در سال 2016، بریتانیا با اختلاف نظر به خروج از اتحادیه اروپا، نزدیکترین شریک تجاری خود، رای داد، چیزی که منتقدان آن را بدترین ضربه خود به خود در حداقل 70 سال اخیر می نامند.
دفتر مستقل مسئولیت بودجه محاسبه میکند که برگزیت بهرهوری بلندمدت – یک مشکل همیشگی برای بریتانیا – را تا 4 درصد کاهش میدهد که تقریباً به 32 میلیارد پوند (43 میلیارد دلار) در سال تبدیل میشود. صادرات و واردات حدود 15 درصد کمتر از زمانی است که بریتانیا در اتحادیه اروپا باقی می ماند. برخی برآوردها حاکی از آن است که طلاق اروپا سالانه بیش از 100 میلیارد پوند (134 میلیارد دلار) برای بریتانیا ضرر دارد.
از قضا، مهاجرت که توسط مبارزان برگزیت به عنوان دلیلی برای ترک اروپا مطرح شد، از زمان رای گیری به شدت افزایش یافته است و در سال منتهی به ژوئن 2023 به رکورد نزدیک به یک میلیون نفر رسیده است.
بر اساس نظرسنجیها، اکنون نزدیک به 60 درصد از بریتانیاییها فکر میکنند که برگزیت یک اشتباه بوده است. بسیاری از کسانی که به خروج رای دادند، فریفته وعده های ملی گرایانه برای افزایش حاکمیت، می گویند که به آنها دروغ گفته شده و به آنها خیانت شده است. حتی برخی از حامیان روشنفکر مشتاق خروج از اتحادیه اروپا بر این باورند که این توافق یک فاجعه بود، زیرا بوروکراتهای اروپایی صرفاً با بوروکراتهای بریتانیایی جایگزین شدهاند.
اما تأثیر برگزیت به همین جا ختم نشد و دور از آن بود. این امر باعث شکاف عمیق فرهنگی و سیاسی شد و نقشه انتخاباتی را دوباره ترسیم کرد و به حمایت طبقه کارگر از سیاستمداران دست راستی پوپولیست دامن زد، علیرغم این واقعیت که آنها نیروی پیشرو در پشت گسست اکنون غیرمردمی با اروپا بودند.
بی ثباتی سیاسی
برگزیت همچنین دورهای از نوسانات سیاسی خارقالعاده را آغاز کرد، برخلاف شهرت تاریخی بریتانیا به عنوان یک کشور کاملاً باثبات.
این نوسان را می توان به راحتی با نگاهی به دو انتخابات عمومی از زمان رای گیری برگزیت در سال 2016 نشان داد.
در سال 2019، حزب محافظه کار به بزرگترین پیروزی خود در 30 سال اخیر دست یافت. بوریس جانسون، محصول ژولیده طبقات بالای بریتانیا با رابطه ضعیف با حقیقت اما غرایز سیاسی شدید، قهرمان حزب شد. کمپین برگزیت ابزار اصلی بود که او رهبری حزب را به دست آورد.
پنج سال بعد، حزب کاملاً شکست خورد و بدترین شکست انتخاباتی خود را متحمل شد. جانسون، که سال گذشته توسط حزب خود پس از یک سری رسواییهای ظالمانه سرنگون شد، یکی از معماران برجسته این افتضاح بود.
او از آن زمان تاکنون در بیابان سیاسی باقی مانده است، علیرغم داشتن جاه طلبی برای بازگشت به عنوان ناجی حزبش، حزبی که حتی شخصیت های ارشد معتقدند اکنون پس از یک تاریخ 200 ساله منقرض شده است.
هرج و مرج محافظه کارانه
پس از جانسون به عنوان نخست وزیر، هرج و مرج ادامه یافت. جانشین او، لیز تراس، اقتصاد را مخدوش کرد و کوتاهترین نخستوزیر در تاریخ بریتانیا بود. جانشین او، ریشی سوناک، متحمل یک سری بلایای سیاسی شد و کمپین انتخاباتی ضعیفی را اداره کرد.
حزب کارگر با گرایش چپ که خود در سال 2019 در هم شکسته شد، در سال 2024 به قدرت رسید و 412 کرسی در پارلمان را به 121 کرسی محافظه کاران برد.
اما کمتر از یک سال پس از به دست گرفتن قدرت، امنیت بسیار کمتری به نظر می رسد. در انتخابات ماه مه به شدت شکست خورد، 187 عضو شوراهایی که حکومت محلی را در سراسر کشور اداره می کردند و کرسی ایمن قبلی در پارلمان ملی قانونگذار لندن را از دست داد که به حزب راستگرای شورشی اصلاحات نایجل فاراژ رسید.
اصلاحات 677 کرسی محلی و کنترل 10 شورا و همچنین دو شهرداری را به دست آورد که بیشتر آنها را از محافظه کاران گرفته بود.
اگرچه قرار است انتخابات تا سال 2029 برگزار نشود، نظرسنجیهای اخیر نشان میدهد که اصلاحات فاراژ میتواند با وجود داشتن تنها پنج کرسی پارلمان در حال حاضر، در رای بعدی پیروز شود. حزب کارگر حدود 24 درصد از حمایت عمومی را در مقایسه با 30 درصد از اصلاحات دارد. محافظه کاران با رهبری چهارمین رهبر خود در سه سال اخیر، کیمی بادنوک، با حدود 17 درصد در جایگاه سوم قرار دارند.
اول از پست گذشته
چطور این همه سریع اتفاق افتاد؟ چندین پاسخ وجود دارد. یکی از آنها ریشه در سیستم انتخاباتی بریتانیا دارد که گاهی اوقات برنده همه را می برد، جایی که هرکس بیشترین آرا را به دست آورد برنده می شود، حتی اگر اکثریت نباشد.
در این نوع انتخابات، تعداد کرسی های کسب شده در پارلمان لزوماً منعکس کننده نسبت آرای کسب شده نیست. حزب کارگر تنها 34 درصد آرا را به دست آورد و همچنان با شکست پارلمانی به پایان رسید.
علاوه بر این، دولت استارمر چندین اشتباه بزرگ مرتکب شده است، و این اتهامات را دامن می زند که وکلای سابق یک بوروکرات غیر کاریزماتیک با مهارت های سیاسی مشکوک است، علیرغم کمپین بی رحمانه او قبل از انتخابات برای انتقال حزب کارگر به مرکز و مقابله با ترس رای دهندگان مبنی بر اینکه حزب بیش از حد چپ است.
دولت او موفقیت های بدون شک داشته است، به ویژه در سیاست خارجی که در آن استارمر به عنوان یک اپراتور دیپلماتیک مورد احترام در نظر گرفته می شود که برخلاف برخی دیگر از رهبران اروپایی، به طرز ماهرانه ای اعتماد دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده را به دست آورده است. این دو مرد این هفته یک قرارداد تجاری برای کاهش تعرفه های ترامپ بر خودروهای بریتانیایی، آلومینیوم، فولاد و هوافضا امضا کردند. استارمر همچنین همراه با دیگر قدرت های اروپایی از حامیان سرسخت اوکراین در برابر روسیه است.
اما دولت در عزم خود برای ایجاد تعادل بین اوراق بهادار پس از به ارث بردن چیزی که میگوید حفرهای 30 میلیارد دلاری در اقتصاد است، تصمیمهای عمیقاً غیرمحبوب و از نظر سیاسی ناپسند گرفته است.
تا حد زیادی مضرترین آنها تصمیمش برای حذف یارانه سوخت زمستانی برای بازنشستگان بود که این اتهامات را برانگیخت که افراد مسن تر و کمتر ثروتمند مجبور بودند بین گرم کردن و غذا یکی را انتخاب کنند.
چرخش های شرم آور
استارمر اخیراً این تصمیم را برای همه به جز بازنشستگان ثروتمندتر، در یکی از چندین چرخش شرم آور تغییر داده است.
بسیاری از اعضای حزب کارگر نگرانند که برای جبران از دست دادن حمایت دولت خیلی دیر شده باشد، به ویژه از آنجایی که دولت نشان داده است که به سیاست عمیقاً نامحبوب دیگری که کاهش مزایای افراد معلول را کاهش می دهد، باز نخواهد گشت.
ریچل ریوز، وزیر خزانه داری که در غیر این صورت به عنوان وزیر دارایی شناخته می شود، اخیراً آنچه را که دولت امیدوار است اقدامات مردمی تر باشد، از جمله تزریق هنگفت پول به سرویس بهداشتی ملی که زمانی مورد احترام بود و اکنون در حال شکنجه است، اعلام کرده است.
مورد اخیر، که با اقدامات سایر کشورهای اروپایی منعکس شده است، با توجه به حمایت نامشخص ترامپ از اوکراین در برابر روسیه و تمایل آشکار او برای خروج از تعهدات نظامی در ائتلاف دفاعی متقابل ناتو، به عنوان یک ضرورت تلقی می شود.
با این حال، اقتصاددانان هشدار می دهند که با توجه به اقتصاد ضعیف، فضای ریوز برای مانور در تأمین مالی این سیاست ها شکننده است. در صورتی که اقتصاد احیا نشود، فضای به اصطلاح مالی او از بین خواهد رفت، به ویژه با توجه به شوک های احتمالی درگیری اسرائیل و ایران و جنگ در اوکراین. اگر چنین باشد، او مجبور می شود یا مالیات ها را افزایش دهد یا سایر خدمات عمومی را کاهش دهد.
فاراژ پر زرق و برق
فریج، یک تاجر سابق کالاهای دارای تحصیلات خصوصی، ثروتمند و مادام العمر، اروپا شکاک است که در حاشیه و با خوشحالی این مشکلات را تماشا می کند. او علیرغم اینکه هیچ وجه اشتراکی با طبقات کارگر ندارد، بهویژه با برافروختن شعلههای بیگانههراسی، به نوعی موفق میشود که طبقات کارگر را جذب کند.
فاراژ پر زرق و برق، با وجود اینکه هفت بار پیش از انتخاب شدن در سال 2024 ناموفق در پارلمان بوده است، یک سخنور با استعداد و فعال سیاسی است. برخی تحلیلگران معتقدند که او می تواند با وجود پایگاه کوچکی که در حال حاضر در پارلمان دارد، نخست وزیر بعدی شود.
اگر فردی مسئول حوادث پر هرج و مرج دهه گذشته باشد، فاراژ است. ترس حزب محافظه کار از از دست دادن رأی دهندگان به فاراژ در سمت راست، پشت تصمیم نخست وزیر سابق دیوید کامرون برای برگزاری همه پرسی برگزیت بود. به اشتباه به عنوان راهی برای سرکوب شورش حزب داخلی در نظر گرفته شد.
واکنش حزب به فاراژ، حرکت بیشتر به سمت راست بوده است، علیرغم توصیه بزرگان سنتی محافظهکار که معتقدند این امر فقط آراء را در مرکز مهم از دست میدهد. حامیان محافظه کار، از جمله اعضای منتخب، به حزب اصلاحات فاراژ می روند.
در همان زمان، فاراژ در حال جلب حمایت رای دهندگان سنتی کارگر در دیوار قرمز در میدلندز و شمال انگلیس است که نگران مهاجرت و افزایش هزینه زندگی هستند.
این حداقل تا حدی توضیح میدهد که چرا نخستوزیر استارمر اخیراً یک سخنرانی تهاجمی در مورد آسیبهای ناشی از مهاجرت بیش از حد انجام داد که به نظر میرسید لفاظیها را از جناح راست میدزدد و بسیاری از حامیان حزب کارگر را ناامید کرد.
کلید شکست فاراژ – که ممکن است به زودی به جای محافظه کاران اپوزیسیون رسمی شود – بهبود اقتصاد و کنترل مهاجرت است. اما هیچکدام را نمی توان برای دولت تحت محاصره کارگری یک امر مسلم در نظر گرفت.
با این حال، انتخابات تا سال 2029 پیش بینی نمی شود و همانطور که تاریخ اخیر نشان می دهد، در این میان اتفاقات زیادی می تواند بیفتد.
توضیح: نسخه قبلی این داستان گفته بود که دیوید کامرون، نخست وزیر سابق بریتانیا پس از رای گیری برگزیت مجبور به استعفا شده است. در عوض، به دلیل رای برگزیت، او احساس کرد که مجبور است استعفا دهد.
سوالاتی که باید در نظر بگیرید:
1. تاثیر برگزیت بر اقتصاد بریتانیا چه بود؟
2. چرا حزب محافظه کار همچنان به سمت راست حرکت می کند؟
3. اگر نخست وزیر بریتانیا بودید، اولویت اول شما چه بود؟
