پیامدهای جنگ ایران – پیامدهای نامطلوب بسیاری از ایالات متحده وجود دارد – حملات بی امان اسرائیل به ایران: تاکنون این تلاش های مشترک شکست خورده است و دلیلی وجود ندارد که باور کنیم دور دیگری از بمباران آمریکا و اسرائیل دولت ایران را شکست دهد یا کشور را به کلی نابود کند.
به هر حال، پس از نزدیک به سه ماه از حملات هوایی مشترک ایالات متحده و اسرائیل، هیچ یک از نتایج مورد نظر ظاهر نشد:
· از بین بردن توانایی ایران در ساخت سلاح هسته ای.
· تخریب زیرساخت های موشکی ایران
· ریشه کن کردن شبه نظامیان منطقه ای مورد حمایت ایران، مانند حزب الله لبنان.
· جایگزینی دولت فعلی ایران.
در ضمن حداقل 70 درصد پهپادها و موشک های پیشرفته ایران باقی مانده استدر حالی که موجودی موشک های دفاعی آمریکا تا حد زیادی به پایان رسیده است. متحدان آمریکا در خاورمیانه مانند اسرائیل، عربستان سعودی و شیخنشینهای نفتی با شکست مواجه هستند. علاوه بر این، ایران تا حد زیادی از بمباران مشترک آمریکا و اسرائیل بهبود یافته است و با کمک فنی روسیه و چین، اکنون بر مناقشه مسلط است.
در این مرحله، دولت ترامپ بین بمباران مجدد ایران و پیشنهادات صلح که ایران برای به دست آوردن زمان برای حملات موشکی بیشتر به کشورهای صادرکننده نفت و گاز و اسرائیل متوقف میشود، در نوسان است. به هر حال، ایران تمام تلاش خود را دارد که کشورهای صادرکننده نفت و اسرائیل را بیشتر فرسوده کند تا حتی در چند سال دیگر از حمله دیگری به کشورشان جلوگیری کند. اگر تلاش های آنها موفقیت آمیز نباشد، آنها انتظار دارند که ظرفیت نظامی آینده آنها با کمک چین و روسیه پیروز شود.
در این میان، کشورهای صادرکننده نفت و گاز طبیعی خلیج فارس تلاش خواهند کرد تا تجارت خود را بدون «حفاظت» نظامی ارتش ایالات متحده احیا کنند. اما حتی زمانی که زیرساخت های نفت و گاز عمدتا ویران شده آنها در نهایت بازسازی شود، همه چیز هرگز مثل قبل نخواهد بود. تقاضا برای نفت و گاز کاهش خواهد یافت، زیرا کشورهای تحت تأثیر شدیداً به منابع انرژی خورشیدی و دیگر منابع انرژی جایگزین روی می آورند.
در این میان، نقش ارتش آمریکا نیز در این منطقه به شدت کاهش خواهد یافت. این فقط به دلیل ناتوانی آن در شکست دادن ایران و ایران نیست تخریب بیشتر پایگاه های نظامی محلی ایالات متحده، بلکه به دلیل کاهش قدرت نظامی ایالات متحده، از جمله کشورهای محلی تحت حمایت دولت ایالات متحده، مانند اسرائیل. علاوه بر این، اقتصاد ضعیف آمریکا احتمالاً منابع لازم برای پرداخت هزینه بازسازی پایگاه های نظامی خود در خلیج فارس را نخواهد داشت، حتی اگر بتواند از شیخ نشین های محلی وفادار خود مجوز بگیرد.
بنابراین، با وجود امیدواری رهبران دو حزبی این کشور به تداوم نقش ارتش آمریکا در این منطقه صادرکننده نفت و گاز، برجستگی دولت آمریکا در خاورمیانه برای همیشه کاهش یافته و احتمالاً از بین خواهد رفت.
آیا آمریکاییها برای بازگرداندن قدرت سیاسی ایالاتمتحده در خاورمیانه با مهربانی به کاهش سطح زندگی خود میپردازند؟ بعید است، و اگر بازگرداندن کنترل ایالات متحده به پیش نویس نظامی بستگی داشته باشد، می توان انتظار مقاومت داخلی و حرکت فوق العاده جوانان به کانادا را داشت.
کلام آخر: این آینده زیبا نخواهد بود، و ممکن است باعث مخالفت گسترده با سیاست های سختگیرانه شود که هرگز در بازگرداندن وضعیت دولت ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم در خاورمیانه موفق نخواهد بود.
(ویکتور روتمن یک تحلیلگر سیاست مستقر در کالیفرنیا و مشارکت کننده مکرر در CityWatchLA.com است)
