در کتاب جدیدش چرا پوپولیست ها برنده می شوند: و چگونه آنها را شکست دهیملیام برن، نماینده پارلمان بریتانیا، استدلال میکند که زمان آن فرا رسیده است که به دنبال «سمت عرضه» پوپولیسم برویم – زمان، یعنی محدود کردن آزادی مطبوعات و حق افراد برای خرج کردن پول برای اهدافی که به آن اعتقاد دارند.
ببینید، برای یک دهه، نهادهای اروپایی و بریتانیایی بر سرکوب طرف تقاضای پوپولیسم تمرکز کردهاند. آنها پلیس، زندان، سانسور و شرم را به کار گرفته اند تا مردم را از ابراز عقاید ضد نظام، مطالبه سیاست های پوپولیستی یا رای دادن به احزاب پوپولیستی بازدارند. آنها ائتلافهای گسترده و مضحکی تشکیل دادهاند تا احزاب پوپولیست را از قدرت حذف کنند. آنها از مجریان قانون خواسته اند درهای پست های فیس بوک در مورد هتل های مهاجران را بشکنند و از افراد بدجنس خواسته اند که افراد را در فرودگاه ها به دلیل توئیت هایی که در رد سرایت تراجنسیتی ها رد می کنند، بازداشت کنند. آنها از فشار اجتماعی استفاده کرده اند تا شهروندان را ساکت نگه دارند، در حالی که اقتصاد آنها غیرصنعتی شده است، هویت آنها پاک شده و شهرهایشان توسط باندهای تجاوز جنسی خارجی تخریب شده است.
علیرغم تمام تلاش های آنها، تأسیسات در حال شکست است. اروپایی ها آنچه را که برای کشورهایشان اتفاق افتاده و همچنان ادامه دارد را دوست ندارند و آنها چیز متفاوتی می خواهند. بنابراین طرف تقاضا – یا محبوبیت – پوپولیسم اینجا باقی می ماند. برن میگوید، بنابراین آنچه اکنون مورد نیاز است، خفه کردن عرضه است: یعنی پول، مطبوعات و عضله سازمانی که امکان وجود سیاستهای ضد نظام را فراهم میکند.
چقدر پول برای ایجاد همه مشکلاتی که پوپولیسم بریتانیا وعده رفع آنها را می دهد خرج می شود؟
البته، برن آن را اینطور بیان نمی کند. بلکه در یک فایننشال تایمز او ادعا میکند که «ما باید به شبکه سرمایهگذاریهای تجاری و تراکنشهای مالی پشت سر پوپولیستهای اروپا نگاه کنیم… اینها به سرمایهگذاری احزاب سیاسی، پرداخت کمک هزینههای سنگین به سیاستمداران و اندیشکدهها، و تأمین بودجه کنفرانسهای بینالمللی کمک میکنند؛ آنها به ایجاد یک سیستم رسانهای همدلانه کمک میکنند».
در گذشته، سیاستمداران چپ لیبرال کثرت گرایی سیاسی را جشن می گرفتند – احزاب واگرا، اتاق های فکر، کنفرانس ها و رسانه ها جنبه های حیاتی یک جامعه باز در نظر گرفته می شدند. اما بیرن آنها را به عنوان چسبی که یک توطئه غول پیکر را در کنار هم نگه می دارد، دوباره می سازد. او استدلال میکند که اهداکنندگان ثروتمند از سیاستهای پوپولیستی حمایت نمیکنند زیرا فکر میکنند لندن برای بسیاری از ساکنان آن ناشناخته شده است، یا به این دلیل که درآمد بریتانیا برای دو دهه ثابت مانده است، یا به این دلیل که آنها ترجیح میدهند در یک کشور مستقل زندگی کنند تا استانی با اروپای متحد. مردم در واقع نمی توانستند با پوپولیسم موافق باشند. در عوض، برن ادعا میکند که سرمایهداران باهوش روی نوسانات بازار شرطبندی میکنند و سپس هرج و مرج سیاسی را ایجاد میکنند که باعث ایجاد آن میشود، و سپس میتوانند از آن برای پاداش مالی بهرهبرداری کنند.
او می نویسد: «پوپولیسم امروز صرفاً یک جنبش نارضایتی نیست. این یک سرمایهگذاری است، با سرمایهگذاران و مدلهای درآمدی. این یک سرمایهگذاری است که بر اساس همان نیروهایی که اقتصاد جهانی را تغییر دادهاند، رشد میکند: سرعت، مقیاس، شفافیت و کسب درآمد از نوسانات. برای توقف این قاچاق نوسان، بیرن و دیگران خواهان ممنوعیت کمکهای سیاسی مبتنی بر ارزهای دیجیتال و تنظیم الگوریتمهای رسانههای اجتماعی برای سرکوب محتوای «تفرقهکننده» هستند.
وقتی به ارقام واقعی درگیر نگاه میکنید، نگرانی بیرن در مورد فشار نخبگان مالی به پوپولیسم خندهدار است. بر اساس آمار او، در مجموع 173 میلیون پوند (235 میلیون دلار) از اهداکنندگان به تمام «نمایندگان مجلس، احزاب سیاسی، سازمانهای رسانهای و اتاقهای فکر همسو با راست پوپولیستی بریتانیا» در شش سال گذشته رفته است. این به طور متوسط 29 میلیون پوند (39 میلیون دلار) در سال است – مبلغی که فقط 386 فوت HS2، مسیر راه آهن پرسرعت هنوز ناتمام بین بیرمنگام و لندن را تامین می کند. برن فکر می کند که این برای ربودن نظام سیاسی بریتانیا و به خطر انداختن دموکراسی کافی بوده است.
اگر برن میخواهد انبوه پولهای زیادی را پیدا کند که به پوپولیسم بریتانیا کمک مالی میکند، مکانهای مناسبتری برای جستجو وجود دارد. ممکن است بپرسیم که چقدر پول برای ایجاد همه مشکلاتی که پوپولیسم بریتانیا متعهد به رفع آنها است هزینه می شود؟ یا بهتر است بگوییم: طرف عرضه نزول ملی بریتانیا چیست؟
در اوج خود، دارایی اعلیحضرت سالانه 3.1 میلیارد پوند (4.2 میلیارد دلار) برای اسکان پناهجویان در هتل ها خرج می کرد – حدود 8.3 میلیون پوند (11.2 میلیون دلار) در روز. در حالی که برن از بودجه عرضه پوپولیسم خود نگران است، دولت بریتانیا به معنای واقعی کلمه 100 برابر بیشتر صرف سیاست واحدی می کرد که بیشتر احساسات پوپولیستی را که او می خواست سرکوب شود، شعله ور کرد. قرارداد جزایر چاگوس – که در آن کیر استارمر موافقت کرد که قلمرو مستقل خود را به یک کشور مشتری چینی بدون ادعای معقولی نسبت به آن واگذار کند – در اولین سال آن 165 میلیون پوند (224 میلیون دلار) برای مالیات دهندگان هزینه داشت، همان سال پس از آن، و پس از آن هر سال 105 میلیون پوند (142 میلیون دلار) هر سال به طور ابدی، با تعدیل به سمت بالا. بریتانیایی ها میلیاردها دلار می پردازند تا قلمرو خود را واگذار کنند. آدم تعجب می کند که این ترتیب به تنهایی چقدر پوپولیسم ایجاد می کند.
در همین حال، طرح بدنام Motability، تنها طی دو سال شاهد افزایش 200000 عضو جدید بود و سالانه 800 میلیون پوند (1.08 میلیارد دلار) اضافی به صورت حساب مالیات دهندگان اضافه می کرد تا افراد دارای معلولیت مشکوک بتوانند وسایل نقلیه رایگان دریافت کنند. متقاضیان توانسته اند با استفاده از بودجه دولتی خودروهای BMW، آئودی و مرسدس بنز را خریداری کنند. مواردی وجود داشته است که مهاجران ادعای خرید خودرو داشته اند و سپس دولت بریتانیا را مجبور به پرداخت هزینه خدمات تاکسی برای بردن فرزندانشان به مدرسه کرده اند. افزایش هزینهها در Motability به تنهایی برای تأمین مالی سه دهه بودجه پوپولیسم برن کافی است.
سپس شبکه ای از خیریه ها و سازمان های غیردولتی وجود دارد که سیاست های غیرمحبوبی را که پوپولیست های بریتانیا علیه آن شورش می کنند، هدایت می کنند. Migrant Assist UK را در نظر بگیرید که نه تنها به پناهجویان کمک مستقیم می کند، بلکه مواد آموزشی حامی مهاجرت را برای مدارس بریتانیا تولید می کند و از سیاست های طرفدار مهاجرت در پارلمان حمایت می کند. Migrant Assist که اسماً یک مؤسسه خیریه مستقل است، در عمل یک پیمانکار دولتی است و سالانه بیش از 40 میلیون پوند (54 میلیون دلار) از وزارت کشور دریافت می کند – یک مؤسسه خیریه به خودی خود، سالانه پول بیشتری نسبت به مرد پوپولیست برن دریافت می کند، و ده ها دلیل دیگر مانند آن وجود دارد.
شبکه انسجام و ادغام را در نظر بگیرید، که توسط مشاور اندی برنهام، شهردار کارگری منچستر بزرگ، که اغلب به عنوان نخستوزیر بالقوه حزب کارگر در صورت حذف استارمر توسط حزب معرفی میشود، راهاندازی شد. این سازمان صدها هزار پوند از چندین بخش دولتی و مقامات محلی از جمله شورای شهر خود برنهام دریافت کرده است. شبکه انسجام و یکپارچگی چه می کند؟ مهاجرت و حقوق مهاجران را ترویج می کند. به عنوان مثال، رئیس هیئت امنای این شبکه در سال 2024 نوشت که دولت محافظهکار وقت بریتانیا «راست افراطی» بود و «محتوا و سبک پیامهای پوپولیستهای اقتدارگرا را اتخاذ میکرد»، حتی در شرایطی که همان دولت بودجه دولتی به این موسسه خیریه میداد.
این شبکه همچنین کار رنی اددو-لاج، بازیکن نژادپرست را تبلیغ میکند و با استفاده از نوشتههای او به مشتریان میگوید که به دنبال راهحلهای اجماع برای نژادپرستی نباشند، زیرا «خطر تلاش برای «اولویتبندی احساسات سفیدپوست» را دارد.» این را دوباره بخوانید: دولت بریتانیا با پول مالیاتدهندگان، نهادهای عمومی را تشویق میکند تا از نهادهای عمومی بخواهد که در ابتدا به بریتانیاییها توجه کنند و نظرات خود را نادیده بگیرند. محل چه چیزی باعث خشم بیشتر ضد نظام شد: این یا چند پوند برای تامین مالی یک اتاق فکر. لازم نیست همه چیز را با پول سنجید. گزارش پاییز گذشته NHS که از “مزایای” ازدواج پسر عموی اولش تمجید می کرد، قیمتی نداشت، اما دقیقاً همان چیزی است که به پوپولیسم منجر می شود. این گزارش میگوید که میخواهد به مردم کمک کند تا «بدون انگ زدن به جوامع خاص و سنتهای فرهنگی، تصمیمهای آگاهانه بگیرند». بوروکراتی که آن را نوشت، بیش از هر روزنامه اندیشکده ای تا به حال برای رادیکال کردن مردم علیه وضعیت موجود تلاش کرد.
طرح بیرن محصول تفکر جدی در مورد آنچه کشورش را بی ثبات می کند نیست. این محصول ناامیدی است، پاسخی به موج سیاسی فزاینده ای که تلاش های مکرر برای سانسور در متوقف کردن آن ناکام مانده است. راه حل بیرن برای همان مخمصه مقصر دانستن پول است. هنگامی که پوپولیست ها را نمی توان در سکوت شرمنده کرد و نمی توان آنها را در برابر رضایت دستگیر کرد، همیشه می توان به دنبال تأمین کنندگان مالی در سایه بود که مطمئناً باید مسئول این شورش غیرمنطقی باشند. این یک سنت قدیمی است. این هم یک بازنده است.
آشفتگی سیاسی بریتانیا از هیچ توسط ایستگاه های تلویزیونی دست راستی، اصلاحات، یا حتی با اجبار ایجاد نمی شود. تماشاگر مقالات هر بار که یک جنایتکار مهاجر از اخراج فرار می کند، هر بار که یک باند نظافتچی افشا می شود، هر بار که یک کلیسا بسته می شود تا یک مسجد باز شود، ایجاد می شود. برای بسیاری از بریتانیایی ها، هر بار که بیرون می آیند و می بینند کشورشان در حال تبدیل شدن است، ایجاد می شود. طرف عرضه پوپولیسم واقعی است – این عرضه ای است که سیاستمدارانی مانند برن دهه ها را صرف ایجاد آن کرده اند.
