طبق گزارش ها، واشنگتن و اورشلیم تقریباً چهار هفته از جنگ ایران گذشته است نابود شده است بیش از 8000 هدف ایرانی که اغلب به دنبال تصویر کردن درگیری به عنوان یک جنگ فشرده و کوتاه هستند مختلط). ایرانی حملات موشکی 90% کاهش یافته اند حملات هواپیماهای بدون سرنشین 95 درصد کاهش یافته اند و ده ها مورد در ایران رهبران ارشد هستند مرده. با این حال تهران هنوز درگیر مبارزه است. خون آلود و تحقیر شده، اما شکسته نشده است. توانایی ایران برای تداوم ضربه زدن نباید کسی را متعجب کند.
شگفتی واقعی این است که برخی از رهبران ارشد، هر دو در کاخ سفید و در کاپیتول هیل، بازیگری می کنند متعجب توسط ایران سرپیچی و انعطاف پذیری.
ایران 25 سال گذشته را صرف تماشای آن کرده است شیوه جنگ آمریکایی در همسایگی آن کمپین های آمریکا در عراق، افغانستان، لیبی و سوریه را تماشا می کرد. آن را تماشا کرد که چگونه ارتش آمریکا با شکوه و به آرامی دفاع کرد پایه ها در سراسر منطقه تماشا کرد که چگونه قدرت آمریکا دوست دارد جنگها را باز کند: دشمن را کور کند، فرماندهی و کنترل را از بین ببرد، دفاع هوایی را سرکوب کند، رهبران ارشد را بکشد، و کنترل دولت را بشکند. هر دشمن شایسته ای از این شیوه جنگی آمریکا درس گرفته بود. ایران انجام داد. برای تهران احمقانه بود که یک سیستم نظامی طراحی نمی کرد که دقیقاً در برابر چنین ضربه ای مقاومت کند.
سالها است که ایران به جای ظرافت، حول محور پایداری سازماندهی شده است. رهبران آن فهمیدند که اگر ایالات متحده و اسرائیل با همیشگی خود بیایند.شوک و هیبتکتاب بازی، جنبههای جانبی دولت و ارتش باید به کار خود ادامه میداد. بنابراین، تهران در تمرکززدایی، پراکندگی و افزونگی سرمایه گذاری کرد. با یک استراتژی موزاییکایران سیستم انعطاف پذیری ساخت که حتی پس از اعتصابات سر بریدن و اختلال در ارتباطات به کار خود ادامه می داد. هدف متوقف کردن اولین مشت نبود، بلکه ایستادن بود.
ایران ممکن است شکوفا نباشد، اما در حال زنده ماندن است. این تمایز اهمیت دارد، زیرا تفکر استراتژیک بیش از حد آمریکایی در دام این باور اغواکننده است که اگر رگبار آغازین به اندازه کافی خشن باشد، انسجام دشمن طبق برنامه از هم باز خواهد شد. ایران دهه ها را صرف توسعه توانایی انکار این نتیجه کرده است.
درسی برای واشنگتن باید یک درس آشنا باشد: دشمن رای می گیرد. اما درس سخت تر این است که دشمن هم درس می خواند. در جنگ جاری، ایران مجبور نبود با قدرت آتش آمریکا یا اسراییل برابری کند تا از بمباران گسترده اولیه بگذرد. فقط باید کتاب نمایشنامه آمریکا را مطالعه میکرد و معماری طراحی میکرد تا از اولین اقدام جان سالم به در ببرد. به طور مشخص، این به معنای انتظار سرکوب پدافند هوایی، حملات فرماندهی و کنترل، پهپادهای سرگردان و هدف قرار دادن رهبری بود. تهران بر اساس این انتظارات ساخته شد، زیرا دلایل زیادی داشت که فکر کند این جنگ دقیقاً چگونه آغاز می شود. و درست بود
درس بزرگتری که این جنگ هم به ایالات متحده و هم به دشمنانش میدهد، در مورد رضایت استراتژیک آمریکاست. برای مدت طولانی، ارتش ایالات متحده به گونه ای عمل می کند که گویی تسلط اولیه عملیاتی به یک نتیجه استراتژیک سریع تبدیل می شود. اما بیشتر دشمنان فقط دور هم نمی نشینند و مؤدبانه منتظر برچیده شدن نیستند. آنها تطبیق میدهند، یاد میگیرند و تاکتیکهایی را برای بهرهبرداری از قوتها و مفروضات آمریکا توسعه میدهند.
به عنوان مثال، ایران حداقل یک را ساقط کرده است دوجین پهپادهای MQ-9 و آسیب دیده است یک F-35 با نوآورانه پرسه زدن موشک های زمین به هوا این گروه از پهپادهای ارزان قیمت شاهد را پیشگام و مستقر کرده است تهی شدن ذخایر تسلیحاتی آمریکا رگبارهای موشکی، همراه با هواپیماهای بدون سرنشین، دارند آسیب دیده است حداقل یازده پایگاه ایالات متحده در سراسر منطقه. و به طور موثر بسته شدن تنگه استراتژیک هرمز، از آسیب پذیری ایالات متحده در برابر شوک های بازار انرژی برای افزایش چشمگیر آن استفاده کرده است. اهرم.
قدرت ماندن ایران دلیلی بر قوی بودن رژیم نیست. این گواه بر این است که کتاب نمایشنامه جنگ آمریکایی را خوانده است.
نگاهی سخت به مفروضات نظامی
کنار گذاشتن بی شمار سیاستی و قانونی سوالات مطرح شده توسط این جنگ، واقعیت های عملیاتی آن مستلزم محاسبه فرضیات اصلی نظامی ایالات متحده است. برای سالها، واشنگتن طوری رفتار میکرد که گویی دفاع برتر و حملات دقیق برای بازدارندگی یا شکست ایران کافی است. اما جنگ همیشه شکاف بین برنامه های زمان صلح و اقدامات دشمن را آشکار می کند. دهه ها تاکید زدایی قابلیت ها مانند جنگ مین، در حالی که با تکیه بر راحتی برتری هوایی، این توهم را تقویت کرد: اینکه ایالات متحده می تواند جنگ را بر اساس شرایط خود دیکته کند. با این حال، دشمنان تطبیقی شرایط خود را ایجاد می کنند.
این موضوع فراتر از جنگ فعلی اهمیت دارد. اگر ایران، تحت تحریمهای سنگین، بتواند حملات سر بریدن را جذب کند و به عملیات خود ادامه دهد، واشنگتن باید قبل از اینکه تصور کند که دشمنان توانمندتر با همان کتاب بازی سادهتر تحت فشار قرار خواهند گرفت، به دقت فکر کند. همچنین باید مراقب بود که استفاده از نیروی آتش ایالات متحده به تنهایی (اغلب به عنوان “بازدارندگی” توسط رهبری کنونی) به نتایج استراتژیک مورد نظر دست خواهد یافت.خطر صرفا دست کم گرفتن ایران نیست، بلکه بیش از حد تخمین زدن مفروضات قدیمی است.
هیچ یک از اینها دلیلی برای مقابله با جاه طلبی های هسته ای یا اجبار منطقه ای ایران نیست. استدلالی برای واقع گرایی است. ایالات متحده نباید شوکه شود که ارتش ایران در برابر سبکی از جنگ که دهه هاست شاهد انجام آن بوده است، مقاوم است. به همان اندازه توضیح داد چه قبل و چه از زمان شروع جنگ، اگر ایران آماده نمی شد، واقعاً عجیب بود.
رضایت نظامی آمریکا باید پایان یابد. در این درگیری، که با سرانجام شروع می شود یادگیری را روش دفاع اوکراینی در برابر پهپادها و تطبیق تاکتیک ها برای غلبه بر رویکرد تلافی جویانه ایران. خواه هدف اجباری باشد تسلیم شدن، تغییر رژیم، دستیابی به اهرم برای مذاکراتیا کاملاً چیز دیگری، واشنگتن بالاخره باید تشخیص دهد که ایران دارای آژانس است، خود را تطبیق می دهد و کتاب بازی را از جلو به عقب می داند.
تصویر برجسته: سربازان یکی از ارتش ایران در رژه نظامی سالانه به مناسبت سالگرد آغاز جنگ 1980-1988 با عراق صدام حسین در تهران در 21 سپتامبر 2024 رژه می روند. (عکس از ATTA KENARE/AFP از طریق Getty Photos)
