با وجود آتش بس آزمایشی بین ایالات متحده و ایران که عمدتاً علیرغم شکست مذاکرات آخر هفته گذشته در پاکستان برقرار است، جنگ ایران تاکنون باعث شده است که کشورهای عربی خلیج فارس با شرکای منطقه ای – اما نه با اسرائیل – روابط قوی تری داشته باشند.
در حالی که این درگیری باعث نشده است که کشورهای حاشیه خلیج فارس مشارکت امنیتی خود با آمریکا را کنار بگذارند، رگبار مداوم موشکها و پهپادهای ایرانی آنها را به تقویت اتحاد در جاهای دیگر برای تقویت صنعت نظامی داخلی و دفاع هوایی خود سوق داده است.
جنگ کشورهای حاشیه خلیج فارس را مجبور کرده است که اختلافات را کنار بگذارند و با هم متحد شوند – برای مثال عربستان سعودی و امارات متحده عربی – زیرا روابط خود را با پاکستان، ترکیه و اوکراین تشدید کرده اند.
چرا این را نوشتیم
حتی قبل از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، که بر خلاف توصیه اعراب خلیج فارس آغاز شد، احساسات در منطقه نسبت به اسرائیل به دلیل جنگ آن در غزه و سیاستهای آن در کرانه باختری تشدید شده بود. اما بیاعتمادی با این تصور که اسرائیل جنگ را برانگیخت، و در میان نگرانیهای فزاینده درباره قدرت در حال گسترش اسرائیل، عمیقتر شده است.
با این حال، قرار گرفتن در معرض آتش دشمن مشترک ایران، کشورهای حاشیه خلیج فارس را به سمت اسرائیل سوق نداده است.
مقامات و ناظران خلیج فارس می گویند، در عوض، درگیری باعث بی اعتمادی و خشم عمیق تری در پایتخت های خلیج فارس نسبت به اسرائیلی شده است که آنها آن را به عنوان گسترش دامنه نظامی خود و قرار دادن کشورها و اقتصاد خود در معرض خطر می دانند.
کشورهای حاشیه خلیج فارس اکنون اسرائیل را منبع بی ثباتی می دانند که توسط یک دولت راست افراطی هدایت می شود که عملیات نظامی آن کشورهای عربی را در معرض تیراندازی متقابل قرار می دهد و آنها را کمتر امن می کند.
با این حال، بیاعتمادی بیشتر گسترش مییابد: در بسیاری از پایتختهای خلیجفارس، جنگ دیدگاه اسرائیل را بهعنوان یک هژمون بالقوه تثبیت کرده است، یک کشور غیرعرب دیگر که به دنبال گسترش کنترل و نفوذ خود بر سرزمینهای عربی است، نه چندان متفاوت از ایران.
یک مقام ارشد سعودی که خواست نامش فاش نشود، به مانیتور گفت: «هم اسرائیل و هم ایران به گونهای عمل نمیکنند که از منطقه همکاری، ثبات و رفاه مشترک حمایت کند». ما آماده ایم دست همگرایی و همکاری منطقه ای را دراز کنیم، اما به نظر نمی رسد اسرائیل آماده پذیرش آن باشد، در عوض، فقط بی ثباتی را ارائه می دهد.
دلایل بی اعتمادی
امیدهای اولیه در ایالات متحده و اسرائیل مبنی بر پدید آمدن ائتلاف گسترده تری علیه ایران، با پیوستن برخی کشورهای خلیج به آنها در جنگ، محقق نشد.
مقالاتی در مطبوعات اسرائیل که کشورهای عربی گمان میبرند توسط دفتر نخستوزیر بنیامین نتانیاهو کار گذاشته شدهاند – با ادعای دروغین مبنی بر اینکه کشورهایی مانند امارات یا عربستان سعودی به مناقشه ملحق شدهاند – تنها باعث خشم کشورهای حاشیه خلیجفارس شد که دیدند اسرائیل تلاش میکند آنها را به جنگ وادار کند.
این امر بر تلخی کشورهای خلیج فارس از این تصور افزود که اسرائیل، علیرغم هشدارهایشان در مورد پیامدهای منطقهای و جهانی، به درگیری دامن زد و دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا را متقاعد کرد که یک جنگ تقریباً شش هفتهای را آغاز کند که تنها موقعیت ایران را تقویت کرده است.
بادر السیف، تحلیلگر و استادیار تاریخ در دانشگاه کویت، می گوید: در بسیاری از پایتخت های خلیج فارس این حس وجود دارد که «اسرائیل مقصر اصلی است؛ آنها ما را به جایی که امروز هستیم رساندند». بله، تصمیم برای جنگ یک تصمیم آمریکا بود، اما این تصمیم همزمان با تحریک نتانیاهو بوده است.
بر اساس گزارشها، این نارضایتی با شیوهای که اسرائیل جنگش را علیه ایران انجام داد، تشدید شد: ضربه زدن به زیرساختهای ایران و ترغیب ایران به حمله به زیرساختهای کشورهای عربی خلیج فارس در پاسخ.
در یک مبادله، نیروهای اسرائیلی به میادین گازی ایران حمله کردند و ایران را به حمله ویرانگر به میادین گازی قطر سوق داد و 18 درصد از تولید گاز قطر را به طور بالقوه برای پنج سال آینده از خط خارج کرد.
یکی دیگر از مقامات خلیج فارس که خواست نامش فاش نشود، می گوید: “اسرائیل با زندگی، رفاه و زیرساخت های اعراب قمار می کند. در این سناریو، اسرائیل احساس می کند چیزی برای از دست دادن ندارد.” ما هیچ حرف یا کنترلی بر جنگهای اسرائیل نداریم، اما بهای آن را میپردازیم.»
بی اعتمادی نسبت به جنگ اسرائیل در غزه و اقدامات ائتلاف راست افراطی اسرائیل که به گسترش اشغالگری اسرائیل در کرانه باختری منجر شده است، ایجاد شده بود.
اشغال مستمر اسرائیل در جنوب سوریه و امتناع آقای نتانیاهو از دستیابی به توافق با دولت جدید سوریه، علیرغم میانجیگری شدید خلیج فارس، بر ناامیدی قبل از جنگ افزود.
اکنون، این بی اعتمادی به چیزی تبدیل شده است که برخی از مقامات خلیج فارس آن را تهدیدی برای امنیت ملی خود می دانند.
آقای السیف خاطرنشان می کند: “شما نمی توانید راه خود را به روابط بین الملل وارد کنید، اگر آنها می خواهند با کشورهای منطقه روابط برقرار کنند، نمی توانند با انجام کاری که انجام می دهند، این کار را انجام دهند.”
رقیب یا شریک؟
ترس عمیق تری در میان برخی از مقامات خلیج فارس وجود دارد که اسرائیل، مانند ایران، آرزوی تسلط بر منطقه را دارد.
برانگیختن این نگرانی ها اظهار نظر مقامات اسرائیلی از جمله نفتالی بنت، نخست وزیر سابق، رقیب نتانیاهو است که می گوید پس از ایران، اسرائیل باید به دنبال تضعیف ترکیه باشد.
آقای بنت حتی ترکیه را “ایران جدید” نامید – احساسی که سایر سیاستمداران و صاحب نظران اسرائیلی هم دارند – و ادعا کرد که ترکیه و قطر یک “محور سنی متخاصم” هستند که اسرائیل را تهدید به محاصره می کنند.
آقای نتانیاهو روز شنبه با انتشار بیانیه ای ویدئویی از رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه به شدت انتقاد کرد.
نخست وزیر اسرائیل گفت: «اسرائیل تحت رهبری من به مبارزه با رژیم ترور ایران و دست نشاندگانش ادامه خواهد داد، برخلاف اردوغان که آنها را در خود جای داده و شهروندان کرد خود را قتل عام کرد.»
یکی از منابع آگاه سعودی نزدیک به تصمیم گیرندگان می گوید: «پس از ایران و ترکیه، تنها زمانی وجود دارد که اسرائیل نگاه خود را به کشورهای عرب خلیج فارس معطوف کند. این منبع آگاه میگوید که دولتهای خلیجفارس «رقابت» و «نارضایتی» مقامات اسرائیلی را بر سر نفوذ و روابط خوبی که کشورهای عرب خلیج فارس با دولت ترامپ دارند، احساس میکنند.
اسرائیل و چندین دولت ایالات متحده از مدت ها قبل به دنبال تشویق عادی سازی بین اسرائیل و عربستان سعودی، بزرگترین و قدرتمندترین کشور منطقه خلیج فارس بودند.
با این حال، در عوض، عربستان سعودی از طریق درگیری، پیمان دفاعی خود را با پاکستان عمیق تر کرد. ریاض در حال نهایی کردن یک پیمان امنیتی با ترکیه است که بر اساس آن عربستان سعودی از فناوری و دانش نظامی ترکیه برای تقویت صنعت دفاعی داخلی خود و تولید پهپادها استفاده خواهد کرد.
نظرات مختلفی در منطقه درباره نحوه تعامل با اسرائیل وجود دارد.
امارات متحده عربی روابط امنیتی خود را با اسرائیل حفظ می کند، اگرچه میزان همکاری فعلی نامشخص است. بحرین نیز روابط خود را با اسرائیل حفظ می کند.
در نشست شورای روابط خارجی در ماه مارس، انور قرقاش، مشاور محمد بن زاید آل نهیان، رئیس جمهور امارات متحده عربی، پیش بینی کرد که «حمله تمام عیار ایران به کشورهای حاشیه خلیج فارس در واقع نقش اسرائیل را در خلیج فارس تقویت خواهد کرد» و آن را کاهش نخواهد داد و گفت که انتظار دارد کانال های گفتگوی بیشتری باز شود.
چندین منبع رسمی خلیج فارس می گویند با این حال کانال های اضافی با اسرائیل در طول جنگ محقق نشده است.
دومین مقام خلیج فارس گفت، با توجه به “پایان فاجعه بار” درگیری، عادی سازی روابط با اسرائیل به طور فزاینده ای در خلیج فارس به عنوان یک “بدهی، نه یک دارایی” تلقی می شود.
جاه طلبی های منطقه ای
شهروندان خلیج فارس نیز می گویند که نسبت به جاه طلبی های منطقه ای اسرائیل محتاط هستند.
خالد محمد، راننده ریاض می گوید: «این جنگ بین دو قدرت توسعه طلب بوده است: اسرائیل و ایران. اسرائیل می خواهد قلمرو خود را گسترش دهد و ایران می خواهد نفوذ و قدرت خود را بر جهان عرب گسترش دهد و اینجا در عربستان ما در وسط گیر کرده ایم.
اسرائیلیها سالها قبل از قبل برنامهریزی میکنند (و) سلطه میخواهند و یک رقیب در منطقه نمیخواهند. امروز میخواهند از شر ایران خلاص شوند. فردا چشمشان به ترکیه است. پس از آن، میترسیم این ما باشیم.»
ابراهیم، دانشجوی دانشگاه سعودی، میگوید: «وقتی کار ما با ایران در منطقه تمام شد، باید بر اسرائیل تمرکز کنیم.
این مقام ارشد سعودی تاکید کرد که علیرغم بی اعتمادی، کشورهای خلیج به دنبال “یکپارچگی منطقه ای که شامل اسرائیل نیز می شود. اما این تنها با تشکیل کشور فلسطین و ادغام فلسطینی ها نیز امکان پذیر است” که آقای نتانیاهو و اکثر احزاب سیاسی اسرائیل با آن مخالف هستند.
در حالی که مذاکرات بین ایران و آمریکا هنوز امکان پذیر است، کشورهای خلیج فارس آرزو دارند که منطقه از مناقشه نه ایران و نه اسرائیل خارج شود.
آقای السیف، تحلیلگر کویتی خاطرنشان می کند: «برای خلیج فارس، داشتن یک موازنه قوای متشنج که در آن اسرائیل و ایران یکدیگر را تماشا و آزمایش می کنند، به ما (فرصتی) می دهد که به جایی برسیم که بتوانیم برای یک نقش رهبری رقابت کنیم.»
