هوش مصنوعی نقشه کارآفرینی اروپا را دوباره ترسیم می کند. بنیانگذاران دیگر برای شروع نیازی به تیم های فنی عمیق، چرخه های ساخت طولانی یا مقادیر زیادی سرمایه اولیه ندارند. در پی آنها کهن الگوی جدید وجود دارد: سازندگانی که شرکتهایی را با استفاده از هوش مصنوعی و ابزارهای کمکد مونتاژ میکنند، نه اینکه همه چیز را از ابتدا کدنویسی کنند.
این تغییر در حال حاضر قابل مشاهده است. Lovable مستقر در استکهلم به سازندگان غیر فنی کمک میکند تا نرمافزار واقعی را سریعتر ارسال کنند، در حالی که ابزارهایی مانند Anthropic’s Claude اکنون به کاربران اجازه میدهد برنامههای مبتنی بر هوش مصنوعی را با هزینههای سربار بسیار کمتر بسازند و به اشتراک بگذارند.
در مجموع، این مثالها به تغییری اشاره میکنند که اگر فقط دورهای بودجه و تعداد تکشاخها را دنبال کنیم، به راحتی از دست میدهیم: هوش مصنوعی الگوی کارآفرینی خود را تغییر میدهد، تغییر میدهد که چه کسی شروع میکند، چه چیزی ساخته میشود و چه موفقیتی به نظر میرسد.
وقتی هزینه ها از بین می رود، مشارکت گسترش می یابد
کارآفرینی همیشه با دو محدودیت شکل گرفته است: هزینه مالی برای رسیدن به یک محصول قابل اجرا و دانش فنی لازم برای ایجاد آن.
کاهش موانع به سادگی تعداد استارت آپ ها را افزایش نمی دهد. ترکیب بنیانگذاران را تغییر می دهد. اخیر تحصیل در مدرسه بازرگانی لندن کارآفرینی تجارت الکترونیکی با کد پایین نشان داد که جوامعی که از لحاظ تاریخی در کارآفرینی کمتر حضور داشتند، زمانی که یک ابزار کمکد به طور گسترده در دسترس نه تنها هزینهها، بلکه موانع فنی راهاندازی را کاهش میدهد، جذب بالاتری را نشان میدهند.
اگر پلتفرمهای کمکد راهاندازی را بدون نوشتن کد زیاد ممکن میسازند، هوش مصنوعی مولد یک گسترش چشمگیر این روند را تشکیل میدهد و میتواند اساساً خط لوله موسس را تغییر دهد. کارشناسان حوزه بیشتر، از اپراتورهای مراقبتهای بهداشتی گرفته تا لجستیک و خدمات مالی، اکنون میتوانند بدون ایجاد یک سازمان مهندسی سنتی، از بینش به محصول دیگر حرکت کنند.
اروپا ممکن است برای این امر زمینه مناسبی باشد. پایگاه استعدادهای آن عمیقاً در تخصص حوزه است، اعم از بخشهای صنعتی، بازارهای تنظیمشده یا توزیع چند زبانه.
بسیاری از بنیانگذاران بالقوه از لحاظ تاریخی به دلیل دسترسی به نیروی کار فنی و سرمایه اولیه محدود شده اند. ابزارهایی مانند Lovable به خودی خود فقط استارت آپ نیستند. آنها زیرساختی برای گسترش گسترده تر در افرادی هستند که می توانند به طور قابل اعتمادی کارآفرینی کنند.
از “بزرگ رفتن یا شکست” تا “ساخت، بهره برداری و رشد”
موانع کمتر نیز استراتژی کارآفرینی را حداقل به دو روش مهم تغییر می دهد. اول، هزینههای پایینتر، کتاب بازی سنتی VC یعنی افزایش سریع، سوزاندن سرمایه و تعقیب مقیاس به هر قیمتی را به چالش میکشد.
این ساختار هزینه های قدیمی نرم افزار ساختمان را منعکس می کند. اگر میلیونها دلار نیاز داشت تا تناسب پس از بازار محصول افزایش یابد، منطق سرمایهگذاری بیش از حد (و نتایج بزرگ) به طور طبیعی دنبال میشد. اما اگر بتوانید سریعتر و ارزانتر ارسال کنید، منوی مسیرهای پایدار گسترش مییابد.
یک لنز به خصوص مرتبط از آن می آید مطالعه دیگری توسط مدرسه بازرگانی لندن که نشان داد که ابزارهای با کد پایین موانع کلیدی (هم مالی و هم فنی) را کاهش میدهند و میتوانند مسیر رشد متفاوتی را فعال کنند. به طور خاص، الگوهای نتیجه در بین آن دسته از استارتآپهای تجارت الکترونیکی که با استفاده از ابزارهای کمکد ساخته شدهاند در مقایسه با همتایانشان در تجارت الکترونیک متفاوت است. اولی به اجبار وارد دوتایی «تک شاخ یا نیم تنه» نمیشود و استارتآپهای بیشتری را مشاهده میکنیم که پویایی مقیاسپذیری پایدار را دنبال میکنند.
ابزارهایی مانند Claude و Lovable جدول زمانی را از ایده به محصول فشرده میکنند، هزینههای عملیاتی را کاهش میدهند و حلقههای بازخورد را سرعت میبخشند و سودآوری را زودتر قابل قبولتر میکنند.
در دنیایی که ساخت، بهره برداری و تکرار کاهش کیفی هزینه و زمان را تجربه می کند، ممکن است مشاهده کنیم که بنیانگذار پلت فرم اتوماسیون بازاریابی Klyavio، اد هالن، و پروفسور بن هالن در اخیر خود چه چیزی را توصیف کرده اند. مقاله مروری بر کسب و کار هاروارد به عنوان “میانه قدرتمند”.
هالن ها توجه را به طبقه جدیدی از کارآفرینان جلب می کنند که فضای وسیعی را بین مشاغل سبک زندگی و تک شاخ های در مقیاس خطرپذیر پر می کنند. میانه قدرتمند به بخشی از شرکت ها اشاره دارد که به دنبال رشد معنادار و بادوام هستند، بدون اینکه لزوماً نتایج شدیدی را دنبال کنند که پرتفوی VC در اطراف آن ساخته شده است.
کارآفرینی مبتنی بر هوش مصنوعی ممکن است این میانه را ضخیم تر کند. اگر بنیانگذاران بیشتری بتوانند محصولات قوی با سرمایه کمتر بسازند، استارتآپهای بیشتری میتوانند بدون نیاز به تبدیل شدن به انحصار جهانی به نتایج هشت رقمی برسند.
این به خوبی با واقعیت سازمانی اروپا همخوانی دارد: بازارهای پراکنده، پایگاه های مشتریان چند زبانه و مجموعه ای قوی از صنایع که در آن عمق عمودی بیش از پویایی برنده مهم است.
به جلوه “ملکه قرمز” توجه کنید
یک یادداشت احتیاطی ضروری است. دسترسی ضمنی به اولین اثر می تواند با واقعیت یک اثر “ملکه سرخ” روبرو شود. اگر هوش مصنوعی و کد پایین، راهاندازی شرکتها را برای افراد بیشتری آسانتر کند، ممکن است آنچه را که آلیس در سرزمین عجایب به عنوان اثر «ملکه سرخ» توصیف میکند، ببینیم. همه سریعتر می دوند تا در همان مکان بمانند.
موانع کمتر میتواند به معنای افزایش محصولات مشابه، تکثیر سریعتر ویژگیها و رقابت شدید قیمت باشد، بهویژه در دستههای نرمافزاری که توزیع از قبل اشباع شده و هزینههای سوئیچینگ پایین است. در آن دنیا، هوش مصنوعی به طور خودکار سرمایه گذاری های بادوام تری ایجاد نمی کند. به سادگی چرخه ورود، تقلید و سرگردانی را فشرده می کند.
توانمندسازی افراد بیشتری برای تبدیل شدن به بنیانگذاران نه تنها تعداد استارت آپ ها را افزایش می دهد، بلکه انواع مشکلات حل شده را نیز گسترش می دهد.
اگر بنیانگذاران جدید تجربیات زیسته متفاوت، دانش بخش و زمینه محلی را به ارمغان بیاورند، نتیجه ممکن است نه تنها رقابت بیشتر در همان عرصه ها، بلکه یک چشم انداز کارآفرینی غنی تر باشد که به دردسرهای نادیده گرفته شده و بازارهای کم خدمت می پردازد.
این برای اروپا چه معنایی دارد
وسوسه انگیز است که اروپا در مقابل ایالات متحده را به عنوان مسابقه ای برای آزمایشگاه های هوش مصنوعی مرزی و راندهای بزرگ قرار دهیم. اما مقایسه جالبتر ممکن است مربوط به تغییر شکل کارآفرینی باشد.
ایالات متحده احتمالاً به تسلط بر مدلهای بنیاد، زیرساختهای فرامقیاس و سرمایهگذاری عظیم مخاطرهآمیز ادامه خواهد داد. رهبری آمریکا در آن جبهه، فرصتی را برای یک تغییر اساسی در اروپا نفی نمی کند.
فرصت ممکن است در لایه ایجاد برنامه و سرمایه گذاری باشد. هوش مصنوعی ممکن است بنیانگذاران بیشتر، آزمایشهای بیشتر و شرکتهای «کوچک تا قوی» بیشتری را باز کند و اکوسیستم میتواند شاهد استارتآپهای بیشتری باشد که بر اساس بینشهای عمیق دامنه ساخته شدهاند تا خندقهای فنی عمیق.
داستانهای Lovable و Anthropic این بردار دموکراتیک را به تصویر میکشند: چرخههای توسعه محصول بومی هوش مصنوعی به حدی فشرده میشوند که ماهها میتوانند به اندازه سالها اهمیت داشته باشند. ابزارهایی مانند ساخت اپلیکیشن و قابلیت های اشتراک گذاری کلود نشان می دهد که ساخت استارتاپ به طور فزاینده ای به چیزی نزدیک تر به انتشار تبدیل می شود: ایجاد، آزمایش، توزیع، به روز رسانی.
اگر این پویایی ها ادامه پیدا کند، باید انتظار داشته باشیم که بنیانگذاران غیر سنتی، سرمایه گذاری های بوت استرپ و نیمه بوت استرپ و کسب و کارهایی را ببینیم که قابل سرمایه گذاری هستند اما به VC وابسته نیستند.
کارآفرینی مبتنی بر هوش مصنوعی فقط داستانی درباره بهره وری نیست. این داستانی در مورد دسترسی به ساختمان، آزمایش، مشارکت در کارآفرینی بدون رفع موانع فنی و مالی سنتی است.
تأثیر بلندمدت ممکن است در مورد تعداد انگشت شماری از غول های هوش مصنوعی کمتر باشد – و بیشتر در مورد گسترش گسترده تر پایگاه کارآفرینی در سراسر اروپا باشد.
