در اولین روز ماه مه، در روستای آرام جنوب لبنان، یارون، صومعه ای که برای نسل ها ایستاده بود در ابری از غبار ناپدید شد.
صومعه خواهران منجی و مدرسه مجاور آن – توصیف کرد توسط خبرگزاری ملی لبنان به عنوان یکی از برجسته ترین مؤسسات آموزشی منطقه – صرفاً ساختمان دیگری بر روی نقشه جنگ نبود. خاطره بود تداوم بود. این مکان جایی بود که هزاران کودک خواندن را آموختند، جایی که دعاها با آهنگ های عربی و آرامی بلند شد، جایی که زنگ ها زمان را بسیار قبل از هواپیماهای بدون سرنشین نشان می دادند. نیروهای اسرائیلی یک شبه آن را با خاک یکسان کردند.
به زبان استراتژیک این بود قاب شده به عنوان بخشی از عملیات “منطقه حائل”. به زبان اخلاقی، تخریب یک نشانگر تمدن بود. وقتی جنگ به سنگ تبدیل میشود، بهویژه چیزی دلخراش است.
خانه ها را می توان بازسازی کرد. زندگی می کند، هرگز اما صومعه ها، کلیساها، زیارتگاه ها، مدارس – اینها مخزن حافظه جمعی هستند. تخریب آنها چیزی فراتر از ضرورت نظامی را نشان می دهد. این نشان دهنده سیاست پاک کردن است.
یارون در داخل کمربند 5 تا 10 کیلومتری که اسرائیل در جنوب لبنان ایجاد کرده است، با توجیه گسترده انکار پایگاه های عملیاتی حزب الله قرار دارد. از اواخر سال 2025، زمانی که جنگ اسرائیل و حزبالله به یکی از مخربترین درگیریهای مرزی از سال 2006 تبدیل شد، بر اساس گزارشها، بیش از 2600 نفر در لبنان درگیر شدهاند. کشته شد و بیش از یک میلیون آواره تمام روستاها خالی شده است. عفو بینالملل تخمین میزند که بیش از 10000 ساختمان در جنوب لبنان تا اواخر سال 2025 تخریب شدهاند، بسیاری از آنها پس از پایان نبردهای فعال، بدون نیاز نظامی آشکار، ویران شدند.
بخوانید: تعداد کشته شدگان لبنان از زمان حمله اسرائیل در دوم مارس از مرز 2600 نفر گذشت
این عدد باید سیاستگذاران را تحت تأثیر قرار دهد زیرا این فقط خسارت جانبی نیست. یک الگو است.
در اکتبر 2024، حملات هوایی اسرائیل محو شده کلیسای سنت جورج ملکیت قرن 18 در دردقایا. در محیب، بولدوزر مسطح شده بخشی از دهکده ای که زیارتگاه 2100 ساله حضرت بنیامین را در خود جای داده است، مکانی که در سنت های مذهبی مقدس است. در غزه، کلیسای کاتولیک خانواده مقدس – پناه دادن به غیرنظامیان مسن و کودکان – در ژوئیه 2025 مورد حمله قرار گرفت. کشتن کسانی که در آنجا به دنبال پناهگاهی بودند.
سوابق مقامات فلسطینی و لبنانی، با حمایت گروههای نظارتی مستقل، نشان میدهد که مقیاس تخریب بسیار گستردهتر از آن چیزی است که حوادث فردی نشان میدهد، و تنها در غزه بیش از 800 مسجد به طور کامل وجود دارد. تسطیح کرد از اکتبر 2023.
در سرتاسر غزه، کرانه باختری و جنوب لبنان، مساجد تاریخی، کلیساها، و دیگر بناهای مذهبی به طور مکرر ضربه خورده یا پاک شده اند، و آنچه را که بسیاری از ناظران آن را به عنوان یک الگوی سیستماتیک تخریب فرهنگی به جای آسیب منفرد زمان جنگ توصیف می کنند، تقویت کرده اند.
بیمارستان ها وضعیت بهتری نداشته اند. سازمان ملل و آژانس های بشردوستانه بارها و بارها این کار را کرده اند مستند شده حملات به کلینیک ها و مراکز درمانی در غزه و لبنان. مرکز حقوق بشر فلسطین، کمپین علیه بیمارستان های غزه را “جنایت تمام عیار نسل کشی” توصیف کرد.
قانون اینجا مبهم نیست. طبق کنوانسیونهای ژنو و کنوانسیون 1954 لاهه، زیرساختهای غیرنظامی، مؤسسات مذهبی و مکانهای میراث فرهنگی از حمایت صریح برخوردارند، مگر اینکه بتوان ضرورت نظامی ضروری را نشان داد. مجازات دسته جمعی طبق ماده 33 کنوانسیون چهارم ژنو ممنوع است. با این حال، دیده بان حقوق بشر در مورد “نقض های متعدد قوانین جنگ” با “مصافیت کامل” هشدار داده است. عفو بینالملل به صراحت اعلام کرده است که چنین تخریبهایی «باید بهعنوان جنایات جنگی مورد بررسی و پیگرد قانونی قرار گیرد».
مشکل نبود قانون نیست. این فروپاشی نتیجه است. اقدام علیه خشونت مسلحانه یافت که 88 درصد از 52 تحقیق نظامی اسرائیل در مورد سوء استفاده های ادعایی بدون کشف تخلف بسته شد. تنها یکی از آنها منجر به محکومیت زندان شد. این پاسخگویی نیست. تئاتر نهادی است.
در همین حال، دیپلماسی بینالملل به خشم خود بدون اعمال قانون ادامه میدهد. آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، حملات به غیرنظامیان و زیرساختهای غیرنظامی را «غیرقابل قبول» محکوم کرد. ولکر ترک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، ویرانی در لبنان را «هیجانانگیز» خواند و به همه طرفها یادآوری کرد که اصول تمایز و تناسب ترجیحات اخلاقی اختیاری نیستند، بلکه تعهدات قانونی الزامآور هستند. پاپ لئو چهاردهم با استناد به آنچه که باید ساده ترین اصل دیپلماتیک همه باشد: انسانیت، درخواست آتش بس فوری کرد.
با این حال بولدوزرها به حرکت خود ادامه می دهند. حتی آتشبس آوریل 2026 که با میانجیگری ایالات متحده انجام شد، حفره خطرناکی بر جای گذاشت: اسرائیل اختیارات گستردهای را برای حمله به آنچه که به عنوان «تهدید قریبالوقوع» تعریف میکرد، حفظ کرد. در عمل، این به یک کریدور قانونی برای ادامه تخریب تبدیل شد. روستاها شهرهای ارواح باقی ماندند. کلیساها همچنان هدف بودند. صومعه ها قابل مصرف باقی ماندند.
برای نظام بینالملل، این باید اضطراب عمیقتری ایجاد کند. زیرا زمانی که تخریب فرهنگی با زبان امنیت عادی شود، سابقه بسیار فراتر از لبنان می رود. این ساختار ساختار بین المللی پس از سال 1945 را تخریب می کند.
اگر دولتی بتواند مرزها را عملاً ترسیم کند، میراث مذهبی را تخریب کند و مناطق غیرنظامی را تحت یک دکترین امنیتی یکجانبه خالی کند، چه چیزی از حاکمیت باقی میماند؟ چه چیزی از حقوق بشردوستانه باقی می ماند جز واژگان گزینشی برای کشورهای ضعیف تر؟
به همین دلیل است که یارون اهمیت دارد. سیاست خارجی اغلب وسوسه می شود که تخریب فرهنگی را نمادین بداند تا استراتژیک. این یک اشتباه است. تاریخ چیز دیگری را نشان می دهد. کتابخانههای سارایوو، ویرانههای موصل، مساجد حلب، مقبرههای تیمبوکتو – حمله به میراث هرگز فقط ساختمانها نیست. آنها حمله به هویت، مشروعیت، و امکان آشتی پس از جنگ هستند.
یک مدرسه را خراب کنید و بازسازی نیاز به پول دارد. تخریب یک صومعه و بازسازی آن نیازمند اعتماد است.
بخوانید: دفتر رسانه ای غزه از 377 مورد نقض آتش بس توسط اسرائیل در ماه آوریل خبر داد
این خیلی سخت تر است. درسهای بوسنی، تیمور شرقی و حفاظت از جوامع فرهنگی در مناقشه، تمرینهای دیپلماتیک انتزاعی نبودند. آنها یادآوری می کردند که قراردادهای صلح بدون معماری اخلاقی دوام نمی آورند.
واقع گرایی سیاسی نباید به معنای بی سوادی اخلاقی باشد. تراژدی جنوب لبنان با موشک شروع نشد، بلکه با چندین دهه اشغال، تهاجم و عادی سازی نیروی اسرائیل به عنوان سیاست منطقه ای آغاز شد. آشوب یک واکنش نبود. در معماری قدرت تعبیه شده بود.
حزب الله از ناکجاآباد ظاهر نشد. از ویرانه های اشغال اسرائیل، از روستاهای متلاشی شده، خانواده ها آواره، و نسلی که در زیر ذلت و ترس بزرگ شده اند، برخاست. صحبت از «دفاع از خود» و در عین حال نادیده گرفتن این تاریخ به معنای پاک کردن منشأ آتش است.
امنیت را نمی توان با تخریب صومعه ها، مدارس و بیمارستان ها ایجاد کرد. یک دولت نمی تواند ادعای مشروعیت اخلاقی داشته باشد در حالی که زمین مقدس را به آوار تبدیل می کند. صومعه یارون آسیب جانبی نداشت – این فصل دیگری از یک الگوی طولانی بود که در آن تخریب موجه است و مصونیت از مجازات محافظت می شود.
صلح با تلقی کردن مقاومت به عنوان بیماری و نادیده گرفتن اشغالی که آن را ایجاد کرده است، به دست نمی آید. زخم عمیقتر مصونیت ماندگار است – و تا زمانی که این حقیقت رو به رو نشود، منطقه در غم و اندوه موروثی و جنگ بی پایان گرفتار خواهد ماند.
اگر هر صومعه به یک هدف نظامی تبدیل شود، قانون تسلیم شده است. حکم دادگاه کیفری بینالمللی علیه مقامات ارشد اسرائیل در مورد غزه نشان داد که معافیت از مجازات دیگر تضمین نمیشود. لبنان باید همین مسیر قانونی را دنبال کند. یونسکو باید از بیانیهها فراتر رفته و مکانیسمهای حفاظت اضطراری را برای مکانهای میراثی در معرض تهدید ایجاد کند. انتقال تسلیحات باید با انطباق قابل تأیید با قوانین بشردوستانه مرتبط باشد. آتشبسها باید با مکانیسمهای اجرایی بیطرف نظارت شود، نه ایمان به حسن نیت سیاسی.
مهمتر از همه، زبان باید از پاکسازی تخریب دست بردارد. یارون «پاک نشد» ویران شده بود. یک صومعه «ضمانت» نبود. حرم بود. یک مدرسه “خنثی” نشد. این آینده قطع شده بود. یک آزمون اخلاقی در سیاست خارجی پنهان است، و اغلب بی سر و صدا از راه می رسد – نه در بیانیه های اجلاس سران، بلکه در سکوت پس از توقف زنگ های کلیسا.
در یارون این سکوت همیشگی است. آوارها از جامعه جهانی یک سوال ساده می پرسند: اگر مکان های مقدس دیگر مقدس نیستند، دقیقا چه چیزی برای دفاع باقی می ماند؟
نظر: باب المندب نمی تواند به دروازه ای برای سیاست شناسایی تبدیل شود
نظرات بیان شده در این مقاله متعلق به نویسنده است و لزوماً منعکس کننده خط مشی تحریریه میدل ایست مانیتور نیست.
