اروپا همیشه در قبال اسرائیل منصفانه نیست، زیرا گاهی اوقات با معیارهایی قضاوت می شود که به طور مداوم در مورد رژیم های خونین تر، ارتش های بی پروا یا کشورهایی که هیچ تلاشی برای حفظ زندگی دموکراتیک تحت تهدید وجودی انجام نمی دهند، اعمال نمی شود.
اما هر بحرانی که در آستانه اسراییل قرار می گیرد، با تعصب خارجی به آنجا منتقل نشده است.
تصمیم اتحادیه اروپا در این هفته برای پیشبرد تحریم ها علیه شهرک نشینان خشونت طلب کرانه باختری، در کنار تحریم ها علیه شخصیت های ارشد حماس، محکوم شده است. اورشلیم به عنوان معادل اخلاقی تحریف شده
آن انتقاد موجه است. شهروندان اسرائیلی، حتی کسانی که متهم به جنایات سنگین هستند، تروریست های حماس نیستند، و جوامع یهودی یهودیه و سامره سازمان های تروریستی نیستند. وابستگی تاریخی و مذهبی یهودیان به سرزمین جرم نیست و نه اروپا و نه هیچ کس دیگری نمی توانند آن را با لیست تحریم پاک کنند.
با این حال، اسرائیل هنوز باید آنچه را که در داخل خانه اش می گذرد، بپذیرد.
خشونت افراطی به یک موضوع ملی تبدیل می شود
برای سالها، خشونت یهودیان افراطی علیه فلسطینیان در کرانه باختری بهعنوان یک محرک حاشیهای، شرمآوری حاشیهای یا یک مشکل روابط عمومی تلقی میشد.
اکنون این یک مشکل استراتژیک-امنیتی، یک مشکل اخلاقی و یک مشکل یهودی است.
را ارتش اسرائیل در ژانویه اذعان کرد که نتوانسته است به اندازه کافی خشونت افراط گرایان یهودی علیه فلسطینیان کرانه باختری را در سال 2025 کاهش دهد. در آن سال 867 حادثه “ملی گرایانه” یهودی گزارش شد که از 682 مورد در سال 2024 بیشتر بود.
گزارش شده است که رونن بار، مدیر سابق شین بت، به رهبران اسرائیلی گفته است که زبان “جنایت ملی گرایانه” دیگر کافی نیست و افزود که باید آن را تروریسم یهودی نامید.
این سخنان باید کشور را تکان می داد. در عوض، بسیاری از نظام سیاسی با آنها به عنوان یک جبهه دیگر در جنگ بین “چپ” و “راست” رفتار می کرد.
و این دقیقاً تله است. محکوم کردن تروریسم یهودی جناح چپ نیست. درخواست از این که غیرنظامیان فلسطینی به نام اسرائیل مورد حمله، اخراج، آزار و اذیت، تیراندازی یا وحشت قرار نگیرند، ضد شهرک سازی نیست. بلکه حداقل حق حاکمیت یهود است.
دولتی که نمی تواند قوانینی را علیه افراط گرایان خود اجرا کند، اقتدار اخلاقی را از دست می دهد. دولتی که به دنیا میگوید با بربریت مبارزه میکند و در عین حال به جوانان یهودی نقابدار اجازه میدهد مزارع را بسوزانند، به روستاها حمله کنند، چوپانها را مرعوب کنند، یا با سربازان درگیر شوند، پرونده اسرائیل را با دستان خود تضعیف میکند.
اسرائیل قبلاً این خطر را دیده است
این جدید نیست. اسرائیل دیده است که این سم به کجا منتهی می شود. باروخ گلدشتاینس قتل عام عبادت کنندگان مسلمان در هبرون در سال 1994 باید کافی بود تا جلال کاهانی را برای همیشه از زندگی عمومی خارج کند.
آتشسوزی دوما در سال 2015، که در آن علی دوابشه و والدینش به قتل رسیدند، باید برای پایان دادن به هر بهانهای درباره «جوانان منزوی» کافی بود.
هر بار، پس از شوک و محکومیت، کشور راهی برای حرکت پیدا کرد. این الگو به تداوم مشکل کمک کرده است.
ممکن است این جمله معمولی که این افراط گرایان “جامعه گسترده تر را منعکس نمی کنند” درست باشد، اما دیگر کافی نیست. اگر جامعه وسیعتر آنها را منعکس نمیکند، جامعه گستردهتر باید به شکست آنها کمک کند.
خاخام ها، روسای شوراها، وزرای کابینه، مربیان، فرماندهان پلیس، و والدین نه تنها باید بگویند که چنین خشونتی اشتباه است. آنها باید بگویند که این هتک حرمت به یهودیت و تهدیدی برای امنیت اسرائیل است.
انتخابات و پاسخگویی
این امر به ویژه در آستانه انتخابات اهمیت دارد. از رای دهندگان اسرائیلی دوباره خواسته می شود که نه تنها سیاست، بلکه جهت اخلاقی را نیز انتخاب کنند. سیاستمدارانی که افراط گرایی یهودی را بهانه می گیرند، کوچک می کنند، حمایت مالی می کنند، استقبال می کنند یا چشمک می زنند، باید پاسخگوی آن باشند.
وزیر امنیت ملی ایتامار بن گویر سوابق و لفاظی را نمی توان از فضایی که مجریان قانون در کرانه باختری با آن دست و پنجه نرم کرده است، جدا کرد. مقامات امنیتی نیز همین را گفته اند.
مردم باید بیشتر از شعار درباره «حکومت» بپرسند. حکومت بر چه کسی؟ فقط بر سر اعراب؟ فقط بر سر مخالفان سیاسی؟ یا در مورد یهودیانی که فلسطینی ها، سربازان، دیپلماسی اسرائیل و روحیه یهودی آن را به خطر می اندازند؟
اسرائیل می تواند ریاکاری اروپا را رد کند و همچنان با شکست خود مقابله کند. در واقع، باید هر دو را انجام دهد.
مسئله این نیست که آیا یهودیان متعلق به یهودیه و سامره هستند یا خیر. سوال این است که آیا قدرت یهود در آنجا با قانون، محدودیت، مسئولیت و احترام به جان انسان ها اداره می شود یا توسط یک الهیات افراطی که لباس میهن پرستی پوشیده ربوده می شود.
اگر اسرائیل از پاسخ صادقانه خودداری کند، دیگران به جای ما به آن پاسخ خواهند داد. و پاسخ های آنها بسیار سخت تر از هر چیزی خواهد بود که خودمان می نویسیم.