وکیل دادگستری آلن درشوویتزکتاب پرفروش سال 2003 پرونده اسرائیل از ابتدا با این واقعیت که نویسنده آن یهودی و آمریکایی است نقص داشت. این موضوعی است که به بهترین وجه توسط یک خودی – و نه یک یهودی، بلکه یک عرب – به آن رسیدگی می شود. یک عرب با کنجکاوی فکری، درستکاری، شجاعت و تخصص روزنامه نگاری. حسین عبدالحسین، روزنامهنگار و محقق لبنانی-عراقی با این شرایط مطابقت دارد.
کار فعلی او در تحلیل سیاسی و مقالات پرونده عرب برای اسرائیل کتابی است که من بیش از همه آن را برای هر کسی که صادقانه می خواهد درگیری ریشه دار بین یهودیان و اعراب در اسرائیل را درک کند توصیه می کنم.
عبدالحسین که در بیروت، بغداد و بعلبک بزرگ شده بود، در کودکی شاهد حملات هوایی اسرائیل بود، در جوانی در تظاهرات ضد اسرائیلی راهپیمایی کرد و اخبار خاورمیانه را برای بیروت پوشش داد. دیلی استار، و سپس وارد تحقیقات دقیقی شد که تصورات غلط قبلی او را از آب درآورد.
پرونده عبدالحسین برای اسرائیل مبتنی بر دهه ها تجربه دست اول در جهان عرب، سال ها کار در این کشور است. بیروت، کویت و واشنگتن به عنوان روزنامه نگار و تحلیلگر سیاست – در حال حاضر او پژوهشگر بنیاد دفاع از دموکراسی ها است – و با دنیای عرب زبان، منابع عبری و نگرش های غربی نسبت به خاورمیانه آشناست.
بررسی دقیق و ارائه کامل پاورقی او از حقایق تاریخی، روایتهای بنیادی و در عین حال ساختگی یا جاهلانهای را که بر بحثهای مترقی عرب و غربی درباره اسرائیل مسلط هستند، به چالش میکشد. هر کسی می تواند این اطلاعات را کشف کند، اما تعداد کمی از آنها زحمت این کار را می دهند.
این کار خارقالعاده فقط یک افشاگری از دههها تبلیغات مخرب نیست.
نویسنده دو نظر کلی قانع کننده دارد: اینکه دولت یهود برای اعراب خوب است. و اینکه اعراب هرگز جایگزین قانع کننده ای را بیان نکرده اند، که به جای آینده ای متصور، بر گذشته ای خیالی تمرکز کند.
او مینویسد: «فلسطینیها همیشه میخواستند ساعت را به عقب برگردانند، اما دقیقاً به چه ساعتی؟… مشکل فلسطینیها این بوده است که مهم نیست کدام دوره از تاریخ را انتخاب میکنند، هرگز زمانی را پیدا نمیکنند که اعراب فلسطین بر سرزمین حاکم باشند».
در طول تاریخ، تنها مردم محلی که تا به حال بر سرزمین بین رود اردن و دریای مدیترانه حاکم بوده اند، یهودیان بودند.
فلسطینیان هرگز به ناتوانی خود در تصور فلسطین مدرن آینده، یا شکست خود در ایجاد یک نهاد مدرن واحد در تاریخ خود اعتراف نکرده اند، چه رسد به اینکه در ساخت و مدیریت دولتی کارآمدی که از نوع امارت اسلامگرای قرون وسطایی است که حماس پس از سال 2007 در غزه ساخت.
اعراب باید از روی عقیده به دنبال صلح با اسرائیل باشند
او می نویسد که اعراب باید به دنبال صلح با اسرائیل باشند، نه از روی ناامیدی یا ترس، بلکه به دلیل اعتقاد به این که – به عنوان یک دوست و متحد – دولت اسرائیل برای اعراب بسیار ارزشمندتر از بیرون راندن آن و ساختن فلسطینی به جای آن است که در بهترین حالت، کشوری متوسط خواهد بود.
زمانی که عبدالحسین در سال 2004 وارد ایالات متحده شد، عبری را آموخت تا اینکه به قدری مسلط بود که بتواند به زبان مادری اسرائیلیها بخواند و به صحبتهایش گوش دهد.
او می نویسد: “بزرگترین شگفتی من این بود که برخلاف اکثر اعراب و من فکر می کردم، اسرائیلی ها وسواسی برای کشتن اعراب نداشتند. یهودیان در سراسر جهان داستانی برای خود داشتند که منطقی بود.”
تحقیقات او نشان داد که «زمانی که سازمان آزادیبخش فلسطین در سال 1964 تأسیس شد، انگیزه اصلی آن پیوستن به جمهوری متحد عربی ناصر مصری بود که سوریه را در سال 1961 از دست داده بود و پس از سال 1962 نتوانست یمن را الحاق کند. فلسطین پروژه ناصری بود، هم برای انتقام از رقبای خود در اردن و هم برای انتقام از رقبای خود در اردن و عربستان سعودی – که مانع یمنی ها برای او شدند. اتحادیه او آنقدر پشت اعلامیه ساف و فلسطین بود که عربستان سعودی در آن زمان به ایجاد فلسطین در اتحادیه عرب رای داد.
عبدالحسین میگوید: «از زمانی که مسلمانان بر یهودیان و سایرین در منطقه قدرت پیدا کردند، همانگونه با آنها رفتار میکردند که با یکدیگر رفتار میکردند: اجبار از طریق خشونت. در اصل، این امر برای امپراتوریهایی بود که مستعمرهشان را تحت سلطه درمیآوردند. اما از زمان فروپاشی امپراتوری عثمانی، این امر ویژگیهای ملی گرایانهای را به خود گرفت. ملیتی که امروز می بینیم: ملیتی که ادعا می کند به طور ناعادلانه حاکمیت خود را به دولت یهود از دست داده است، علیرغم اینکه هرگز به عنوان یک دولت مستقل وجود نداشته است.
در رابطه با موضوع انفجاری اورشلیم، او کشف کرد که “در بیش از دو هزار سال، از زمانی که زبان عربی برای اولین بار شکل گرفت، هرگز یک سلسله عرب یا مسلمان وجود نداشت که اورشلیم را پایتخت خود بداند.”
این افشاگریها و بسیاری دیگر او را به این باور رساند که «شاید اگر اعراب، از جمله فلسطینیها، متوجه شوند که هویت ملیشان آنقدر که فکر میکنند قدیمی و ثابت نیست، راحتتر آن را با مزایای مفیدتر، مانند استاندارد زندگی بالاتر، مبادله کنند».
عبدالحسین خواستار درون نگری اعراب و تعدیل اساسی دیدگاه آنها است «نه تنها برای اینکه یهودیان در صلح زندگی کنند، بلکه به خاطر آینده ای بهتر برای فلسطینیان و همه اعراب».
اگر آنها زمانی تصمیم بگیرند که «استانداردهای زندگی بالاتر قابل اندازه گیری را بر مفاهیم غیرقابل اندازه گیری، ساخته شده و دستکاری شده غرور، عزت و حاکمیت ملی اولویت دهند، متوجه خواهند شد که صلح با اسرائیل، به جای شکست دادن آن، پیروزی واقعی آنهاست».
گویی نویسنده با اذعان به این که چقدر ساده به نظر می رسد، به صراحت موانع فرهنگی بالایی را که مانع چنین تغییر بنیادی می شوند، بیان می کند.
او میگوید: «این فلسطینیها هستند که باید آزاد شوند، نه فلسطین».
«جامعه عرب شاید یکی از خشنترین جوامع امروزی روی کره زمین باشد… چه در قالب شبهنظامیان، راهزنان، پلیس مخفی، اراذل و اوباش، جنایات ناموسی، و آزار خانگی. با این حال، اکنون، از آنجایی که نظریه «استعمارزدایی» در دانشگاههای غرب رایج شده است، سنتهای اسلامی ناکافی که باید با آرمانهای مدرن جایگزین شوند، به عنوان بومی ستایش میشوند.»
عبدالحسین نیز در مورد واکنش احتمالی به نوشته هایش ساده لوح نیست. او می نویسد: “من هیچ توهمی در مورد توهین، توهین، یا بدتر از آن که پایان نامه ای که در این کتاب ارائه می کنم برای من ایجاد نمی کند، ندارم.”
این کتاب همچنین مجموعهای از زوایای مرتبط را در نظر میگیرد، از جمله موانع ژئوپلیتیکی همیشه در حال تکامل برای صلح («قطر با قدرت نرمش و ایران اسلامگرا با شبهنظامیانش در لبنان، عراق و یمن»). الگوی بیمارگونه صلح دولت به دولت مصر-اردن در مقابل الگوی سالم مردم به مردم توافق ابراهیم. و «سیاست مخربی که اسلامیسازی با خود به صحنه آمریکا آورده است».
خواندن یک بخش جامع از تاریخ منطقه، تا به امروز، در هر مؤسسه آموزش عالی آمریکایی ضروری است. به خوبی مستند شده است که دانشجویان و اساتیدی که در تظاهرات ضد اسرائیلی شرکت می کنند، اطلاعات کمی در مورد اسرائیل یا همسایگان آن دارند و اینکه چگونه درگیری در طول زمان تغییر کرده است. من خودم را نسبتاً آگاه می دانم، اما از این بخش چیزهای زیادی یاد گرفتم، به ویژه در مورد سیاست داخلی که همسایگان اسرائیل را هدایت می کند.
پرونده عرب برای اسرائیل مملو از بینش های قابل نقل است. در انتخاب چند مورد برای اشتراک در این فضای محدود، من به نقل قولهای مربوط به ظهور اسلامگرایی و پیامدهای آن توجه کردم:
همانطور که اسلام گرایی جایگزین ناسیونالیسم عرب شد، یهودی ستیزی اسلام گرا نیز جایگزین یهودی ستیزی ناسیونالیستی عرب شد. اعراب از بازیابی استان عربی فلسطین و الحاق آن به ملت تصوری بزرگتر عرب، به درگیر شدن در یک جمع صفر روی آوردند. جنگ مذهبی اسلام و یهودیت“
ایرانیان این عقیده را از مصریان به ارمغان آوردند که اسلام نه تنها یک دین است، بلکه یک کد اجتماعی و سیاسی جامع و برتر از سایر عقاید جهانی است.
حزبالله برای آزادسازی لبنان یا فلسطین به وجود نیامده است، بلکه به عنوان یکی از بازوهای ایران اسلامگرا در مبارزه جهانی با آمریکا و غرب ایجاد شده است.
فعالان عرب و مسلمان آمریکایی آشکارا اسلام گرایی را به عنوان نظامی برتر از دموکراسی و آرمان های غربی تأیید می کنند. … جنگ با اسرائیل، یک دموکراسی لیبرال، یکی از جبهه های آنهاست… (و) برای اسلام گرایان عرب که در داخل کشورهای غربی مبارزه با غرب را رهبری می کنند، تنها یک پله برای دیدگاه آنها برای از بین بردن تمدن غربی به عنوان یک کل است.»
اگرچه بسیاری از کتاب ممکن است خوانندگان را از هرگونه امکانی برای عبور از شبکه پیچیده نفرت، دسیسه و سیاست و رسیدن به ایده آل درک متقابل و صلح در خاورمیانه ناامید کند، اما برخی از زوزه های مثبت در صفحات نیز وجود دارد.
عبدالحسین در فصل پیمان ابراهیم می نویسد: “صدها هزار عرب که کشورهایشان هیچ ارتباطی با اسرائیل ندارند، در امارات زندگی می کنند، و بسیاری از آنها اکنون این فرصت را دارند که اسرائیلی ها را از نزدیک، به عنوان مردم عادی، درست مانند آنها ببینند. چنین تجربیاتی، اسرائیلی ها و اسرائیل را از نظر بسیاری از دوستان و خانواده من که در دبی ها زندگی می کنند، انسانی کرده است.”
عبدالحسین اذعان می کند که مشاهدات او در مورد مسائل نوظهور، مانند سوریه پس از اسد، با توجه به رویدادهایی که به سرعت در حال تحول هستند، لزوماً ناقص یا منسوخ خواهند بود. این کتاب در 26 فوریه منتشر شد و تا هفته بعد فصل مربوط به ایران میتوانست از یک بهروزرسانی بزرگ استفاده کند. با این وجود، تاریخچه و بینشهای درونی نویسنده برای چارچوببندی این موضوعات آموزنده و ارزشمند است.
این که آیا این کتاب مهم روشنگری می کند و حتی ممکن است ذهن ها را تغییر دهد – به ویژه در رسانه ها و دانشگاه ها – یا اینکه تأثیر آن در اتاق پژواک طرفدار اسرائیل باقی خواهد ماند یا خیر. در هر صورت، افرادی که میل صادقانه ای برای درک عمیق تر این تعارض حل ناپذیر دارند، باید قرار دهند پرونده عرب برای اسرائیل در بالای لیست خواندن آنها.
پرونده عربی برای اسرائیل و مقالات دیگر از یک درگیری دور
از حسین عبدالحسین
Depraved Son / موسسه Z3
برای اولویت های یهودی
330 صفحه; 30 دلار