جنگ در ایران و نشانههای بیشتر سرکشی و غیرقابل پیشبینی بودن دولت آمریکا، انگیزههای افزایش همکاریهای اقتصادی و فناوری بین اروپا و چین را تشدید میکند. بریتانیا دلایل خاص خود را برای تقویت نزدیکی با اتحادیه اروپا دارد که در سال 2020 آن را ترک کرد. بنابراین، بریتانیا در موقعیت خوبی برای پیشبرد روحیه جدید مشارکت اروپا و چین قرار دارد.
اروپا با مبارزه سختی روبروست. بهبود همکاری با چین، با توجه به اندازه اقتصادی این کشور و تضاد با آمریکا در زمینه های کلیدی، به ویژه در دفاع و امنیت، خطرات و چالش هایی را به همراه دارد، اما می تواند به کاهش بار کمک کند.
مشکلات پیش روی اروپا
ایالات متحده از موقعیت ژئوپلیتیک، دسترسی استراتژیک، استقلال نفت و گاز و بازارهای مالی عمیق سود می برد. از زمان تهاجم گسترده روسیه به اوکراین در سال 2022، آسیب پذیری اروپا در برابر قدرت آمریکا در چهار حوزه حیاتی اقتصاد سیاسی – انرژی، دفاع، صنعت و پول – به طور چشمگیری افزایش یافته است.
قدرت چین نیز به نقطه ضعف اروپا تبدیل شده است. موقعیت رقابتی نسبی قاره کهن در طی دو دهه بدتر شده است و این امر در راستای ابراز وجود بیشتر چینی ها است. این تغییر در نتیجه درگیری اوکراین، تعرفههای ترامپ و رکود اقتصادی در چین، شتاب بیشتری گرفته است، که شرکتهای چینی را در روی آوردن به بازارهای خارجی برای افزایش سودآوری و جبران مشکلات اقتصادی داخلی فعالتر کرده است. به دلایل مثبت و منفی، افزایش درک متقابل بین اروپا و چین، برای اروپاییها یک راه نجات بالقوه است.
یک عامل پیچیده تر وجود دارد. تهاجم به اوکراین و پیامدهای آن شراکت روسیه و چین را تقویت کرد که – علیرغم احتیاط پکن در مورد اختلالات ناشی از تحریمهای آمریکا در موقعیت اقتصادی و مالی بینالمللی آن – میتواند به یک اتحاد رسمی تبدیل شود که به ضرر و ناراحتی غرب تمام میشود. و این نیاز را که اغلب بیان شده و مدت ها نادیده گرفته شده بود برای اروپایی ها به مراقبت و پرداخت بسیار بیشتر برای امنیت خود بیشتر کرد.
همه این عوامل با جنگ ایران تشدید شده است. اما آنها همچنین انگیزه های اروپا را برای دستیابی به اقدامات متقابل افزایش داده اند. و مجموعه اقداماتی که اکنون در دست بررسی است می تواند شامل ارزیابی مجدد و تنظیم مجدد روابط با چین باشد. به نظر می رسد چین و ایالات متحده اهمیت خود را به عنوان مخزن قدرت اقتصادی و سیاسی گسترش دهند. هر دو کشور، در مراحل بسیار متفاوتی از بلوغ سیاسی و اجتماعی، با آزمایشهای داخلی عظیمی روبرو هستند – اما آنها همچنین پتانسیل بیشتری نسبت به اروپای شکسته برای بیرون آمدن قویتر از چالشهای متعدد خود دارند.
امواج شوک ژئوپلیتیکی
آشفتگیهای ژئوپلیتیکی دهه 2020 در زمان سختی برای قاره کهن رخ داده است که با اقتصادهای متزلزل، بودجههای متزلزل، اختلال در اتحاد آتلانتیک، فشارهای مهاجرتی که از نظر اجتماعی تفرقهانگیز است و ضعیفترین رهبری سیاسی از دهه 1930 تاکنون دست و پنجه نرم میکند. وظایف اروپا دلهرهآور است: جهانیسازی، جمعیتشناسی، کربنزدایی، دیجیتالیسازی، دفاع و بهطور شوم بدهی، که با افزایش هزینههای سیستمهای رفاهی اروپا و استقراض عظیم عمومی لازم برای تأمین مالی آنها تجسم یافته است. همه این مشکلات (از جمله علامت سوال در مورد رهبری، با وجود – یا شاید تا حدی منعکس کننده – سیستم تک حزبی چین) تا حد زیادی با چین مشترک است.
امواج ضربه ای که از خاورمیانه به اقتصاد جهان نفوذ می کند، تأثیری کاهنده بر رشد خواهد داشت و ترس از تورم را در اروپا و چین تشدید خواهد کرد. با توجه به استقلال انرژی خود، ایالات متحده در حال دریافت یک تقویت کوتاه مدت در رابطه با سایر نقاط جهان است. اما آسیب جدیدی که به جایگاه بلندمدت آمریکا به عنوان یک شریک و متحد وارد شده است – که به تخریب هایی که قبلاً در سال اول دولت دوم رئیس جمهور دونالد ترامپ شاهد آن بودیم – بسیار زیاد بوده است.
برخی از این آسیب ها هنوز قابل ترمیم هستند، به ویژه اگر نگرانی ها در مورد عملکرد جمهوری خواهان در انتخابات میان دوره ای در نوامبر منجر به تداوم سیاست های زیگ زاگ دولت ترامپ شود، یکی از نگرانی های بزرگ برای غرب این است که تمرکز مجدد منافع آمریکا در خاورمیانه ممکن است رهبری پکن را تشویق کند تا راه حل های تهاجمی را برای دستیابی مجدد به اهداف بلند مدت پیش ببرد.
فرصت های رشد و سرمایه گذاری
در مسائل وجودی جنگ و صلح، هر چه دردسرهای کوتاه مدت برخورد با ترامپ جسور باشد، غرب و انگلیس چاره ای جز جانبداری از آمریکا نخواهند داشت. با این حال، بدون سناریوهای روز قیامت، تعدادی از زمینهها وجود دارد که میتوان همکاری را به نفع همه طرفها بهبود بخشید. بسیاری از این موارد در زمینههای پول و فناوری هستند که OMFIF به آنها توجه ویژهای دارد، از جمله حمایت از زیرساخت دیجیتال برای رشد و سرمایهگذاری بین و در اروپا و آسیا.
حمایت از چین در برنامه های بلندپروازانه اش در ساخت زیرساخت های بازار رنمینبی می تواند اولویت ویژه ای برای شهر لندن باشد. انتظار عمومی این است که چین ارتقاء مبادلات سرمایه دو طرفه را تسریع کند. چین در حال سرعت بخشیدن به معرفی ارز دیجیتال بانک مرکزی در سطح خرده فروشی است که به طور کلی در سراسر کشور در دسترس بانک ها قرار می گیرد. این حوزه ای است که همکاری با شرکت های پرداخت بریتانیا و اروپا و همچنین بانک انگلستان و بانک مرکزی اروپا می تواند مفید باشد.
بانک خلق چین در حال ایجاد مکانیزم تامین مالی برای تسهیل دسترسی مدیران ذخایر به بازار چین است. این منطقه دیگری است که مخصوصاً برای بریتانیا آماده است تا پیشروی آشکاری را نشان دهد.
مواجهه با حقایق خانگی
اروپا نیازی به جانبداری سیستماتیک با آمریکایی ها در همه زمینه های تعامل چین ندارد. اما در صورتی که اروپا بتواند موقعیت خود را در مقابل ایالات متحده تقویت کند، اتخاذ سیاست های کاهش ریسک تسهیل می شود. ایجاد توازن بین دو ضرورت همکاری و رقابت با چین مستلزم تلاش عظیمی برای تحلیل و تصمیم است.
اروپا و بریتانیا باید با برخی از حقایق داخلی در مورد چین روبرو شوند. بهتر است این کار را با هم انجام دهند. چین در حال حاضر جایگاه پیشرو در هوش مصنوعی و حوزه های مرتبط دارد. در بسیاری از زمینه های فناوری، از نظر قیمت و کیفیت، چین به طور جامع و احتمالاً برگشت ناپذیر جلوتر رفته است. چین به خوبی خود را برای درگیری تعرفههای ترامپ آماده کرده است – و منابع مالی و تجاری برای رهایی از مشکلات آینده را دارد.
در سیستم بلوک های تجاری منطقه ای که احتمالاً در سال های آینده باز خواهد شد، کشورهای اروپایی باید روابط تجاری و سرمایه گذاری های فرامرزی خود را با آسیا تقویت کنند. انجمن کشورهای جنوب شرق آسیا به اضافه سه کشور – چین، ژاپن و کره – در حال ایجاد یک “منطقه آزاد تجاری مدیریت شده” با مشارکت احتمالی استرالیا و نیوزلند (و همچنین در حاشیه، هند) خواهند بود. اروپا، از جمله بریتانیا، میتواند به دنبال همکاری با همه این کشورها برای کمک به ساخت خطوط تولید، خدمات و عرضه صنایع دستی باشد تا از رژیمهای تجاری متلاشی شده جهانی که به نظر میرسد یکی از بسیاری از میراثهای ناراحتکننده ترامپ باشد، بهترین استفاده را ببرد.
بر اساس توافقهایی که باید به ضرورتهای دفاعی و امنیتی توجه شود، همکاری با چین در پروژههای تجاری و سرمایهگذاری مشترک – به ویژه در زمینههای انرژی، فناوری، حملونقل و محیط زیست – میتواند برای بریتانیا و سایر کشورهای اروپایی مفید باشد. همکاری بر سر چین می تواند مشکلات رقابتی را کاهش دهد، مزیت متقابل را در زمینه های مالی و فناوری به ارمغان بیاورد و به جبران پیچیدگی های سیاسی با واشنگتن ترامپ کمک کند.
یک معامله بزرگ در خطر است. بریتانیا، با بقیه اروپا، چیزهای زیادی برای بازی کردن دارد. پاداشهای بالقوه و خطراتی که در صورت اشتباه محاسباتی وجود دارد، از اهمیت یکسانی برخوردارند.
دیوید مارش رئیس OMFIF است.
برای بررسی این موضوع در 31 مارس به OMFIF بپیوندید نقش رنمینبی در سیستم پولی بین المللی.
به این موضوع علاقه دارید؟ برای اطلاعات بیشتر در خبرنامه OMFIF مشترک شوید.

