با نفوذ چین، بحران ایران اروپا را به وضعیت مشتری سوق می دهد
در حالی که واشنگتن همچنان گرفتار پیچیدگیهای تاکتیکی خاورمیانه است و بیملاحظه و نامنظم عمل میکند، چین به جای ایجاد سر و صدا، یک بازی ثابت و بلندمدت را انجام میدهد.
و چیزی که آنها می سازند جهانی است که در آن اروپا چیزی بیش از یک موزه منظره در انتهای زنجیره تامین چینی نیست. پست کاسپین گزارش، به نقل از سیگنال بروکسل
ما شاهد اجرای بی سر و صدا یک استراتژی بزرگ هستیم که با قاره ما به عنوان سرزمین غروب خورشید رفتار می کند، بازاری که باید برداشت شود تا قدرتی که باید از آن ترسید.
این یک تهدید وجودی فوری برای سبک زندگی اروپایی است. ما دهها سال را صرف سخنرانی در سایر نقاط جهان درباره ارزشها کردهایم، در حالی که به طور همزمان کل ستون فقرات صنعتی خود را به شرق برون سپاری کردهایم. امروز لایحه آن گستاخی در راه است. به واقعیت خیره کننده اعداد و ارقام نگاه کنید: چین اکنون 80 درصد از پنل های خورشیدی جهان، 75 درصد از باتری ها و 70 درصد از وسایل نقلیه الکتریکی را کنترل می کند. این فقط تسلط بر بازار نیست. این یک انحصار کامل بر انرژی و تحرک نسل بعدی است.
برای اروپا، این یک تله مرگ استراتژیک است. در انتقال سبز که بروکسل قهرمان آن است، ما رهبرانی نیستیم که وانمود می کنیم هستیم. ما صرفاً ناامیدترین مشتریان هستیم. ما وابستگی خود را به معامله کرده ایم گاز روسیه برای اتکای کلی و وجودی به سیلیکون و لیتیوم چینی. ما اساساً کلیدهای شبکه های برق و شبکه های حمل و نقل خود را به رژیمی سپرده ایم که استقلال استراتژیک اروپا را یک شوخی می داند. ما آینده مستقل خود را بر اساس بدهی ها و اجزای چینی می سازیم. استراتژی پکن یک کلاس اصلی در ثبات غارتگرانه است. در حالی که هژمون آمریکایی غیرقابل پیش بینی می شود و بر جنگ های پر زرق و برق متمرکز می شود، چین تجهیزات، اعتبار و تداوم را به جهان ارائه می دهد. آنها در حال حاضر در پروژه های بندری در بیش از 90 کشور درگیر هستند و به طور موثر نقاط خفه کننده دریایی جهان را محاصره می کنند. آنها فقط اسکله های بتنی نمی خرند. آنها دروازه های ورود به اقتصاد جهانی را می خرند. هر بندری که آنها فعالیت میکنند، حتی در داخل آبهای اروپا، پایگاهی خاموش برای عصر جدیدی است که شرایط تجارت کاملاً توسط شرق دیکته میشود.
وحشتناک ترین سیگنال تهدید حاکمیت مالی ما است. جاه طلبی صریح برای تبدیل رنمینبی به یک ارز ذخیره جهانی آخرین مرحله این تله است. برای چندین دهه، امتیاز دلار و یورو به غرب این امکان را می داد که ارزان وام بگیرد و شبکه های عظیم امنیت اجتماعی ما را تامین مالی کند. آن دوران در حال مرگ است. اگر چین در ارائه یک جایگزین معتبر برای زیرساخت های مالی غرب موفق شود، توانایی ما برای تامین مالی دولت های رفاهی خود از بین خواهد رفت. بدون آن بالشتک مالی، اروپا قادر به پرداخت هزینه صلح خود نخواهد بود.
استراتژیست های چینی جنگ ایران را با حیرت و حیرت تماشا می کنند. آنها غربی را می بینند که عقل خود را از دست داده و نفوذ رو به کاهش خود را در بیابان دور می اندازد در حالی که شرق فناوری های مرزی دوره بعدی را در اختیار دارد. در حالی که ما بر جغرافیای خاورمیانه تمرکز می کنیم، چین در حال تسخیر جغرافیای آینده است: هوش مصنوعی، روباتیک، و ساخت پیشرفته. آنها در حال دو برابر کردن فن آوری هایی هستند که تعیین می کند چه کسی در پنجاه سال آینده برنده می شود، در حالی که اروپا مشغول تنظیم صنایع باقی مانده خود است.
تهدید اروپا کاملاً است. این تهدید تبدیل شدن به یک قاره دست نشانده است. اگر ما همچنان به صنایعمان اجازه سقوط بدهیم در حالی که بوروکراسی را پرورش می دهیم، در جهانی بیدار خواهیم شد که امنیت انرژی ما توسط پکن “تضمین” شده است، جایی که زیرساخت های ما در اختیار شرکت های چینی است و تصمیمات سیاسی ما منوط به تایید خارجی است. ما توانایی انتخاب سرنوشت خود را از دست می دهیم زیرا دیگر ابزار لازم برای ساختن آن را نداریم. اگر به سخنرانی در جهان ادامه دهیم و در عین حال خود ویرانگر باشیم، از تاریخ خارج خواهیم شد.