دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا و شی جین پینگ رهبر چین به عنوان رقبای استراتژیک وارد نشست پکن شدند. اما این نشست همچنین چیزی را برجسته کرد که به طور فزاینده ای برای سیاست گذاران اروپایی قابل مشاهده است: واشنگتن و پکن ممکن است به سمت شکل مدیریت شده تری از رقابت قدرت های بزرگ حرکت کنند.
نشست ترامپ و شی سیگنالهای تثبیت تاکتیکی – از مذاکرات تجاری و خاکهای کمیاب گرفته تا بحثها در مورد ایران و تنگه هرمز را تولید کرد. اما برای اروپا، نگرانی واقعی فراتر از تعرفه ها یا کنترل صادرات است.
ترس عمیق تر در بروکسل این است که ایالات متحده و چین می توانند به تدریج مدیریت مشترک بخش هایی از سیستم بین الملل را مستقیماً بین خود آغاز کنند و متحدان و قدرت های میانی را با کاهش نفوذ بر قوانین شکل دهنده تجارت، فناوری، امنیت و سیاست صنعتی رها کنند.
چرا اهمیت دارد: مقامات اروپایی به طور گسترده از تلاش ها برای تثبیت روابط ایالات متحده و چین حمایت می کنند، زیرا از شوک های بیشتر به تجارت، انرژی و زنجیره تامین جهانی می ترسند.
- اما «رقابت مدیریت شده» ساختارمندتر ایالات متحده و چین نیز ترس از به حاشیه رانده شدن اروپا را افزایش می دهد.
- نگرانی آشتی بین واشنگتن و پکن نیست، بلکه امکان هماهنگی انتخابی بین دو قدرت بزرگ جهان در مورد پرونده های استراتژیک کلیدی است.
- اروپا این خطر را دارد که خود را بین وابستگی امنیتی ایالات متحده و مواجهه عمیق اقتصادی با چین گیر کند.
تصویر بزرگ: ترامپ و شی می توانند راهی برای حرکت در فناوری، تجارت، سیاست صنعتی و امنیت، مدیریت اصطکاک ها با راه حل های انتخابی بیابند. اما تایوان همچنان واضح ترین خط قرمز است.
- در جریان این نشست، شی هشدار داد که «مسأله تایوان» همچنان محوری در روابط آمریکا و چین است و در صورت مدیریت نادرست میتواند منجر به «درگیری» شود. این هشدار تاکید کرد که هرگونه تنش زدایی تاکتیکی بین واشنگتن و پکن ماهیت ساختاری رقابت آنها را تغییر نمی دهد.
- با این حال، دو رهبر همچنین نشانههایی از ترجیح مشترک برای ثبات معاملاتی را نشان دادند: دیدگاههای قوی دولت محور از قدرت، سبکهای رهبری شخصیشده و رویکردهای فزاینده عملگرایانه به امور جهانی.
- با دور نگه داشتن تایوان و ارزشها، پکن نشان میدهد که هیچ بازنشانی وجود ندارد – فقط همزیستی عملی مبتنی بر منافع مشترک.
بین خطوط: برای اروپا، نشست سران نگرانیها را در مورد بازگشت احتمالی پویایی «G2» زنده کرد.
- این مفهوم در طول ظهور سال های باراک اوباما از طریق گفتوگوی استراتژیک و اقتصادی، زمانی که واشنگتن و پکن همکاریهای گستردهتری را در مورد حکومت جهانی، تجارت و آب و هوا بررسی کردند. امروز، این ایده بسیار متفاوت به نظر می رسد.
- به جای مدیریت مشترک جهانیسازی لیبرال، یک G2 مدرن حول مدیریت رقابتی یک نظم بینالمللی پراکنده و معاملاتی فزاینده میچرخد. این احتمال مقامات اروپایی را نگران می کند.
ترس در بروکسل صرفاً وجود رقابت آمریکا و چین نیست. در حالی که دو قدرت مستقیماً در مورد موضوعاتی که بر بقیه سیستم تأثیر می گذارد – از استانداردهای هوش مصنوعی و زنجیره های تأمین گرفته تا قوانین تجاری، مواد معدنی حیاتی و امنیت منطقه ای، مذاکره می کنند، این احتمال کنار گذاشته می شود.
- برخی از تحلیلگران و مقامات همچنین پیش از اجلاس نگران بودند که پکن در ازای همکاری در سایر اولویت های استراتژیک، از جمله ایران و ثبات دریایی در اطراف تنگه هرمز، به دنبال امتیازاتی در مورد تایوان باشد.
- کاخ سفید بعداً گفت که دو طرف در مورد اهمیت باز نگه داشتن هرمز توافق کردند. این کنار هم برای ناظران اروپایی قابل توجه بود.
- ترامپ پس از انتقاد علنی ناتو، واشنگتن را به مقصد پکن ترک کرد و گفت که این ائتلاف “بسیار ناامید کننده” بوده و ایالات متحده به آن نیازی ندارد.
- برای بسیاری در اروپا، این توالی این نگرانی را تقویت کرد که دولت ترامپ به طور فزاینده ای به سیاست بین الملل از طریق چانه زنی مستقیم قدرت های بزرگ به جای مدیریت ائتلاف سنتی نگاه می کند.
بزرگنمایی: معضل اروپا. در مقاله امروز او Il Messaggero والبونا زنلی، عضو هیئت مشاوره Decode39 و نویسنده کتاب “بیش از 10 بازدید“، استدلال کرد که اروپا علاقه زیادی به تثبیت روابط ایالات متحده و چین دارد و در عین حال از انفعال استراتژیک اجتناب می کند.
- خطرات اقتصادی برای اروپا در حال حاضر قابل توجه است.
- به گفته زنلی، با تشدید جدایی آمریکا و چین، حجم بیشتری از صادرات چین به سمت بازار اروپا هدایت شده است و فشار بر صنایع اروپایی را افزایش می دهد.
- کسری تجاری اتحادیه اروپا با چین در سال 2025 به نزدیک به 360 میلیارد یورو رسید و صادرات چین به اروپا تقریبا دو برابر صادرات اروپا به چین بود.
عدم تعادل تشدید بیشتر محدودیت های ایالات متحده بر واردات چین می تواند این عدم تعادل را عمیق تر کند و به طور بالقوه اروپا را به مقصد اصلی مازاد ظرفیت چین تبدیل کند.
- در همان زمان، اشکال احتمالی “تجارت مدیریت شده” بین واشنگتن و پکن – از جمله افزایش خرید چینی از کالاهای آمریکایی – می تواند مستقیماً به ضرر صادرکنندگان اروپایی باشد.
- اسکات بسنت وزیر خزانه داری گفت که دو طرف درباره ایجاد یک “هیئت تجاری” و “هیئت سرمایه گذاری” برای مدیریت اختلافات اقتصادی دوجانبه و شناسایی زمینه های همکاری تجاری گفتگو کردند.
- برای سیاستگذاران اروپایی، این مکانیسمها نه تنها برای پیامدهای تجاریشان، بلکه برای آنچه که در مورد معماری روابط آینده آمریکا و چین نشان میدهند، از نزدیک تحت نظر هستند.
مواد حیاتی و استقلال استراتژیک. زنلی همچنین به وابستگی اروپا به مواد خام حیاتی به عنوان یک آسیب پذیری استراتژیک بزرگ اشاره کرد.
- اتحادیه اروپا برای خاکهای کمیاب، آهنرباهای دائمی و مواد معدنی استراتژیک ضروری برای فناوریهای سبز، زیرساختهای دیجیتال و صنایع دفاعی به شدت به چین وابسته است.
- تفاهم موقت بین واشنگتن و پکن ممکن است تنش های کوتاه مدت پیرامون کنترل صادرات و زنجیره تامین را کاهش دهد. اما مقامات اروپایی به طور فزاینده ای تاب آوری صنعتی را به عنوان یک ضرورت بلندمدت ژئوپلیتیکی می دانند.
- این امر شتاب بروکسل در زمینه سیاست صنعتی، همکاری دفاعی، تنوع انرژی و قانون مواد خام حیاتی را توضیح می دهد. فشار فقط در مورد جاه طلبی استراتژیک نیست.
- این منعکس کننده نگرانی فزاینده در داخل اروپا است که در سیستمی که به طور فزاینده ای توسط قدرت های بزرگ شکل می گیرد، بازیگران میانی به جای قانون گذار در خطر تبدیل شدن به قانون گذار هستند.
از پکن تا رم، آنچه ما در حال تماشای آن هستیم:
- آیا ایالات متحده و چین آتش بس تجاری شکننده خود را تمدید می کنند.
- پیشرفت در هیئت پیشنهادی تجارت و هیئت سرمایه گذاری.
- هماهنگی احتمالی در مورد ایران، امنیت انرژی و مسیرهای دریایی.
- سیگنال های واشنگتن در مورد تایوان و بازدارندگی منطقه ای.
- آیا اروپا با هماهنگی صنعتی و استراتژیک بیشتر پاسخ می دهد یا خیر.
نتیجه نهایی: بعید است که نشست ترامپ و شی به یک توافق تحول آفرین منجر شود.
- اما ممکن است شکل مدیریت شدهتری از رقابت ایالات متحده و چین را تسریع بخشد – رقابتی که در آن همکاری انتخابی به تثبیت تجارت، انرژی و اصطکاکهای ژئوپلیتیکی کمک میکند. همانطور که زنیلی استدلال می کند، اروپا علاقه آشکاری به این ثبات دارد.
- خطری که برای بروکسل وجود دارد این است که یک رابطه ساختارمندتر ایالات متحده و چین می تواند به محرکی برای تعیین دستور کار در تجارت، فناوری، زنجیره تامین و استانداردهای صنعتی تبدیل شود.
- چالش اروپا دیگر تنها مدیریت رقابت آمریکا و چین نیست. این اجتناب از جهانی است که در آن قوانین به طور فزاینده ای بدون آن مورد مذاکره قرار می گیرند.
(عکس: X، @WhiteHouse)
