناهگاهی برای بازیگران غیردولتی تبدیل می شوند. آنها پناهگاههای امنی را برای گروههای شبهنظامی همسو بهعنوان نیابتهایی برای فرافکنی قدرت فراهم میکنند و در عین حال انکار قابل قبولی را برای جامعه بینالمللی ارائه میکنند. این چارچوب نظری به درستی حکومت طالبان در افغانستان را از زمان بازگشت آنها به قدرت در آگوست 2021 توصیف می کند. آنچه به عنوان یک نیروی تثبیت کننده در توافق دوحه وعده داده شده بود، در عوض به دستگاه گسترده ای تبدیل شده است که پناهگاه های تروریستی را تحمل می کند و در عمل آنها را قادر می سازد. برای کشورهای همسایه، این یک نگرانی دانشگاهی دور نیست، بلکه تهدیدی مستقیم و فزاینده برای امنیت ملی، ثبات منطقه ای و جان شهروندان آن است.
حقایق روی زمین بدون ابهام است. علیرغم تعهدات جدی در توافقنامه 2020 دوحه مبنی بر عدم استفاده از خاک افغانستان علیه هیچ کشور دیگری، رژیم طالبان چیزی را ایجاد کرده است که تیم نظارت تحلیلی و پشتیبانی تحلیلی سازمان ملل متحد آن را “محیط مساعد” برای چندین سازمان تروریستی توصیف می کند.. سی و ششمین گزارش سازمان ملل (ژوئیه 2025) و گزارش سی و هفتم (فوریه 2026) جایی برای ابهام باقی نمی گذارد.: مقامات دوفاکتو همچنان میزبان تحریک طالبان پاکستان (TTP) یا فتنه الخوارج (FAK)، القاعده و داعش خراسان (ISIS-K) هستند. اظهارات مکرر طالبان مبنی بر اینکه “هیچ گروه تروریستی از خاک افغانستان فعالیت نمی کند” توسط تیم نظارت سازمان ملل “غیر قابل اعتماد” خوانده شده است.
پاکستان بار سنگین این سیاست را متحمل شده است. FAK که زمانی به طور گسترده در داخل پاکستان از طریق عملیات نظامی مستمر متلاشی شده بود، در سراسر مرز بینالمللی پاکستان و افغانستان مجدداً گروهبندی شده و اکنون قدرت تخمینی خود را حفظ کرده است. 6000–6500 جنگجویان در ولایات کنر، ننگرهار، خوست، پکتیکا و پکتیا متمرکز شدند. با توجه به شاخص جهانی تروریسم 2026، پاکستان یکی از قربانیان اصلی تروریسم در سرتاسر جهان باقی مانده است، پاکستان با ثبت 1139 مورد مرگ ناشی از تروریسم در سال 2025، بالاترین رقم از سال 2013 تاکنون است و این کشور را به کشوری تبدیل می کند که بیشترین تأثیر را از تروریسم در سراسر جهان داشته است. FAK به تنهایی مسئول 595 حمله بود که منجر به کشته شدن 637 نفر شد که 56 درصد از کل تلفات تروریسم در پاکستان را تشکیل می داد. این عملیات های فرامرزی نیروهای امنیتی، نهادهای دولتی و غیرنظامیان را هدف قرار داده است و سال های 2024 تا 2025 را به یکی از مرگبارترین دوره های پاکستان در بیش از یک دهه گذشته تبدیل کرده است.
در پاسخ به انکار مکرر کابل و افزایش تهدید، پاکستان مجبور شد برای دفاع از خود اقدام کند. در فوریه 2026، نیروی هوایی پاکستان حملات دقیقی را بر مخفیگاه های FAK در داخل خاک افغانستان انجام داد. در سازمان ملل متحد، نمایندگان پاکستان همواره هشدار داده اند که افغانستان بار دیگر به “پناهگاه امن گروه های تروریستی” تبدیل شده است که صلح منطقه ای را به خطر می اندازد.. علیرغم چندین دهه حمایت دیپلماتیک، لجستیکی و سیاسی از روند صلح افغانستان، اسلام آباد همکاری چندان معناداری در برچیدن این پناهگاه ها دریافت نکرده است.
بعد امنیتی از شکستهای گستردهتر رژیم طالبان در زمینه حقوق بشر و حکومتداری جدایی ناپذیر است. از زمان به دست گرفتن قدرت، طالبان افراطی ترین سیستم آپارتاید جنسیتی در جهان را اجرا کرده است. دختران از مارس 2022 از تحصیل متوسطه منع شده اند، این ممنوعیت اکنون در پنجمین سال خود است. زنان در دسامبر 2022 از دانشگاه ها کنار گذاشته شدند و «قانون اخلاقی» گسترده ای که در آگوست 2024 صادر شد، تحرک، پوشش، صدا و دسترسی آنها به فضاهای عمومی را محدودتر کرده است. اشتغال زنان در سازمان های غیردولتی، خدمات ملکی و حتی بخش هایی از بخش بهداشت به شدت محدود شده است. گزارش های یونیسف و زنان سازمان ملل در سال 2025 هشدار می دهند که بیش از 2.2 میلیون دختر افغان از تحصیل متوسطه محروم شده اند و پیش بینی ها تا سال 2030 از چهار میلیون نفر خواهد گذشت. این حذف سیستماتیک زنان از زندگی عمومی، عملیات بشردوستانه و معیشت خانواده را ویران کرده، فقر، ازدواج های زودهنگام و ناامیدی را به دنبال داشته است.
اقلیتها، روزنامهنگاران و مقامات دولتی سابق نیز با آزار و اذیت مواجه میشوند که فضایی از ترس ایجاد میکند که به رادیکالسازی و جریانهای فرامرزی پناهندگان دامن میزند. پاکستان که تا اوایل سال 2026 همچنان میزبان نزدیک به 932807 پناهجوی ثبت شده افغان است، مستقیماً با اثرات ثانویه این بحران مواجه است. بسیاری از خانواده های بازگشته شامل زنان و دختران آسیب دیده هستند که نیاز فوری به حمایت بشردوستانه دارند و فشار بیشتری را بر منابع در حال حاضر در خیبر پختونخوا و بلوچستان وارد می کنند.
از نظر اقتصادی و سیاسی، الگوی طالبان به جای ثبات، انزوا را به ارمغان آورده است. افغانستان بدون به رسمیت شناختن گسترده بین المللی باقی مانده است. دارایی های مسدود شده و تحریم های پایدار از جمله چارچوب تحریمهای خودمختار افغانستان «اولین جهان» پیشگام استرالیا که در دسامبر 2025 راهاندازی شد و بلافاصله چهار وزیر ارشد طالبان را که مسئول سرکوب و شکستهای حکومتی بودند، هدف قرار داد، بحران را تشدید کرده است. در حالی که اقدامات بشردوستانه وجود دارد، امتناع رژیم از تشکیل یک دولت فراگیر یا ارائه تضمین های ضد تروریسم باعث طولانی شدن سقوط اقتصادی شده است. بستن مکرر مرزها باعث اختلال در تجارت و افزایش هزینه های دفاعی برای پاکستان شده است و خسارات آن به میلیاردها روپیه می رسد. با این حال، اسلام آباد به تعهد بشردوستانه دیرینه خود ادامه داده است و بیش از چهار دهه میزبان میلیون ها پناهنده افغان بوده است، سخاوتمندی که با همکاری امنیتی متقابلاً پاسخ داده نشده است.
الگو مشخص است. هنگامی که این گروه اقتدار خود را تهدید می کند، طالبان به طور انتخابی داعش-K را سرکوب می کند، اما از FAK محافظت می کند و فضای عملیاتی را برای القاعده حفظ می کند. این تساهل حساب شده رژیمی را آشکار می کند که همچنان به قرابت ایدئولوژیک بر رفتار مسئولانه دولت اولویت می دهد.
جامعه بین المللی با فشار مداوم پاسخ داده است. شورای امنیت سازمان ملل مأموریت تیم نظارت بر تحریم ها را تا سال 2027 تمدید کرده است و همچنان به به روز رسانی فهرست تحریم های طالبان در سال 1988 ادامه می دهد. قدرت های غربی، اتحادیه اروپا و بریتانیا دارایی های خود را مسدود کرده و سفر را ممنوع کرده اند. با این وجود، چالش اساسی همچنان پابرجاست: تا زمانی که طالبان این پناهگاه های تروریستی را از بین نبرد و سیاست های قهقرایی خود در مورد حقوق زنان و حکومت فراگیر را تغییر ندهد، افغانستان به جای یک همسایه سازنده، منبع بی ثباتی باقی خواهد ماند.
موضع پاکستان ریشه در واقع گرایی سخت دارد نه خصومت. اسلامآباد با قربانی کردن دهها هزار جان و میلیاردها هزینه اقتصادی در طول جنگ جهانی علیه تروریسم، اکنون از رژیم همسایهای که مدتهاست با آن تعامل داشته است، انتظار دارد همان استانداردهای پاسخگویی را داشته باشد. دستگاه غول پیکر طالبان باید بین مشروعیت و ایدئولوژی یکی را انتخاب کند. برای میلیونها نفر در هر دو طرف مرز بینالمللی پاکستان و افغانستان، صلح منطقهای مستلزم اقدام قابل راستیآزمایی است، نه تضمینهای توخالی. تنها در این صورت است که می توان خطرات تئوریک پناهگاه های دولتی را با ثبات عملی جایگزین کرد.
