نیویورک سیتی: سر نوزاد ساعت ها بود که تاج گذاری می کرد. نزدیکترین مرکز صحی در 40 کیلومتری روستا بود – فاصلهای که در جادههای شکسته که از ولایت بدخشان در شمال شرقی افغانستان میپیچند، به سه ساعت رانندگی تبدیل میشود.
هیچ وسیله نقلیه ای در دسترس نبود. زمانی که مادر به مرکز استان، فیض آباد رسید، انتخاب پیش روی کارکنان پزشکی تیره و تار بود. برای نجات جان او، نوزاد را نمی توان نجات داد.
کوابنا آسانته نتیاموآ، نماینده صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در افغانستان، این هفته در یک میزگرد مطبوعاتی در مقر سازمان ملل در نیویورک گفت: “این فقط یک داستان نیست.” این یک واقعیت در افغانستان است.»
او به نسبت مرگ و میر مادران در افغانستان اشاره کرد که 521 مرگ در هر 100,000 تولد زنده است – که یکی از بالاترین ها در جهان است و این رقم بر اساس مدل سازی صندوق جمعیت ملل متحد، اگر کاهش بودجه فعلی معکوس نشود، می تواند در سال آینده سه برابر شود.

در سراسر خلیج عدن، وقایع یمن داستانی موازی را روایت می کند. سه زن در آنجا هر روز به دلیل عوارض مربوط به بارداری یا هنگام زایمان جان خود را از دست می دهند.
فرانچسکو گالتیری، نماینده صندوق جمعیت ملل متحد در یمن، در همان میزگرد گفت که دو نفر از این سه نفر، می توانند با کمک یک ماما ماهر و دسترسی به داروهای اولیه زنده بمانند.
افغانستان و یمن با هم دو تا از بزرگترین، پیچیده ترین و نادیده گرفته شده ترین بحران های بشردوستانه جهان را تشکیل می دهند.
هر دو دارای جمعیتی هستند که در آن تقریباً 70 درصد افراد زیر 30 سال سن دارند. در یمن، دو سوم مراکز بهداشتی تعطیل هستند. در افغانستان، یک سفر 40 کیلومتری می تواند تعیین کند که آیا مادر زنده است یا می میرد.

و در هر دو کشور، بار بر دوش زنان است – نه تنها به عنوان قربانیان اصلی خدمات بهداشتی در حال فروپاشی مادر، بلکه به عنوان معماری خاموش که جوامع از هم گسیخته را در کنار هم نگه می دارد.
گالتیری گفت: «متاسفانه وقتی مشکلات ادامه پیدا میکنند، تمایل داریم از آنها غفلت کنیم. یمن و افغانستان تقریباً در وضعیت مشابهی قرار دارند.
در افغانستان، صندوق جمعیت ملل متحد مسیری باریک و نامطمئن را تحت حاکمیت طالبان پیموده است. خدمات بهداشت مادر توسط مقامات به عنوان یک ضرورت پزشکی – “نیازهای بهداشتی زنان و دختران” – فرمولی که در حال حاضر، حتی با اکراه، تحمل شده است.
خدمات توسط زنان، برای زنان، از طریق شبکه ای از خانه های بهداشت خانواده در سطح جامعه در برخی از دورافتاده ترین مناطق کشور ارائه می شود.
در اوج خود در سال جاری، این شبکه تقریباً 3500 کارمند صحی زن را استخدام می کرد. پس از آن به کاهش بودجه رسید.
هنگامی که برنامه های کمک های خارجی واشنگتن در اوایل سال جاری متوقف شد، صندوق جمعیت ملل متحد در سال 2025 حدود 130 میلیون دلار را که برای افغانستان اختصاص داده شده بود از دست داد. حدود 1000 ارائه دهنده خدمات زن از کار بیکار شدند. کلینیک هایی که کارکنان آنها کار می کردند به سادگی از کار افتادند.
آسانته نتیاموآ، که کار خود را در سازمان ملل به عنوان یک داوطلب در افغانستان در سال 1996 آغاز کرد، این زنان را «فعالان خاموش» توصیف کرد.
او گفت: «در کشوری که حقوق زنان و دختران تحت فشار شدید است، مادر یا خواهری که صبح از خواب بیدار میشوند، لباس میپوشند و سر کار میروند، این انگیزه بزرگ و نشانهای از امید برای دختران آن خانواده است.
وی افزود: عمل اشتغال جدا از عمل مقاومت نیست. همینطور است.
صندوق جمعیت ملل متحد یک درخواست 90 میلیون دلاری برای افغانستان در سال 2026 راه اندازی کرده است و تقریباً 70 درصد از این مبلغ را تأمین کرده است.
کمبود بودجه مستقیماً بر کلینیکهای خاص، جوامع خاص و زنان خاصی تأثیر میگذارد که از زایمان پیچیده بعدی خود جان سالم به در خواهند برد یا نخواهند کرد.
بسیاری از ناظران می پرسند که چرا سازمان ملل متحد در افغانستان باقی می ماند، با توجه به هر چیزی که طالبان نمایندگی می کند – محرومیت دختران از مدارس، احکامی که اجازه می دهد دختران 12 ساله را مجبور به ازدواج کنند، و از بین بردن سیستماتیک زندگی عمومی زنان.
آسانته نتیاموآه در پاسخ به سوال عرب نیوز گفت: “ما نمی توانیم افغان ها را به خاطر طالبان رها کنیم.” “طبق شبیه سازی های ما، نرخ مرگ و میر مادران می تواند سه برابر افزایش یابد. شما نوزاد را با آب حمام بیرون نمی اندازید.”

اما مسئله مسئولیت بین المللی در بیش از یک جهت کاهش می یابد. او گفت که روابط بین جامعه جهانی و طالبان در دو مسیر است: شناسایی و تعامل.
آژانسهای سازمان ملل میتوانند به صورت عملیاتی مشارکت کنند، اما به رسمیت شناختن رسمی با شورای امنیت و مجمع عمومی است – نهادهایی که منافع ژئوپلیتیکی معمولاً بر پیامدهای بشردوستانه برتری دارد.
در همین حال، کرسی دایمی افغانستان در سازمان ملل همچنان توسط نمایندگان جمهوری سابق اشغال شده است. طالبان که در سال 2021 کنترل کشور را دوباره به دست گرفتند، هیچ صدایی در اتاق ندارند که به شکل گیری هنجارهای جهانی کمک کند.
آسانته نتیاموآ گفت که کابل به طور فزاینده ای اداری شده است، در حالی که قدرت واقعی در قندهار – مقر هیبت الله آخوندزاده، رهبر عالی طالبان، و شهری است که کمتر مورد توجه دیپلماتیک بین المللی قرار دارد.
تعامل بین المللی برای چنین موقعیتی طراحی نشده بود.
در یمن، صندوق جمعیت ملل متحد تخمین می زند که به 70 میلیون دلار برای تأمین مالی خدمات بهداشت باروری و حفاظت در چرخه کنونی، از جمله مامایی، مراقبت های زایمان، فضاهای امن برای بازماندگان خشونت مبتنی بر جنسیت و کمک نقدی برای زنانی که توانایی پرداخت هزینه حمل و نقل به کلینیک را ندارند، نیاز دارد.
تاکنون تنها 13 درصد از این رقم را بسیج کرده است.
از جمعیت 35 میلیونی یمن، بیش از 600000 نفر زنان باردار هستند. از 5.5 میلیون زن در سن باروری در کشور، بیش از 500000 نفر از خشونت های جنسیتی بازمانده اند.
یمن اکنون پنجمین بحران آوارگی بزرگ در جهان را دارد. تعداد آوارگان از 5 میلیون نفر در آغاز سال به 6 میلیون نفر افزایش یافته است. نیمی از این خانوارهای آواره را زنان سرپرستی می کنند.
سقوط بودجه با محدودیتهای دسترسی در شمال، جایی که 73 کارمند سازمان ملل تحت بازداشت خودسرانه شبهنظامیان حوثی مورد حمایت ایران هستند، تشدید میشود.
عملیات نظامی فضا را برای دیپلماسی بشردوستانه تنگ کرده است و توجه کشورهای عضو به سمت بحران هایی معطوف شده است که اهمیت ژئوپلیتیک فوری بیشتری دارند.
گالتیری گفت: «بحران های اخیر بیشتر توجه کشورهای عضو، اهداکنندگان و حتی مطبوعات را به خود جلب کرده است.
و حتی زمانی که مطبوعات این داستانها را پوشش میدهند، به جای داستان مردم و آنچه میتواند به آنها کمک کند احساس قویتر کنند، داستان سیاستهای اطراف یمن و افغانستان را بازگو میکند.
هر دو نماینده استدلال میکنند که بحرانهای طولانیمدت میتوانند در طول زمان، نوع متفاوتی از فرصتها را ایجاد کنند – نه فقط برای واکنش اضطراری، بلکه برای ساختن چیزی بادوامتر.
صندوق جمعیت ملل متحد در 12 سال گذشته هزاران ماما را در یمن آموزش داده است. شبکه های صحی را در دورافتاده ترین دره های افغانستان ایجاد کرده است. اینها صرفاً برنامه های بشردوستانه نیستند. آنها به شکل جنینی پایه های یک سیستم سلامت هستند.
اما حفظ این معماری مستلزم نوع دیگری از سرمایهگذاری است – پزشکی از راه دور که ماماهای روستایی را به بیمارستانهای منطقهای پیوند میدهد، برنامههای نقدی که زنان را قادر میسازد تا هزینه حمل و نقل به نزدیکترین کلینیک را بپردازند، و ارتباطی که از بحرانی که در ابتدا بودجه آن را تامین میکرد، ادامه دارد.
عرب نیوز از گالتیری پرسید که چه چیزی مانع این تغییر – از خیریه اضطراری به توانمندسازی اقتصادی – شده است.
او گفت: «این میراث از گذشته. “انسان ها – زمان می برد تا ما روش برخورد با مسائل را تغییر دهیم.”
او افزود که جامعه بینالمللی همچنان به کمکهای بشردوستانه «بیشتر به شیوهای بشردوستانه نگاه میکند – از کسانی که میتوانند تا کسانی که نیاز دارند، به جای اینکه به این فکر کنند که چگونه میتوانیم کسانی را که هر روز صبح از خواب بیدار میشوند، توانمند کنیم».
آسانته-انتیاموآ صریح تر بود.
زمانی که شما یک بحران طولانیمدت دارید، خود بحران به زیربنای سیاسی و اقتصادی جامعه تبدیل میشود. عادی میشود. و زمانی که عادی شد، باید استراتژیک باشید – زیرا جامعه باید انعطافپذیر باشد.»
او گفت که وقتی زلزله در یک ولایت دورافتاده افغانستان اتفاق می افتد، غریزه ساختن یک درمانگاه است. سوال استراتژیک این است که آیا در حال حاضر یک کلینیک کم مجهز در نزدیکی وجود دارد؟ اون یکی رو مجهز کن وقتی اورژانس تمام می شود، باقی می ماند.
این یک ایده ساده است. در زمینه واکنش بشردوستانه، تقریباً افراطی است.
گالتیری درباره زنان یمنی گفت: «اگر مجبور بودند داستانهای خود را بگویند، احتمالاً داستانهای مبارزاتی را تعریف میکردند – اما با اندکی بیشتر از شیوهای که ما گاهی داستانهایشان را تعریف میکنیم، یک چراغ امید است.»
در افغانستان، 1000 زن در سال جاری با برداشتن 130 میلیون دلار کمک مالی، شغل خود را از دست دادند. آنها صبح لباس پوشیدند، به کلینیک هایی رفتند که دیگر لیست حقوق و دستمزد در انتظارشان نبود و به خانه برگشتند.
در خانوارهای بدخشان، هلمند و قندوز، دخترانی که هر روز صبح خروج آنها را به سر کار تماشا کرده بودند، بازگشت آنها را تماشا می کردند.
فعالان خاموش ساکت شده بودند. و جامعه بینالملل، به روشهایی که به طور کامل به آن فکر نکرده است، در را نگه داشته است.

