گزارش اخیر یوناما در مورد تلفات احتمالی غیرنظامیان در عملیات های پاکستانی، به ویژه در مجاورت مرکز احیای مواد مخدر امید در کابل، باید با کمی نمک تلقی شود و نه احساسات. در حالی که تلفات غیرنظامیان همیشه مایه تاسف هستند، اما همیشه شایسته بررسی هستند، اما بررسی باید دقیق، متعادل و در چارچوب امنیت کامل باشد. در قلب داستان یوناما فقدان واقع گرایی است، گویی که افغانستان یک محیط دولتی معمولی است، با نهادهای باز، شاهدان آزاد و دسترسی بی طرف. طالبان یک جنبش مسلحانه است که اطلاعات، حرکت، مقامات محلی و عمومی را در افغانستان کنترل می کند. در اینجا تأیید مستقل مورد سؤال است و از نظر ایمان پذیرفته نیست.
هیچ راهی وجود ندارد که پاکستان از خشونتی که هنوز از آن سوی مرز افغانستان تجربه می کند، منزوی شود. تنها در سال 2025 در اثر فعالیت های تروریستی فرامرزی، 1957 نفر کشته و 3603 نفر زخمی شدند. در حالی که 3079 تروریست خنثی شدند. اما یوناما آشکارا بر حوادث پاکستان نظارت نمی کند. این منجر به یک گزارش گزینشی می شود: خشونت در داخل افغانستان گزارش می شود، وحشتی که از خاک افغانستان بیرون می آید و به غیرنظامیان و نیروهای امنیتی پاکستان ضربه می زند، به سختی در چارچوب گزارش است.
رژیم طالبان زیرساختهای گروههایی مانند TTP، القاعده، ISKP و سایر گروههای مسلح را تحمل کرده، تسهیل کرده یا آنها را رها کرده است. در جایی که دهها گروه تروریستی در کشور فعالیت میکنند، استفاده مکرر از اصطلاحات «بیماران» یا «غیرنظامیان» توسط یوناما برای ایجاد پرسشهایی متضرر میشود. چگونه مشخص شد که هیچ یک از شرکت کنندگان وابستگی عملیاتی، لجستیکی یا نظامی وجود ندارد؟ چگونه راهی برای مصون نگه داشتن شاهدان از فشار اعمال شده توسط طالبان وجود داشت؟ آیا محدودیتی برای رفت و آمد بازرسان وجود داشت؟ اینها مشکلات فنی نیستند، بلکه مشکلات اعتباری هستند.
کارخانه امید نگرانی های دیگری را ایجاد می کند. گفته می شود که در داخل محوطه نظامی سابق کمپ فینیکس قرار داشت که دارای ویژگی نظامی شناخته شده بود. همچنین در نزدیکی زیرساخت های مربوط به مهمات قرار داشت که طبق گزارش ها در فاصله 200 متری قرار داشت. اگر تأسیسات غیرنظامی یا پزشکی در نزدیکی انبارهای نظامی و لجستیکی/عملیاتی قرار داشته باشند، نمی توان مسئولیت را تنها بر اساس تعداد تلفات قضاوت کرد. سوال بزرگ این است که آیا طالبان مناطق غیرنظامی را در مناطق نظامی اضافه کرده و سپس از آسیبهای ناشی از آن برای اهداف تبلیغاتی استفاده میکنند؟
حقوق بشردوستانه بینالمللی بدیهی است که امکانات پزشکی را در صورتی که صرفاً بشردوستانه بوده و با اهداف نظامی مخلوط نشده باشند، تحت حمایت قرار میدهند. مطابق با کنوانسیون ژنو، حفاظت زمانی می تواند خاتمه یابد که از آنها برای کمک به اقدامات مضر برای دشمن استفاده شود، مانند تأمین پوشش دارایی ها یا عملیات نظامی، یا حفاظت از زیرساخت های مرتبط با سلاح. یک هدف نظامی همچنان میتواند تحت اساسنامه رم و قانون درگیریهای مسلحانه وجود داشته باشد، اگرچه مکانها به عنوان غیرنظامی شناخته میشوند، اگر بخشی از یک شبکه لجستیکی نظامی باشند یا بخشی از یک شبکه مهمات باشند یا برای عملیات نظامی استفاده شوند.
شیوه عمل طالبان چیز جدیدی نیست. گروههای مسلح مدتهاست به خانهها، مساجد، مدارس، بازارها و اماکن عمومی نفوذ کردهاند و با این کار جنگندهها، سلاحها و ساختارهای فرماندهی خود را قرار میدهند و میدانند که هر اقدامی که انجام دهند، تصاویری مناسب برای جنگ تبلیغاتی ایجاد میکند. به نظر می رسد گزارش یوناما «چگونگی» درگیری را نادیده گرفته است، که شامل دکترین درگیری – نظامی سازی عمدی مکان های غیرنظامی و استفاده احتمالی از سپر انسانی است. این بیشتر به نفع طالبان است تا حفاظت از غیرنظامیان.
تصاویر پس از حادثه نیز باید به صورت قانونی رسیدگی شود. الگوی تخریب (عدم وجود دهانههای برخوردی عمیق و شواهد انفجارهای ثانویه) این سؤال را ایجاد میکند که آیا انبار مهمات و/یا مهمات نزدیک به ویرانی وجود داشته است یا خیر. پاکستان گفته است که حملات این کشور به مکانهایی برای پهپادهای ذخیرهسازی مهمات و امکانات فنی برای پشتیبانی از هواپیماهای بدون سرنشین علیه غیرنظامیان پاکستانی انجام شده است. اگر انفجارهای ثانویه رخ می داد، نشان از وجود مواد منفجره نظامی در این نزدیکی بود. در حالی که یوناما به توضیح پاکستان اشاره می کند، به نظر نمی رسد که این محیط عملیاتی را زیر سوال ببرد.
این امر در مورد کمربندهای مرزی کنر، نورستان و همسایهها نیز صدق میکند، که نقاط ورودی شناخته شده برای نفوذ TTP و همکارانش به پاکستان از طریق مسیرهای خط دیورند هستند. تلاشهای پاکستان در مرزهای خود و اقدامات جنبشی از آب در نیامد، بلکه پس از شکستهای متعدد تروریستها در گذشته برای تخریب پناهگاهها و جلوگیری از تهاجمات فرامرزی انجام شد. این واقعیت که پاکستان تفاهمات آتش بس را با میانجیگری بزرگان محلی در کنر و نورستان پذیرفته است، همچنین نشان دهنده ارتقای مکانیسم های مسئولیت محلی توسط اسلام آباد است که می توانند حرکت ستیزه جویان را کاهش دهند.
این کمبود تقاضا است که در مورد یوناما بسیار چشمگیر است. این امر طالبان را وادار نمیکند که ذخایر مهمات را در مناطق پرجمعیت خلع سلاح کند، زیرساختهای مورد استفاده ستیزه جویان را از مناطق غیرنظامی منزوی کند، مناطق عمومی را غیرنظامی کند یا به بازرسان اجازه دسترسی آزاد بدهد. در عوض، مسئولیت عملاً به طور کامل به پاکستان منتقل می شود، جایی که دولت بیشترین حملات را که توسط تروریست ها از افغانستان انجام می شود، می پذیرد.
اما نکته اصلی این است که پاکستان یک کشور مسئول است که با زیرساخت های تروریستی روبرو است که توسط یک سیاست قربانی که توسط رژیم طالبان تسلط یافته است محافظت یا تحمل می شود. یک گزارش خوب می تواند به معماری میدان نبرد که باعث تلفات و خود تلفات شده است نگاه کند. اگر یوناما نتواند استفاده از فضای غیرنظامی توسط طالبان را به چالش بکشد، ممکن است به یک ماشین تبلیغاتی برای طالبان تبدیل شود.
