جمهوری اسلامی ایران سرکوب را چیزی محدود به مرزهای خود نمی بیند. اخیراً قوه قضائیه رژیم اعلام کرده است که مصادره دارایی های ایرانیان دیاسپورا را آغاز کرده است. این به دنبال بیانیه ای بود صادر شده است از سوی دادستانی کل ایران، ایرانیان خارج از کشور را تهدید به مصادره اموال و سایر مجازاتها از جمله اعدام احتمالی در صورت اثبات «همکاری با دشمن» کرد. این بیانیه چنین همکاری هایی را با عبارات بسیار سست، از جمله «حمایت» ادعایی از اسرائیل، ایالات متحده یا دیگر بازیگران متخاصم تعریف می کند. این هشدار نشان دهنده قصد آشکار رژیم برای تشدید سرکوب فراملی خود علیه مهاجران، صدور سرکوب از ایران به شهرهای غربی است.
اخیراً قوه قضائیه رژیم اعلام کرده است که مصادره دارایی های ایرانیان دیاسپورا را آغاز کرده است.
این تهدید یک اقدام مجزا در زمان جنگ نیست. بلکه بخشی از استراتژی گسترده تر رژیم برای سرکوب فراملی است. برای چندین دههجمهوری اسلامی سعی کرده است منتقدان خود را در خارج از کشور رصد، ارعاب، سکوت کند، ربوده و حتی به قتل برساند.
از نظر جغرافیایی، تلاش های رژیم برای هدف قرار دادن مهاجران ایرانی عمدتاً بر اروپا متمرکز شده است. البته دلایل عملی برای این امر وجود دارد. اروپا نه تنها خانه میلیونها ایرانی است، بلکه برخلاف ایالات متحده که هیچ روابط دیپلماتیک با تهران ندارد، جمهوری اسلامی دارای سفارتخانهها و زیرساختهای کامل در سراسر قاره اروپا است که پوشش دیپلماتیک مشروعی را برای فعالیتهای پلید به آن میدهد.
همانطور که در خاورمیانه انجام می دهد، تهران از سوء استفاده از پروتکل های بین المللی در مورد وضعیت دیپلماتیک برای قادر ساختن توانایی خود برای هدف قرار دادن مخالفان خود در خارج هراسی نداشته است: از زمان قتل آخرین نخست وزیر ایران قبل از انقلاب، شاپور بختیار، در پاریس در سال 1991 تا ترور ناراضیان کرد ایرانی-کرد در برلین در سال 1992، و توطئه اخیر برای بمب گذاری در کنفرانس اپوزیسیون ایران در پاریس در سال 2018. اثر انگشت سفارتخانه های جمهوری اسلامی هر بار که رژیم تلاش کرده سرکوب فراملی را فراتر از مرزهای خود اعمال کند، نمایان شده است.
آنچه جدید است، منطق نیست، بلکه مقیاس اضطراب و قصد رژیم برای تشدید است. تهران اکنون دیاسپورای ایرانی را به عنوان یک جبهه سیاسی فعال در مبارزه بر سر آینده ایران می بیند. این ترس پس از ایران به شدت تشدید شد زنان، زندگی، جنبش آزادی چهار سال پیش اعتراضاتی که در سال 2022 آغاز شد، دیاسپورای ایرانی را به یک نیروی سیاسی بسیار سازمان یافته و پر سر و صدا تبدیل کرد. جوامع ایرانی در سرتاسر آمریکای شمالی و اروپا که بسیاری از آنها تا حد زیادی از فعالیت سیاسی خودداری کرده بودند، تبدیل به عمیقا درگیر در لابی، کمپین های رسانه ای، تظاهرات و حمایت عمومی برای تغییر رژیم. رژیم به سرعت فهمید که این کنشگری دیگر نمادین نیست. این امر به روایتهای بینالمللی، پوشش جریان اصلی رسانهها، بسیج فشار بر دولتهای غربی و کمک به پیوند مبارزه در داخل ایران با مخاطبان سیاسی جهانی کمک میکرد.
مقامات جمهوری اسلامی به صراحت گفته اند که این کنشگری را خطری برای نظام می دانند. عباس عراقچی وزیر امور خارجه هشدار داد در سال 2023 رژیم نباید اجازه اعتراض علیه جمهوری اسلامی را در خارج از کشور بدهد، زیرا می تواند جمهوری اسلامی را بدنام کند و در جهان مشروعیت زدایی کند. او پیام خود را در فوریه تکرار کرد و هشدار داد که فشارهای خارجی و درخواستها برای مداخله نظامی میتواند فروپاشی رژیم را تسریع بخشد. حتی زمانی که مقامات همیشه از زبان دقیق «فعالیت دیاسپورا» استفاده نمی کردند، پیام آنها روشن بود: بسیج سیاسی در خارج از کشور به تبدیل ناآرامی های داخلی به یک بحران بین المللی برای جمهوری اسلامی کمک می کرد. دقیقاً به همین دلیل است که تهران به طور فزاینده ای با ایرانیان تبعیدی نه تنها به عنوان منتقدان ناخوشایند، بلکه به عنوان دشمنان قسم خورده رفتار می کند.
جمهوری اسلامی همواره تلاش کرده است تا مخالفان داخلی را منزوی کرده و از تبدیل شدن آن به اپوزیسیون سازمان یافته در صحنه بین المللی جلوگیری کند.
این امر پس از کشتار معترضان در داخل ایران بین 8 تا 9 ژانویه که طی آن رژیم به قتل رسید، آشکارتر شد. حداقل 30000 نفر فقط در دو روز به عنوان میلیون ها ایرانی به خیابان ها آمدندرژیم از نیروی مرگبار بیسابقهای استفاده کرد و قطع کامل اینترنت را نه تنها برای مخفی کردن خونریزی در خیابانها، بلکه برای قطع ارتباط معترضان از جهان خارج تحمیل کرد. در این مرحله بود که رژیم ارتباطات را به شدت محدود کرد، مهاجرت بیش از پیش اهمیت یافت. پس از آن، ایرانیان خارج از کشور بسیج شدند تا به عنوان صدای مردم در داخل کشور خدمت کنند، توجه ها را به کشتارها جلب کردند، تصاویر و شهادت ها را تقویت کردند و مطالبات را پیش بردند. تغییر رژیم مستقیم تر از قبل
از آن زمان به بعد، نقش سیاسی دیاسپورا گسترش یافت. این منجر به اعتراضات همبستگی هفتگی بزرگ در شهرهای بزرگ غربی از جمله تورنتو، لس آنجلس و لندن شد. ابعاد نهضت در 14 فوریه پس از ایرانی تبعیدی مشخص بود ولیعهد رضا پهلوی روز جهانی اقدام را اعلام کرد و در نتیجه بیش از یک میلیون نفر در تظاهرات همبستگی با ایرانیان داخل کشور شرکت کردند که تنها در مونیخ 250000 نفر گرد آمدند.
آنچه در اینجا اهمیت داشت فقط اندازه تجمعات نبود بلکه پیام سیاسی آنها بود. ایرانیان خارج از کشور همیشه تا حدی به دلیل ترس، پیام های خود را تعدیل کرده اند، از جمله عواقبی که ممکن است در صورت بازگشت به ایران برای دیدار با خانواده های خود با آن مواجه شوند. اما این طرز فکر به طور اساسی تغییر کرده است. بسیاری از ایرانیان خارج از کشور نه تنها اکنون آشکارا خواستار تغییر رژیم هستند، بلکه به طور فزاینده ای از مداخله نظامی غرب برای دستیابی به آن حمایت می کنند، فراخوانی برای اقدامی که تا چند سال پیش به سادگی غیرقابل تصور بود. برخی نیز آنچه را که در داخل ایران شنیده می شد تکرار کرده اند: حمایت از بازگشت رضا پهلوی پسر شاه فقید و احیای سلطنت مشروطه.
برای آیت الله ها و سپاه اراذل و اوباش آنها، این یک تحول خطرناک است. جمهوری اسلامی همواره تلاش کرده است تا مخالفان داخلی را منزوی کرده و از تبدیل شدن آن به اپوزیسیون سازمان یافته در صحنه بین المللی جلوگیری کند.
به همین دلیل است که تهدید اخیر دادستان کل اهمیت دارد. این یک سیگنال روشن است که جمهوری اسلامی در شرف تشدید سرکوب فراملی خود است. پیام رژیم ساده است: حتی اگر ایران را ترک کرده باشید، رژیم سرپیچی شما را تحمل نخواهد کرد. هدف فراتر از مجازات چند فعال است. می خواهد حس ترس را در دیاسپورا القا کند و جامعه بسیار گسترده تری را از طریق ارعاب ساکت کند. این در حال حاضر شروع به تأثیرگذاری بر احساس امنیت در خیابان های لندن، پاریس و برلین کرده است. رژیم میخواهد ایرانیان دیاسپورا بدانند که گستره آن فراتر از مرزهایش است و دقیقاً اینجاست که سفارتخانههایش به عنوان مرکز هماهنگکننده سرکوب فراملی نقش مهمی ایفا میکنند.
به همین دلیل است که درخواست برای تعطیلی سفارتخانه های جمهوری اسلامی اهمیت پیدا می کند. بسته شدن این سفارتخانه ها ضربه ای قاطع به توانایی رژیم برای هماهنگی و بسیج حامیانش، هدف قرار دادن ایرانیان دیاسپورا، و استخدام باندهای جنایتکار محلی برای انجام اقدامات تروریستی، مانند ترور مخالفان، وارد می کند.
برای مقابله با تلاشهای تهران برای صدور خشونت به خارج از مرزهای خود، غرب باید ابزار سرکوب فراملی رژیم را هدف قرار دهد.
سفارتخانه های رژیم همچنین به طور فعالانه عملیات نظارتی پنهانی را علیه اعضای دیاسپورا که در راهپیمایی های همبستگی جهانی شرکت می کنند، انجام می دهند، آنها را شناسایی و این اطلاعات را به سازمان های امنیتی و اطلاعاتی ایران منتقل می کنند. این را یکی از رسانههای وابسته به سپاه که علناً اعلام کرده است، روشن شده است بیان کرد که ایرانیان خارج از کشور که به عنوان حامی مداخله نظامی شناسایی می شوند، پس از ورود در ایران بازداشت خواهند شد.
جمهوری اسلامی ایرانیان خارج از کشور را تهدید می کند زیرا مهاجرت از نظر سیاسی پیامدهای زیادی پیدا کرده است. از اوایل دهه 2020، رژیم به تدریج دریافته است که نبرد بر سر آینده ایران دیگر محدود به تهران، مشهد یا زاهدان نیست. همچنین در تورنتو، لسآنجلس، مونیخ، لندن و هر جا که ایرانیها میتوانند آزادانه صحبت کنند، مبارزه میشود. این دقیقاً همان چیزی است که جمهوری اسلامی را بیشتر می ترساند – و چرا سرکوب فراملی خود را در خارج از کشور تشدید می کند. برای مقابله با تلاشهای تهران برای صدور خشونت به خارج از مرزهای خود، غرب باید ابزار سرکوب فراملی رژیم را هدف قرار دهد. تعطیلی سفارتخانه های جمهوری اسلامی باید در راس این لیست باشد.
در ابتدا در 20 آوریل 2026 منتشر شد.
