من دختر نوجوان و من اخیراً پس از 12 سال زندگی در آلمان و اسپانیا به ایرلند نقل مکان کردم.
من در ایرلند بزرگ شدم، اما دوست داشتم دخترم فرهنگ های دیگر را تجربه کند. بنابراین، زمانی که من بودم پیشنهاد کار داد در برلین، من از فرصت استفاده کردم.
حالا که برگشتیم، واقعاً خوشحالم که او آن زمان را در خارج از کشور داشت. مطمئنا، تربیت فرزند در کشوری که برای شما جدید است، بدون چالش نیست، اما من واقعاً معتقدم که این امر به انعطاف پذیری و استقلال بیشتر او کمک کرد.
پس از زندگی در سه کشور، بهترین درس های فرزندپروری را از هر فرهنگ برای کمک به تربیت دخترم اجرا کردم.
در آلمان استقلال از جوانی شروع می شود
دخترم شش ماهه بود که به برلین نقل مکان کردیم، اما والدین در آلمان قانوناً حق دارند فرزندان خود را از 12 ماهگی در تحت حمایت دولتی ثبت نام کنند کیتا (مهدکودک)، ما سازماندهی نکردیم کیتا جایی برای او تا زمانی که دو ساله شود.
قبلاً شاهد بودم که چگونه به بچهها در برلین آزادی بیشتری در زمینهای بازی داده میشد، اما هنوز از اینکه چگونه خوداتکایی به وضوح در زمینهای بازی بافته شده بود شگفتزده بودم. کیتا اخلاق
کودکان تشویق شدند تا آزادانه بازی کنند و خطرات بیشتری را بپذیرند و برجستگیها و کبودیها در طول مسیر همگی بخشی از آن بودند. تصمیم گیری خودشان نیز مورد تشویق قرار گرفت، به طوری که وقتی دخترم می خواست از بچه های بزرگتر کپی کند و خودش را شروع کند. آموزش گلدان، او انجام داد.
با این حال، وقتی مهدکودک یک خوابگاه در محل ترتیب داد، احساس میکرد که یک پل بسیار دور است. دخترم به تازگی سه ساله شده بود و در حالی که والدین دیگر بدون تردید موافقت کردند، من نتوانستم. او شرکت نکرد، و من هنوز فکر می کنم که درست بود. اما این باعث شد با دقت بیشتری به لحظات دیگری نگاه کنم که ممکن بود او را از لذت بردن کمی از استقلال باز داشته باشم.
اگر بیشتر در برلین می ماندیم، تشویق می شدیم که تا ساعت 7 به او اجازه دهیم تنها به مدرسه برود. به علاوه، دولت در این مراحل اولیه از والدین حمایت می کند، که به القای اعتماد کمک می کند. به عنوان مثال، کار من قانوناً موظف بود که به من مرخصی با حقوق بدهد تا به او کمک کنم مستقر در مهد کودک.
بنابراین، در حالی که رویکرد آلمان را به طور کامل قبول نکردم، شروع کردم به استقلال نه به عنوان چیزی که زمانی که بچهها نوجوان میشوند، بلکه به عنوان مهارتی که میتوان آن را مسئولانه در کودکان از همان سالهای اولیه پرورش داد.
در اسپانیا یاد گرفتیم که فراتر از خانواده تفریح کنیم
وقتی ما به مادرید نقل مکان کردیم، دخترم 4 ساله می شد و تفاوت در آن بود فرهنگ فرزند پروری فوری بود
در اسپانیا خانواده در مرکز همه چیز قرار دارد. آخر هفته ها با شام های خانوادگی بزرگ یا سفرهایی برای دیدن والدین سالخورده همراه است. به محض بهبود آب و هوا، بسیاری نیز به سمت خود می روند پوبلو، که به طور معمول روستای پدربزرگ و مادربزرگ آنها است. در اینجا بچه ها با پسرعموها و خانواده بزرگ وقت می گذرانند. دوست داشتنی و بسیار اجتماعی است، اما بدون داشتن روابط اسپانیایی، ما کاملاً خارج از آن بودیم.
برلین یک شهر مهاجرنشین بود، بنابراین آخر هفته ها پر از ملاقات با مادران و بچه های دیگر در زمین های بازی و کودکان محور بود. کافه های کودک. با این حال، به عنوان یک شهر سنتی اسپانیایی، زندگی مهاجرتی مادرید چندان آسان نبود. تاریخ بازی معمول نبود، و با وجود داشتن تعداد زیادی از دوستان مدرسه، تعطیلات آخر هفته دخترم اغلب فقط ما دو نفر بودیم.
گفته می شود، در طول تابستان های طولانی و گرم، دیدن آن غیرعادی نبود کودکان خردسال بیرون تا نیمه شب، بازی در میدان ها در حالی که والدین معاشرت می کردند. این امر در برلین غیرمعمول بود و احتمالاً در ایرلند به عنوان فرزندپروری بد در نظر گرفته می شد، اما این آزادی آسان به ما اجازه می داد لحظاتی را با هم ترکیب کنیم و از لذت های ساده تر زندگی قدردانی کنیم.
به طور کلی، اگر برلین به توسعه استقلال او کمک کرد، زندگی در اسپانیا باعث شد که دخترم به شرکت خودش اعتماد بیشتری داشته باشد، ویژگی که من اکنون به عنوان یکی از بزرگترین نقاط قوت او می بینم.
ما تعادل را در ایرلند پیدا کردیم
با تبدیل شدن به یک مادر مجرد، من با دخترم به ایرلند بازگشتم درست زمانی که او وارد سال های نوجوانی شد.
در دوبلین، تاکید زیادی بر ایمنی نسبت به استقلال وجود دارد. من کاملا این را می فهمم اگرچه مرکز شهر دوبلین کوچکتر از برلین یا مادرید است، اما پس از مدتی آرام است، و من نگران امنیت دخترم در آنجا هستم.
با این حال، در حالی که من به او اجازه نمیدهم به تنهایی به شهر سفر کند، او همچنان از محلی استفاده میکند حمل و نقل عمومی و به سمت خانه مادربزرگش در 20 دقیقه راه می رود.
فعالیتهای دوران کودکی در ایرلند حول کلوپهای مدرسه و بعد از مدرسه شکل میگیرد، اما خوشحالم که او را با دوستانش در کنار سواحل و پارکهای اطراف سرگردان میبینم و از آزادی تشویق شده در برلین لذت میبرم. ما از طریق تلفن در تماس هستیم، اما نیازی به بررسی هر حرکت او ندارم.
دیدن اهمیت خانواده در اسپانیا نیز باعث شد که برای این ارتباطات ارزش بیشتری قائل شوم و هر دو در حال ایجاد روابط قوی تری با اقوام هستیم.
پس از بزرگ کردن کودک در سه فرهنگ، من معتقد نیستم که یک راه “درست” برای والدین وجود داشته باشد. اما من معتقدم که خارج شدن از هنجارهای خود و ترکیب بهترین عناصر والدینی از فرهنگ های دیگر برای کمک به کودکان خود برای انعطاف پذیرتر و مستقل تر شدن ارزش دارد.