نویسنده مدیر عامل و بنیانگذار گروه deVere است
اروپا دیگر بازار محدودیت نیست. در حال تبدیل شدن به بازار قدرت دولتی است.
برای سالها، سرمایهگذاران جهانی با منطقه یورو بهعنوان منطقهای برخورد میکنند که با احتیاط مالی، رشد روند ضعیف و تردید سیاسی تعریف شده است.
سرمایه به دلیل مقیاس، قدرت درآمد و جاه طلبی سیاست به ایالات متحده سرازیر شده است، در حالی که اروپا به عنوان یک تجارت ارزشی با انفجارهای متناوب خوش بینی در موقعیت قرار گرفته است.
من معتقدم این طرز فکر سرمایه گذاری در حال حاضر منسوخ شده است.
چرخش مالی جدی در سراسر اتحادیه اروپا در حال انجام است و سرمایهگذارانی که همچنان بر روایت قدیمی تکیه میکنند ممکن است در چرخه بعدی ریسک تخصیص نادرست سرمایه را داشته باشند. شیفت آرایشی نیست. برلین و بروکسل هر دو از محدودیت به سمت هزینه در مقیاسی بزرگ حرکت می کنند که بر رشد، تورم، عرضه اوراق قرضه و رهبری بخش تأثیر بگذارد.
چرخش مالی جدی در سراسر اتحادیه اروپا در حال انجام است و سرمایهگذارانی که همچنان بر روایت قدیمی تکیه میکنند ممکن است در چرخه بعدی ریسک تخصیص نادرست سرمایه را داشته باشند.
آلمان در مرکز این تغییرات قرار دارد. اصلاحات مالی 2025 آن یک تابو دیرینه را شکست. هزینه های دفاعی بالای 1 درصد تولید ناخالص داخلی اکنون از ترمز بدهی مستثنی شده است و یک صندوق ویژه 500 میلیارد یورویی برای زیرساخت ها و بی طرفی آب و هوا ایجاد شده است.
پرداخت ها در حال حاضر آغاز شده است و موج بزرگ تری از هزینه ها هنوز در راه است. صندوق بینالمللی پول این اصلاحات را یک حرکت مهم توصیف کرده است و انتظار دارد که تسهیلات مالی تا سالهای 2026 و 2027 از بهبود حمایت کند.
آلمان به تنهایی مهم خواهد بود. اما، البته، اقدام در سراسر اروپا اهمیت بیشتری دارد.
را آمادگی کمیسیون اروپا 2030 طرح دفاعی به گونه ای طراحی شده است که از طریق ترکیبی از انعطاف پذیری ملی، وام ها و مکانیسم های تأمین مالی هماهنگ، بیش از 800 میلیارد یورو هزینه های دفاعی را ممکن سازد.
اجرای اولیه در حال حاضر قابل مشاهده است، با تخصیص اولیه تایید شده و کشورهای عضو تدارکات را تسریع می کنند.
بانک مرکزی اروپا نشان داده است که سیاست مالی، پس از کاهش اندک در سال 2025، قرار است در سال 2026 به طور معنی داری گسترش یابد، که ناشی از سرمایه گذاری های دفاعی و عمومی است. پیشبینیهای داخلی نشان میدهد که هزینههای دفاعی میتواند از حدود ۲ درصد تولید ناخالص داخلی در سال ۲۰۲۵ به حدود ۳.۵ درصد تا پایان دهه افزایش یابد.
تغییرات گسترده تر
بسیاری از سرمایه گذاران هنوز این تحولات را به عنوان یک پاسخ کوتاه مدت به استرس ژئوپلیتیک تفسیر می کنند. با این حال، به نظر می رسد که تغییر گسترده تری در حال شکل گیری است.
اروپا در حال بازسازی ظرفیت های مالی است زیرا مدل قبلی آن دیگر با واقعیت های فعلی همخوانی ندارد. ناامنی انرژی، ریسک نظامی، رقابت صنعتی و اصطکاک تجاری، دولت ها را به سمت نقش فعال تر در تخصیص سرمایه سوق می دهد.
بازارها به ندرت با عنوان اول مشکل دارند. آنها با اثرات درجه دوم مبارزه می کنند. چرخش مالی اروپا چندین است.
مشخصات رشد را تغییر می دهد. هزینه های عمومی محدودیت های ساختاری اروپا را از بین نخواهد برد. بهره وری، جمعیت و پراکندگی الزام آور است، اما رشد اسمی را افزایش می دهد و تقاضای داخلی را تقویت می کند.
چارچوب جدید آلمان به صراحت برای پرداختن به سال ها کمبود سرمایه گذاری در زیرساخت ها و سیستم های انرژی طراحی شده است. منطقه ای که مدت هاست با تقاضای عمومی محدود همراه است به سمت سرمایه گذاری پایدار تحت رهبری دولت در حال حرکت است.
چشم انداز تورم را تغییر می دهد. اروپا در حال حاضر با فشارهای انرژی تجدید پذیر مرتبط با بی ثباتی در خاورمیانه دست و پنجه نرم می کند. انبساط مالی لایهای بر روی محدودیتهای عرضه، این احتمال را افزایش میدهد که تورم قویتر از آنچه بازارها فرض میکنند باقی بماند.
انتظارات از بازگشت پاک به یک محیط با تورم پایین به طور فزاینده ای خوش بینانه به نظر می رسد.
بازار اوراق قرضه را تغییر می دهد. هزینه های بیشتر منجر به صدور بیشتر می شود. صدور بیشتر مستلزم حق بیمه مدت بیشتری نسبت به دوره با نرخ بسیار پایین است که پس از بحران بدهی دولتی مشاهده شد. پیشبینی میشود که نسبت بدهیهای عمومی در سالهای آتی به میزان قابل توجهی افزایش یابد.
این مسیر به معنای بیثباتی نیست، اما این فرض را که بدهیهای دولتی اروپا تخصیص دفاعی مستقیمی ارائه میدهد به چالش میکشد.
رهبری برابری را تغییر می دهد. ذینفعان این چرخه با افراد قبلی متفاوت خواهند بود.
پس زمینه پیچیده
دفاع، زیرساختها، صنایع، سیستمهای انرژی و بخشهایی از امور مالی در موقعیتی قرار دارند که از یک موضع مالی انبساطیتر سود ببرند. مدلهای تجاری سنگین صادراتی که بر تقاضای داخلی ضعیف و هزینههای ورودی پایین متکی هستند، با پسزمینه پیچیدهتری روبرو هستند.
این منطقه از یک مدل صادرات با رشد کم به سمت یک چارچوب استراتژیک تر و با حمایت داخلی در حال تغییر است.
بسیاری از سرمایه گذاران جهانی هنوز اروپا را به عنوان یک تجارت تاکتیکی به جای یک تخصیص ساختاری در نظر می گیرند. به نظر من دیدگاه نیاز به به روز رسانی دارد.
این منطقه از یک مدل صادرات با رشد کم به سمت یک چارچوب استراتژیک تر و با حمایت داخلی در حال تغییر است
منطقهای که هزینههای مالی را افزایش میدهد، امنیت را در اولویت قرار میدهد و پایههای صنعتی خود را بازسازی میکند، نمای کلان متفاوتی نسبت به آنچه سرمایهگذاران برای سالها قیمت گذاری کردهاند، ارائه میدهد.
به طور طبیعی، ریسک اجرا همچنان وجود دارد، چندپارگی سیاسی ادامه دارد و نتایج رشد ممکن است کمتر از انتظارات باشد. همانطور که می دانیم اروپا سابقه ای دارد که احتیاط را توجیه می کند.
گفته می شود، احتیاط می تواند به سمت اینرسی حرکت کند.
خطر مهمتر در حال حاضر شاید در ادامه ارزیابی اروپا از طریق چارچوبی باشد که دیگر واقعیت سیاست را منعکس نمیکند.
اروپا چالشهای ساختاری خود را حل نکرده است، اما در پاسخ به آنها و برای سرمایهگذارانی که معادله را تغییر میدهند، تصمیم میگیرد در مقیاسی هزینه کند.
نایجل گرین، مدیرعامل و بنیانگذار گروه deVere
