قبلا: باشگاه کتاب بسیار بد بارون بلک واتر
هشدار محتوا: این نسخه در مورد سوء استفاده از کودکان و واقعیت های “ازدواج کودکان” بحث می کند.
من اولین بار این گزارش را از رادیو 4 شنیدم امروز برنامه دیروز یوگیتا لیمایه، خبرنگار بیبیسی در آسیای جنوبی و افغانستان، با مردانی در افغانستان صحبت میکرد که میگویند مجبور شدهاند دختران خود را بفروشند تا بقیه خانوادههایشان را تامین کنند. زاویه به درد آن مردان بود تا سرنوشت شوم دخترانی که می فروشند. ما صدای گریه مردی را شنیدیم و به ما گفتند که این در افغانستان که مردان رواقی هستند بسیار غیر معمول است.
قرار بود بخش عمده ای از همدردی خود را به مردانی بدهیم که دخترانشان را در حالی که هنوز در سن بلوغ بودند، برای ازدواج می فروختند و به زندگی پر از تجاوز و بردگی خانگی فروخته می شدند. واقعیت آنچه اتفاق میافتد، علیرغم هشدار در نسخه متنی گزارشی که «حاوی جزئیات ناراحتکننده» است، با تعبیر و اخطار پیچیده شده بود. نحوه بیان این داستان برای درک مردها و پاک کردن دختران طولانی شد.
پس از شروع صحنهای در بازاری که در آن مردان گرد هم میآیند تا فرصتی برای دستیابی به یک روز کاری کار کنند – طبق گفته سازمان ملل، از هر چهار نفر سه نفر نمیتوانند نیازهای اولیه خود را برآورده کنند – داستان به مردی منتقل میشود که میگوید “مایل است دخترانم را بفروشد”. او دوقلوهای هفت ساله اش را بیرون می آورد و به خبرنگار نشان می دهد. او به او میگوید: «اگر یک دختر را بفروشم، حداقل چهار سال میتوانم بقیه بچههایم را سیر کنم.»
در این گزارش، این گزارش توضیح می دهد:
انتخاب فروش دختر به پسر به این دلیل است که از نظر فرهنگی پسران به طور گسترده به عنوان نان آوران آینده در نظر گرفته می شوند، و در اینجا در افغانستان، با محدودیت های طالبان برای تحصیل و کار برای زنان و دختران، این امر حتی بیشتر آشکار است.
این جزئیات تنها پس از انتشار داستان برای اولین بار اضافه شد، همانطور که به روز رسانی قرار داده شده در پایین قطعه توضیح می دهد:
به روز رسانی: این مقاله اصلاح شده است تا توضیح دهد که چرا دختران بیشتر از پسران در افغانستان فروخته می شوند.
عنوان اصلی روی قطعه خوانده شده است فروش کودکان برای زنده ماندن: پدران افغان مجبور به انتخاب های ناممکن می شوند. این به سادگی نیست کودکان کسانی که فروخته می شوند – به همان اندازه که می تواند وحشتناک باشد – این است دختران. این یک جزئیات بسیار مهم است.
در حالی که مرد اول نمایش داده شده هنوز هیچ یک از فرزندان خود را نفروخته است، مطالعه موردی دوم مردی را شامل می شود که دختر پنج ساله خود را به یکی از بستگانش فروخته است. او به لیمایه می گوید که برای مقابله با آپاندیسیت و کیست کبدش باید تحت عمل جراحی قرار می گرفت و او را فروخت تا هزینه درمان را بپردازد. وقتی 10 ساله شد، او را می فرستند تا با یکی از پسران خویشاوندش ازدواج کند.
در این گزارش به نقل از این مرد آمده است:
هدیه دادن فرزندتان در سنین پایین، اضطراب زیادی را به همراه دارد. زیر سن (ازدواج) مشکلات خود را دارد. با این حال، چون نمی توانستم هزینه درمان او را بپردازم، به این فکر می کردم که حداقل او زنده بماند.
عبارت «ازدواج زیر سن قانونی» در گزارش تکرار شده است، اما «مشکلاتی» که مرد به آنها اشاره میکند به صراحت ذکر نشده است. داستان به سادگی می گوید:
ازدواج زیر سن قانونی همچنان در افغانستان رایج است و به دلیل ممنوعیت تحصیل دختران توسط دولت طالبان در حال افزایش است.
این گزارش بر «چهرههای خسته» پدران، «لبهای خشکشده» و میزان احساس «پریشانی و سردرگمی» آنها تمرکز دارد. رنج دختران، شرح ظاهر و احساسشان وجود ندارد. تخریب جسمی و روانی آنها به عنوان یک مسئله جانبی برای درد پدرانشان تلقی می شود.
در همان زمان، نام دختران در داستان و تصویر آمده است. اگر این یک داستان در مورد کودکان در بریتانیا بود، هیچ راهی وجود ندارد که آنها را اینطور شناسایی کنند. حق کرامت و حمایت از کودکان نباید به مرزها ختم شود. بی بی سی دارد دستورالعمل های گسترده در مورد شناسایی کودکان در پوشش وقتی صحبت از آن دختران در افغانستان به میان می آید، به نظر نمی رسد که آنها اعمال شوند.
گزارش این داستان بدون تمرکز بر روی پدران و کاملا مستقیم در مورد واقعیت برای دخترانی که قربانی آن هستند، بسیار امکان پذیر است. در ژانویه 2024، استفانی سینکلر که برای پایان دادن به ازدواج کودکان مبارزه می کند، گزارش در مورد این موضوع برای واشنگتن پست. داستان او شروع می شود:
نامهای آنها خوشبخت، صالحه، فوزیه، بینظیر، فرزانه و نازیه است – دختران 8 تا 10 ساله افغان که به ازدواج فروخته شدهاند. ناامیدی والدینشان را مجبور کرد که آنها را به بزرگسالی بی رحمانه بکشانند.
از همان ابتدا، سینکلر دختران را در مرکز قرار می دهد و واقعیت را ملایم نمی کند. او به جای تکیه بر تعبیرهایی مانند «ازدواج زیر سن قانونی» و دست کم گرفتن فاحش این که «مشکل» است، دقیقاً آنچه را که اتفاق میافتد، باز میکند:
دختری که در خانه محبوس می شود، تبدیل به دهان دیگری برای تغذیه می شود. اما به عنوان یک عروس، او یک کالای ارزشمند است. قیمت عروس 2000 دلاری برای تغذیه یک خانواده برای یک سال کافی است. البته برای دختران این یک کابوس است. آنها در خانههای جدید همسرشان با کارهای خانهداری مواجه هستند و اغلب مورد آزار کلامی، جسمی و جنسی قرار میگیرند – بردگی تحت پوشش زناشویی. جای تعجب نیست که خودکشی و افسردگی در میان دختران نوجوان افغان در حال افزایش است.
گزارش او داستان دختران را می گوید و صدای آنها را نیز در بر می گیرد. با آنها به عنوان عامل غم و اندوه برای پدرانشان – مردانی که آنها را فروخته اند – رفتار نمی کنند، بلکه به عنوان افرادی در حق خود، قربانیان سیستمی که از آنها استثمار می کند و جامعه بین المللی که آنها را شکست داده است، برخورد می شود.
این نقض بی طرفی بیبیسی نیست که به صراحت اعلام کند که هیچ بهانهای برای فروش یک انسان، برای مبادله زندگی یک دختر وجود ندارد. این یک شکست همدلی نیست که بگوییم “ازدواج زیر سن” هر چه باشد اشتباه است. گفتن “سنتی (در افغانستان) وجود دارد که در آن هنگام ازدواج به خانواده دختر از خانواده پسر هدیه زناشویی داده می شود” همانطور که گزارش بی بی سی این کار را به سرعت انجام می دهد، عجیب است.
بیبیسی باید به طور قطع داستانهای آنچه در افغانستان اتفاق میافتد را بازگو کند، اما نحوه بیان این یکی از دخترانی که باید در قلب آن بودند، ناکام ماند. از ما میخواست که برای مردانی که این کار را میکنند بیشتر از دخترانی که فروخته میشوند، اندوه داشته باشیم.
با تشکر برای خواندن. لطفا به اشتراک گذاری این نسخه فکر کنید…
… و اگر هنوز این کار را نکرده اید، به اشتراک پولی ارتقا دهید.
شما همچنین می توانید یک تی شرت بخر اگر مایلید یکبار مشارکت کنید و تی شرت بگیر کتاب من، شکست: رسانه چگونه کار می کند، چه زمانی کار نمی کند و چرا اهمیت دارد، الان بیرون است

