فوران از جنگ خاورمیانه در سال 2026که با حملاتی به رهبری آمریکا و اسرائیل علیه ایران تحت عملیات خشم حماسه آغاز شد، پیامدهای ویرانگری را برای بهبود، توسعه و ثبات منطقه به همراه داشت. ترور شخصیتهای ارشد ایران، بهویژه رهبر معظم انقلاب آیت الله علی خامنه ای، بسته شدن ایران از تنگه هرمز، دخالت از حزب الله و حوثی ها در حمایت از ایران، در کنار ایرانیان حملات به کشورهای همسایه، بحران را بیشتر تشدید کرد. جنگ از یک رویارویی نظامی به یک بحران سیاسی، دیپلماتیک و اقتصادی منطقه ای گسترده تر تبدیل شد.
در حالی که توجه جهانی بر تشدید تنش نظامی، بازارهای نفت و تنگه هرمز متمرکز بود، علیرغم تأثیرات عظیم و غیرقابل برگشت آن، توجه بسیار کمتری به پیامدهای انسانی جنگ معطوف شد. این درگیری موج های جدیدی از آوارگی را در منطقه ای شکننده ایجاد کرده است. با این حال، هیچ راهبرد معنیداری برای محافظت یا تسهیل تلاشهای کمکرسانی برای حفظ زندگی افراد آواره وجود نداشت، که این امر خطرات تهدیدکننده زندگی را که جمعیتهای آسیبدیده با آن مواجه هستند تشدید میکند.
آوارگان جنگ 2026 خاورمیانه
خاورمیانه پیش از این تشدید، یکی از بزرگترین بارهای جابجایی جهان را به دوش می کشید، که عمدتاً به دلیل پناهندگان سوری، فلسطینی، افغانی و عراقی و جمعیت های آواره داخلی بود. جنگ اخیر با آواره کردن میلیونها نفر دیگر در سراسر ایران و لبنان، این آسیبپذیریها را عمیقتر کرده است. سرعت و مقیاس جابجایی منعکس کننده شدت بحران انسانی در حال گسترش در منطقه است که تلاشهای پاسخ بشردوستانه را تحت فشار قرار داده است.
در ایران، جنگ، شکنندگی اقتصادی موجود و تنشهای داخلی را تشدید کرد و در عین حال فشار زیادی را بر نهادهای دولتی نه تنها برای حکومت، بلکه برای پاسخ مؤثر به بحران آوارگی، که شرطی حیاتی برای حفظ ثبات و جلوگیری از هرجومرج بیشتر بود، وارد کرد.
جابجایی بیش از 3.2 میلیون نفر مقامات ایرانی را با چالش جدی مواجه کرده است. تاثیر گذاشته است بیش از 20 استاندر حالی که آسیب به 82000 سایت زیرساخت غیرنظامی، اختلال در خدمات ضروری و حملات به مراقبت های بهداشتی به شدت شرایط زندگی آوارگان را تضعیف کرده است.
اگرچه ارقام نمی توانند به طور دقیق واقعیت های ویرانگر تجربه شده توسط جمعیت های آواره را نشان دهند، اما نشان دهنده مقیاس آسیب پذیری غیرنظامیانی هستند که در بحبوحه تلاش های ناکافی کمک رسانی و فروپاشی سیستم های بهداشت، سرپناه و آموزش مجبور به فرار می شوند.
لبنان موردی شکنندهتر را ارائه میکند که قبلاً تحت تأثیر درگیری طولانی، فرقهگرایی، انفجار بندر بیروت و فلج اقتصادی قرار گرفته است. در حالی که قبلاً میزبان 1.4 میلیون آواره سوری و حدود 250000 پناهنده فلسطینی بود، جنگ اکنون منجر به جابجایی داخلی از 1.3 میلیون غیرنظامی لبنانی – از هر پنج کل جمعیت یک نفر – با کودکان یک سوم آوارگان را تشکیل می دهند. جابجایی گسترده و مداوم در کشور نیازهای عظیمی را ایجاد کرده است که بر مناطق مختلف زندگی غیرنظامی تأثیر مخربی گذاشته است. در حالی که بیش از 3000 نفر کشته و بیش از 9000 زخمی شده اند، حدود 130000 نفر همچنان آواره هستند. پناهگاه های جمعی، شرایط بسیار سختی را تجربه می کند. وضعیت اسفبار جمعیت آواره در لبنان است بدتر شد با حملات مداوم به مراقبت های بهداشتی، کمبود خدمات و تخریب بخش مسکن، علاوه بر دسترسی محدود به آموزش، که در آن صدها مدرسه یا بسته شده یا به عنوان سرپناه دسته جمعی استفاده می شود.
بشردوستی تابع سیاست سخت
تلاش هایی برای رفع نیازهای جوامع آواره انجام شده است. اینها شامل اقدامات تحت رهبری دولت در ایران برای مثال، به نیازهای روانی اجتماعی و سرپناهی و کار سازمان های محلی و آژانس های بین المللی در لبنان با این حال، چنین تلاش هایی به دلیل عدم وجود اراده سیاسی جدی بین المللی برای اولویت دادن به حفاظت از غیرنظامیان و جلوگیری از جابجایی، به دور از کفایت باقی مانده است.
در عوض، بازیگران منطقهای و بینالمللی همچنان به بازدارندگی، اتحادهای استراتژیک، موقعیت نظامی و نفوذ منطقهای بر حفاظت بشردوستانه اولویت میدهند. طبق گزارش ها، پنتاگون تا پایان ماه آوریل اعلام کرده بود صرف کرد 25 میلیارد دلار برای جنگ با ایران، با برآوردهای دیگر نشان می دهد که هزینه های بیشتری – بین 630 تا 1 تریلیون دلار – در بحبوحه درخواست دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا برای 1.5 تریلیون دلار اضافی برای دفاع. این امر در نحوه مکث ایالات متحده مشهود است فروش 14 میلیارد دلار تسلیحات به تایوان برای اطمینان از آمادگی نظامی خود برای مقابله با ایران. ایران انعطاف پذیری در برابر این حملات و استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین که ده ها هزار یورو هزینه دارند، ایالات متحده را وادار کرده است که منابع بیشتری را به جنگ اختصاص دهد. استفاده از ابزارهای مالی هر دو طرف صرفاً برای اهداف جنگی در عین نادیده گرفتن مسئولیتهای بشردوستانه، میزان اولویتدادن اهداف نظامی بر پاسخهای بشردوستانه را آشکار میکند.
حتی تلاشهای دیپلماتیک مداوم بین واشنگتن و تهران نشان میدهد که تا چه حد نگرانیهای بشردوستانه در درجه دوم اهمیت قرار دارند و کاملاً نادیده گرفته شدهاند. مذاکرات صلح عمدتاً بر مسائل مربوط به سیاست سخت متمرکز شده است. اینها شامل شود برنامه هسته ای ایران، بازگشایی تنگه هرمز و دارایی های مسدود شده ایران تحت تحریم های ایالات متحده، با همه این عناصر عمدتاً به پیامدهای امنیتی، مالی و اقتصادی جنگ می پردازد.
عدم وجود بحران آوارگی در توافقنامه ها و مذاکرات صلح، کمبودهای ناشی از رژیم های بین المللی حقوق بشر و بشردوستانه را آشکار می کند. آنها بر واقعیتی تأکید می کنند که در آن زندگی انسان ها نه بر اساس اصول حفاظت، بلکه بر اساس منافع استراتژیک دولت های قدرتمند شکل می گیرد.
این وضعیت اسفبار جمعیت آسیب دیده در ایران و لبنان را از یک نگرانی بشردوستانه به محصول جانبی قابل تحمل استراتژی ژئوپلیتیک تبدیل کرد.
پیامدها برای نسل های آینده: راه رو به جلو
پیامدهای انسانی این جنگ با پایان یافتن جنگ پایان نخواهد یافت. جابجایی بلندمدت از طریق فروپاشی خطرات عمیقی برای نسلهای آینده در ایران و لبنان به همراه دارد. سلامتی سیستم ها، قطع شده است آموزش و پرورش، تشدید می شود پراکندگی اجتماعی و تعمیق فقر و وابستگی در مورد کمک های بین المللی بنابراین، ناکامی در حفاظت از جمعیت آواره امروز خطر ایجاد بی ثباتی آینده در سراسر منطقه را به همراه دارد. پرداختن به این امر مستلزم مداخلات بشردوستانه مناسب، مسئولیت بین المللی – به ویژه از سوی ایالات متحده و ایران به عنوان کشورهای درگیر اصلی – در قبال جمعیت های آسیب دیده و اتخاذ استراتژی های پیشگیری در جنگ های آینده است.
جامعه بینالمللی، طرفهای متخاصم و سازمانهای بینالمللی باید گامهای عملی و در عین حال واقعبینانه – با اذعان به محوریت منافع شخصی در طول جنگهای بین دولتها – برای رسیدگی به این موضوع بردارند. بدون اشتراک مسئولیت بینالمللی و تلاشهای مشترک، سیستم بشردوستانه بینالمللی شکننده نمیتواند به عنوان مکانیسم واکنش اولیه به کار خود ادامه دهد، بهویژه در میان کاهش فزاینده بودجه بشردوستانه به دلیل وقوع دیگر «اولویتهای ملی». بنابراین، ایالات متحده و ایران، در کنار جامعه بین المللی، باید منابعی را برای رهبری یک واکنش اضطراری جامع برای کاهش اثرات جنگ بر جوامع آسیب دیده اختصاص دهند. این باید با دیپلماسی حفاظت محور آغاز شود، جایی که وضعیت اسفبار جمعیت آواره در میان سایر زمینه های کلیدی در موافقت نامه های صلح اولویت دارد.
اجرای دقیقتر چارچوبهای حقوقی بینالمللی برای حفاظت از جمعیت غیرنظامی در جریان درگیریهای مسلحانه از طریق اقدامات پاسخگویی در قبال تخلفات علیه غیرنظامیان به همان اندازه مهم است. نقش سازمانهای بینالمللی و آژانسهای سازمان ملل با توجه به تخصص و موقعیت بینالمللی آنها در مورد مأموریتهای بشردوستانه و حافظ صلح – هر چند در حال کاهش است – در این موضوعات تعیینکننده است. چنین تلاش هایی باید حول محور ترویج، ادغام و تحمیل پذیرش استانداردهای حفاظت بشردوستانه برای غیرنظامیان در تصمیم گیری های نظامی و سیاسی باشد. اگر آوارگی به جای مسئولیت سیاسی به عنوان آسیب جانبی تلقی شود، خاورمیانه به تولید نسلهایی از آوارگان ادامه خواهد داد که در خدمت منافع قدرتهای منطقهای و جهانی هستند.
نظرات بیان شده در این مقاله متعلق به نویسنده است و لزوماً منعکس کننده خط مشی تحریریه میدل ایست مانیتور نیست.
