اسرائیلیها در 8 ژوئن در تلآویو به دنبال سرپناهی زیرزمینی هستند، زیرا ایران و اسرائیل بار دیگر حملات خود را مبادله کردند. عکس اریک مارمور/گتی ایماژ
صبح روز دوشنبه، اسرائیلیها – خانوادهام و من در میان آنها – با روز آژیر خطر، سردرگمی و وضعیت عادی معلق از خواب بیدار شدند.
پروازها لغو شده بود. مدارس تعطیل شده بود. مشاغل در سراسر کشور درهای خود را بسته بودند. بار دیگر، نخست وزیر بنیامین نتانیاهو اسرائیل را به سمت یک رویارویی منطقه ای گسترده سوق داد – و این سوال که اسرائیل دقیقاً از حمله به منطقه ضاحیه بیروت در بحبوحه آتش بس اسرائیل و لبنان چه چیزی به دست آورده بود، ناگهان در مرکز بحث های عمومی قرار گرفت.
ایران پس از حملات روز یکشنبه با حملات هوایی علیه اسرائیل تلافی کرده بود. اسرائیل در پاسخ به ایران حملاتی را انجام داد. ترس از تشدید تنش منطقه ای بیشتر شد. و پس از اینکه دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا هشدارهایی را به هر دو طرف در رسانه های اجتماعی ارسال کرد، خوشبختانه درگیری رخ داد به نظر می رسید که متوقف شده است تا بعدازظهر دوشنبه
در یک نسخه از رویدادها، منطقه صرفاً به یک مارپیچ آشنای دیگر از کنش و واکنش برخورد کرده بود. بدبینان اسرائیلی به طور کامل چیز دیگری را می بینند: نخست وزیری که بار دیگر به نظر می رسید به جنگ نیاز دارد و مصمم بود درگیری با ایران را از سر بگیرد.
نیر دوری، تحلیلگر امور نظامی ایستگاه اصلی کانال 12، گفت: «من نه استراتژی و نه تاکتیک را درک می کنم.
اگر حمله در ضاحیه – پایگاه حزب الله – اساساً تعادل استراتژیک را تغییر می داد، حداقل می شد استدلال کرد که یک منطق سرد پشت آن وجود دارد. اگر از یک حمله قریب الوقوع جلوگیری می کرد، جان سربازان را نجات می داد، یا به طور قابل توجهی توان عملیاتی حزب الله را کاهش می داد، شاید این قمار می توانست توجیه شود.
با این حال به نظر می رسید این حمله چیزی را تغییر نمی دهد. قرار نبود حزب الله فرو بریزد زیرا ساختمان دیگری در بیروت مورد اصابت قرار گرفته بود. همچنین به نظر نمی رسید که این عملیات بتواند از انواع حملاتی که به کشتار سربازان اسرائیلی ادامه می داد، جلوگیری کند. در غیر این صورت، تلفات غیرنظامی تنها خطر مشروعیت مجدد حزب الله را به همراه داشت.
به نظر می رسید که این اعتصاب ها شامل خطرات بزرگ و پاداش های اندکی بود. آنها در یک لحظه فوقالعاده حساس در مذاکرات آمریکا با ایران آمدند، زیرا ترامپ به شدت در تلاش است تا تنشها را در لبنان کاهش دهد – از جمله به صورت خصوصی. فحش دادن و تحقیر نتانیاهو در مورد سیاست لبنان در هفته گذشته و آنها یکی از مهمترین دارایی های استراتژیک اسرائیل در لبنان را در سال های اخیر تهدید کردند: اجماع گسترده لبنانی ها مبنی بر اینکه حزب الله به فاجعه ای برای لبنان تبدیل شده و باید خلع سلاح شود.
اختلاف ترامپ و نتانیاهو
اسرائیل قبلاً در موقعیت فوق العاده حساسی در برابر واشنگتن قرار داشت.
علیرغم موفقیتهای نظامی چشمگیر در روزهای آغازین حمله به ایران، هیچ راهبرد خروج مشخصی وجود نداشت و هیچ راهحل جدی برای محدود کردن کشتیرانی ایران از طریق تنگه هرمز وجود نداشت.
این جنگ با افزایش قیمت انرژی و افزایش خشم عمومی که چشمانداز جمهوریخواهان را در انتخابات میاندورهای پیش رو تهدید میکند، فشار سیاسی بر ترامپ را تشدید کرد. یک جنگ طولانی منطقهای خطر تبدیل او را در عرض چند ماه به یک رئیسجمهور ضعیف که در صورت از دست دادن کنترل کنگره توسط حزبش، با تحقیقات کنگره و فلج سیاسی روبرو میشود، به همراه داشت.
این بدان معناست که ترامپ و نتانیاهو به طور فزاینده ای در جهت مخالف حرکت می کنند. ترامپ به ثبات نیاز دارد. نتانیاهو، که با تعداد ناامید کننده نظرسنجی ها و خستگی فزاینده عمومی مواجه است، نیاز به اختلال دارد.
در این برهه از دوره تصدی نتانیاهو، بخش های بزرگی از مردم اسرائیل دیگر این احتمال را که ملاحظات سیاسی بر تصمیمات امنیت ملی تأثیر می گذارد، رد نمی کنند. از آنجایی که هفته با تهدید جنگ مجدد آغاز شد، بسیاری آشکارا گمانه زنی کردند که دولت علاقه مند به افزایش مجدد دما از طریق برانگیختن شرایط اضطراری به حدی شدید است که برای به تعویق انداختن انتخابات استدلال کند.
اما تنش بین رهبران آمریکا و اسرائیل، منافع استراتژیک اسرائیل را به خطر می اندازد. اسراییل همچنان به هواپیماهای آمریکایی، مهمات، حفاظت دیپلماتیک در سازمان ملل متحد و حمایت استراتژیک گسترده تر در برابر فشارهای اروپایی و بین المللی تکیه می کند. و با تضاد منافع سیاسی ترامپ و نتانیاهو، اسرائیلیهای معمولی بار دیگر خود را در پناهگاهها، با کودکانی که از مدرسه بازمانده بودند و پروازها متوقف شد، یافتند.
منفی استراتژیک خالص
در همین حال، هر حملهای که به غیرنظامیان لبنانی آسیب میزند یا به زیرساختها آسیب میزند، روایت مورد علاقه حزبالله را احیا میکند: اینکه حزبالله به تنهایی بین لبنان و تجاوز اسرائیل قرار میگیرد.
این باعث میشود هر حملهای به یک فرصت استراتژیک از دست رفته تبدیل شود. در دوره ریاست جمهوری جوزف عون و نخست وزیر نواف سلام، رهبری جدید لبنان با احتیاط شروع به معرفی حزب الله نه به عنوان مدافع دولت، بلکه به عنوان مانعی بر سر حاکمیت لبنان کرده بود.
حملات اسرائیل به جای کمک به انزوای سیاسی حزب الله در داخل لبنان، خطر کمک به آن را برای بازیابی ارتباط و مشروعیت دارد.
بسیاری از اسرائیلی ها از این احساس که اورشلیم به سادگی از فکر کردن به دو حرکت جلوتر خودداری می کند، دیوانه شده اند.
دقیقاً برنامه بلندمدت چه بود؟ حزبالله همچنان در سراسر لبنان مستقر است. هیچ شعار اسرائیلی در مورد «تکیه فقط به خودمان» نمی تواند واقعیت استراتژیک اساسی را تغییر دهد. اسرائیل نمیتواند بخشهای وسیعی از لبنان را بهطور دائم اشغال کند، یا عملیات نظامی بیپایانی را ادامه دهد. آینده صلحآمیز مستلزم یک دولت لبنانی قویتر و مردمی لبنانی است که حزبالله را بهعنوان یک بار بهجای محافظ نگاه میکنند.
شاید غم انگیزترین جنبه زندگی اسرائیل در سال 2026 این باشد که میلیون ها شهروند دیگر سوء ظن را مبنی بر اینکه دولت بر خلاف منافع آنها عمل می کند تا از منافع نتانیاهو حمایت کند، غیر قابل قبول نمی دانند. مفهوم “انگیزه های باطنی” در گفتمان سیاسی اسرائیل به گونه ای غیرقابل تصور در زمان نخست وزیران قبلی عادی شده بود. این فرسایش اعتماد عمومی ممکن است تیرهترین تحول در بین همه باشد.
سلام هموطن به جلو خواننده! من جوئل براون هستم به جلو خواننده و حامی بیش از 15 سال و در حال حاضر رئیس هیئت مدیره است.
من یک مشتاق هستم به جلو خواننده، زیرا بسیاری از کادرهای ضروری من را مشخص می کند: روزنامه نگاری عالی، تمرکز یهودی و دیدگاه های متنوع. در فضای سیاسی امروز، چیزی که من بیشتر از همه قدردانی می کنم این است به جلواستقلال – با سخاوت اعضای آن امکان پذیر شده است.
را به جلو متعهد است که اخبار بی طرفانه و ظریف یهودی را برای شما بیاورد. از سمت خود به عنوان رئیس هیئت مدیره، با گسترش موقعیت خود، آینده ای هیجان انگیز را می بینم را صدای مستقل قطعی یهودیت معاصر آمریکا
از ماموریت ما برای بیان داستان یهودیان به طور کامل و منصفانه حمایت کنید.

