کابل: سوفی ایبوتسون روزی که سرانجام از باغ بابر دیدن کرد، گریه کرد.
یکی از نمادین ترین مکان های کابل، مجموعه باغ قرن شانزدهمی، مکانی بود که او از عکس های گرفته شده توسط عمه اش مارگارت، که در دهه 1960 در افغانستان انگلیسی تدریس می کرد، می شناخت.
در آن زمان کشور از هجوم بیگانگان مصون بود. مردم از پارکها و مکانهای دیدنی شهرشان لذت میبردند و بعدازظهرها با دوستان و خانوادهشان چای از سماور مینوشیدند.
او گفت: «از کودکی می خواستم از افغانستان دیدن کنم. روزی که بالاخره به باغ بابر رفتم گریه کردم. من اسیر زیبایی چشمگیر مناظر، غنای فرهنگ ها و صمیمیت مردمی شدم که ملاقات کردم.
سوفی اولین بار در سال 2010 با سازمان غیردولتی Afghanaid دیدار کرد و سپس دو بار دیگر قبل از همه گیری کووید-19 و بازگشت طالبان سفرهای بعدی را دشوارتر کرد.
او مجبور شد بازدیدهای برنامه ریزی شده در سال های 2021 و 2024 را لغو کند، اما سال گذشته دوباره بازگشت، و یک اکسپدیشن تمام زنانه از لندن را به سر آب های آمو دریا – یکی از طولانی ترین رودخانه های جهان که از لحاظ تاریخی به نام Oxus شناخته می شود- هدایت کرد.
در حالی که سوفی برای یافتن سرچشمه رودخانه – مکانی که در 200 سال گذشته بین جغرافیدانان و سیاستمداران بحث میشد – رفت – کامیلا ارکابویوا، که با او سفر کرد، اولین برداشتهای خود را از کشور شکل میداد: دنیایی بسیار متفاوت با دنیایی که پس از بزرگ شدن در ازبکستان و بریتانیا از طریق رسانههای جمعی میشناخت.
از آنجایی که افغانستان “همیشه در اخبار است – و نه به بهترین دلایل”، لحظه ای که آنها از ترمیز در مرز ازبکستان وارد افغانستان شدند، برای او پر از تنش بود. اما مدت زیادی طول نکشید و به محض اینکه او شروع به تعامل با مردم عادی کرد، محو شد.

در یکی از مرتفعترین و منزویترین بخشهای کوههای پامیر، او به خاطر «گودال»، یک مجموعه تلویزیونی اکشن ترکیهای پرفروش، که در سراسر آسیا، اروپا و خاورمیانه شناخته میشود، با جامعه محلی پیوند خورد.
او با یادآوری اینکه چگونه در روستاهای کوهستانی کودکان با در آغوش گرفتن و لبخند به سوی آنها می دویدند، گفت: “ما خیلی بیشتر از آن چیزی که فکر می کنیم اشتراک داریم و افغان ها مردمانی بسیار تحصیل کرده و خوش قلب هستند.”
فرقی نمی کند فقیر باشی یا ثروتمند، همه جا از شما استقبال می شود. شما احساس امنیت می کنید.
در کشوری که در نیم قرن گذشته تهاجمات و جنگ داخلی را تحمل کرده است، مهمان نوازی، فضای باز و امنیت چیزی نیست که بازدیدکنندگان خارجی بلافاصله انتظار دارند.
آنا تاسیچ، یک مربی اسکی اسلوونیایی که برای اولین بار در سال 2016 به افغانستان آمد و از آن زمان حداقل 15 بار – اغلب به عنوان راهنما – بازگشته است، مشاهده می کند که چقدر سریع این دیدگاه ها تغییر می کند.
او گفت: “ما در اروپا آنچنان عقاید منفی در مورد افغانستان داریم که دیدن اینکه گردشگران با دیدن مهربانی و سخاوت چه واکنشی نشان می دهند واقعا عالی است.”
سخاوت مردم افغانستان واقعاً خاص و متواضع است، به ویژه با توجه به تمام آنچه که مردم افغانستان در چندین دهه گذشته از سر گذرانده اند.
آنا شاهد بهبود امنیت در افغانستان از سال 2021 بوده است، زمانی که طالبان پس از فروپاشی دولت تحت حمایت غرب و خروج نیروهای خارجی به رهبری ایالات متحده، کنترل خود را به دست گرفتند.
اما او می داند که امنیت بیشتر او در تضاد کامل با تغییر وضعیت برای زنان افغان است.
پس از محدودیتهایی که دولت طالبان بر تحرک زنان، دسترسی به تحصیل و کار اعمال کرده است، شرایط – که قبلاً عالی نبود – فقط بدتر شده است. برخی از زنان همکار آنا از بامیان کشور را ترک کرده اند زیرا “زندگی برای آنها در افغانستان غیرقابل تحمل شده است.”
سوفی که پس از چندین سال به افغانستان بازگشت، از این واقعیت نیز ضربه خورد، اما چیز دیگری نیز دید: زنان افغان که از ناپدید شدن خودداری می کنند.
او گفت: “محیطی که این زنان در آن زندگی و کار می کنند حتی سخت تر از قبل است، اما آنها تسلیم نمی شوند… من با فارغ التحصیلان جوانی آشنا شدم که اگرچه از حضور در بیشتر محل های کار محروم هستند، اما همچنان از راه دور کار می کنند، تدریس می کنند و از یکدیگر حمایت می کنند. و پدرانی را ملاقات کردم که تعهدی تزلزل ناپذیر به آموزش دخترانشان داشتند، حتی اگر این به معنای اعزام آنها به خارج باشد.”
مقاومت و اراده افغان دیگر برای او تعجب آور نبود – او اکنون آنها را بخشی از داستان پیچیده کشور می داند. با این حال، چیزی که او را شگفتزده میکند، گرمی استقبال مردم از مسافران است: خانوادههایی که تقریباً هیچ چیز ندارند، خانههای خود را باز میکنند و غذای کمی را که دارند به اشتراک میگذارند. سوفی این را بارها و بارها تجربه کرده است.
او گفت: «هیچ چیز شما را برای میهمان نوازی و غرور مردم در سرزمین، فرهنگ و خانوادههایشان و همچنین مناظر باشکوه کوهستانی و قدرت رودخانهها آماده نمیکند.»
ما اغلب افغانستان را سرزمین جنگ سالاران و کشاورزان تریاک می دانیم. برای من، این کشور همچنین سرزمین شاعران و عارفان، معلمان و مبتکران، سازندگان و دست اندرکاران از هر نوع است.
