خودمختاری استراتژیک دیگر موضوع جاه طلبی اروپا نیست، بلکه یک ضرورت اروپایی است. در دنیایی که قطعیت ها در حال محو شدن است و تهدیدات رو به افزایش روسیه، این قاره باید آماده ایستادن به تنهایی باشد.
امواج شوکی که تحولات اخیر در موضع دولت فعلی ایالات متحده در قبال همسایگان و متحدان اروپایی خود به سراسر جهان فرستاده است، به وضوح نشان دهنده تغییر در سیستم چند دهه ای روابط بین الملل است. چشم انداز خروج ایالات متحده از ناتو، در زمان افزایش تجاوزات روسیه، تهدیدی عمیق برای ثبات و امنیت اروپا به شمار می رود.
آنچه زمانی سناریوی غیرمحتمل تلقی می شد، اکنون به طور فزاینده ای محتمل به نظر می رسد، که ناشی از تغییر اولویت های سیاست خارجی ایالات متحده است که حاکی از کناره گیری تدریجی از تعهدات سنتی فراآتلانتیک است. در صورت تهاجم روسیه به خاک ناتو، فقدان حمایت نظامی آمریکا خلأ قابل توجهی ایجاد میکند و آسیبپذیریهای استراتژیک و نظامی اروپا را آشکار میکند.
در حال حاضر، اکثر کشورهای اروپایی آمادگی کافی برای دفع حملات گسترده روسیه را ندارند. اتکای آنها به توانایی های نظامی ایالات متحده – به ویژه در لجستیک، اطلاعات و دارایی های جنگی پیشرفته – عمیقاً در ساختار فعلی ناتو جا افتاده است. این واقعیت تلخ بر یک ضرورت فوری تاکید می کند: اروپا باید به دنبال خودمختاری استراتژیک خود برای حفظ منافع امنیتی خود سرعت بخشد.
از لفاظی تا فوریت استراتژیک
تشدید مشکل، حضور کشورهای عضو ناتو مانند مجارستان و اسلواکی است که مسیرهای سیاسی آنها به طور فزاینده ای با روایت های طرفدار روسیه همسو می شود. این شکستهای داخلی اعتبار و وحدت دفاع جمعی ناتو را تضعیف میکند، به ویژه اثربخشی ماده 5، سنگ بنای موضع بازدارندگی ناتو. کرملین به خوبی از این نقاط ضعف آگاه است و اگر اروپا نتواند با فوریت و قاطعیت پاسخ دهد، ممکن است به دنبال سوء استفاده از آنها باشد.

با توجه به این چالش ها، اروپا باید از لفاظی ها و ژست های نمادین فراتر رود. در حالی که بحثهای استقلال استراتژیک در پایتختهای اروپایی اهمیت پیدا کرده است، اما هنوز به تغییر سیاستهای مشخص یا ابتکارات دفاعی اساسی تبدیل نشده است. فضای ژئوپلیتیک کنونی فراتر از سخنرانی و اجلاس می طلبد. این امر مستلزم اقدام قاطع، برنامه ریزی جامع و سرمایه گذاری پایدار در توانمندی های دفاعی اروپا است.
در نهایت، اروپا باید به دنبال ایجاد یک معماری امنیتی متکی به خود باشد، نه تنها از ایالات متحده، بلکه از آن دسته از متحدان اروپایی که تعهدشان به دفاع جمعی نامشخص به نظر می رسد، مستقل باشد. استقلال استراتژیک دیگر یک جاه طلبی بلند نیست. اگر اروپا بخواهد امنیت بلندمدت خود را در چشم انداز جهانی بی ثبات فزاینده تضمین کند، یک ضرورت است.
اوکراین به عنوان خط مقدم اروپا
اوکراین همچنان خط مقدم دفاع اروپا در برابر توسعه طلبی روسیه است. حمایت از اوکراین در تلاش های جنگی آن صرفاً یک عمل همبستگی نیست، بلکه یک ضرورت استراتژیک است.
یک اوکراین قوی و مجهز به عنوان یک مانع محافظ عمل می کند و تمرکز نظامی روسیه را جذب می کند و احتمال رویارویی مستقیم با کشورهای عضو ناتو را به میزان قابل توجهی کاهش می دهد. هر چه اوکراین بیشتر بتواند جایگاه خود را حفظ کند، دیگر کشورهای اروپایی زمان بیشتری برای آماده شدن برای حمله احتمالی روسیه دارند.

با این حال، این حمایت باید بسیار فراتر از سطوح فعلی باشد، با تاکید ویژه بر گسترش قابلیتهای هوایی اوکراین. خلبانان اوکراینی قبلاً مهارت چشمگیری در مورد هواپیماهای غربی از جمله F-16 از هلند، دانمارک، نروژ و بلژیک و همچنین جت های جنگنده میراژ فرانسه نشان داده اند. افزایش تعداد این هواپیماها – و به طور بالقوه معرفی جنگنده های سوئدی گریپن – به طور قابل توجهی قدرت هوایی و کارایی دفاعی کلی اوکراین را تقویت می کند.
قابلیتهای نظامی و صنعتی اوکراین نیز این کشور را به یک شریک حیاتی در توسعه خودمختاری استراتژیک اروپا تبدیل میکند. در طول چهار سال جنگ، نیروهای دفاعی اوکراین در حالی که به سرعت در فناوریهای نظامی نوآوری میکنند، تجربه رزمی بینظیری را به دست آوردهاند.
قابل توجه است که اوکراین به عنوان یک رهبر جهانی در جنگ هواپیماهای بدون سرنشین ظاهر شده است. در سال 2024، شرکت های اوکراینی طیف گسترده ای از انواع پهپاد را طراحی کردند و بیش از 1.5 میلیون دستگاه تولید کردند. تا سال 2025، تولید به 2.2 میلیون هواپیمای بدون سرنشین افزایش یافت. این سیستم ها میدان نبرد را متحول کرده اند و احتمالاً دکترین نظامی را برای سال های آینده شکل خواهند داد.

اوکراین همچنین یکی از معدود کشورهای اروپایی است که قادر به تولید موشک های کروز و بالستیک خود است. موشک کروز لانگ نپتون که اخیراً مستقر شده، با برد 1000 کیلومتر (621 مایل) و کلاهک 350 کیلوگرمی. موشک کروز فلامینگو با کلاهک 1100 کیلوگرمی و برد 3000 کیلومتر (1864 مایل). و موشک بالستیک Hrim-2 با برد 700 کیلومتر (435 مایل) و کلاهک 500 کیلوگرمی، تنها نمونه هایی از قابلیت های پیشرفته فناوری اوکراین هستند.
با وجود این دستاوردها، مجتمع نظامی-صنعتی اوکراین به دلیل سرمایه گذاری ناکافی با کمتر از 40 درصد پتانسیل خود کار می کند. با توجه به هزینه های تولید به طور قابل توجهی پایین تر در مقایسه با کشورهای غربی، اوکراین فرصتی مقرون به صرفه و پربازده برای تسلیح مجدد اروپا ارائه می دهد. سرمایه گذاری مستقیم در صنعت دفاعی اوکراین نه تنها ظرفیت نظامی اروپا را تقویت می کند، بلکه به ادغام اوکراین به عنوان یک ستون کلیدی امنیت قاره کمک می کند.
تسلیح مجدد اروپا برای عصر جدید
با توجه به ظرفیت گسترده روسیه برای تسلیح مجدد، تسلیح مجدد اروپا باید به اولویت اصلی تبدیل شود. برای پاسخگویی به نیازهای جنگ مدرن و کاهش وابستگی به ایالات متحده، صنایع دفاعی اروپا باید دستخوش گسترش چشمگیر و سریع شوند. این امر مستلزم افزایش چشمگیر هزینه های دفاعی، به ویژه در زمینه تولید سیستم های دفاع هوایی، گلوله های توپخانه، هواپیماهای بدون سرنشین، هواپیماهای جنگی و سایر تجهیزات نظامی حیاتی است.

توسعه فناوریهای پیشرفته و سیستمهای فرماندهی یکپارچه که با درسهای بیدرنگ از درگیریهای جاری، بهویژه جنگ در اوکراین، بههمین اندازه مهم است. سرمایه گذاری باید هدفمند و هماهنگ باشد و از تولید ساده اطمینان حاصل شود تا از اضافه کاری جلوگیری شود و کارایی به حداکثر برسد. تقسیم مسئولیتهای صنعتی بین کشورها میتواند با تکیه بر نقاط قوت تثبیت شده هر کشور، تولید را تا حد زیادی افزایش دهد.
به عنوان مثال، سوئد و فرانسه می توانند در ساخت جت های جنگنده مانند گریپن و رافال تخصص داشته باشند. آلمان می تواند روی موشک ها، مهمات و خودروهای زرهی تمرکز کند. بریتانیا، آلمان، ایتالیا و اسپانیا می توانند تولید یوروفایتر تایفون را گسترش دهند، در حالی که کشورهایی مانند ایتالیا، فرانسه و نروژ می توانند بر روی سیستم های دفاع هوایی پیشرفته تمرکز کنند. در همین حال، استونی می تواند در دفاع سایبری و امنیت دیجیتال، روباتیک نظامی و راه حل های نرم افزاری دفاعی پیشتاز باشد.

عدم تعادل عددی بین نیروهای نظامی روسیه و اروپا نیز آشکار است. روسیه در حال حاضر حدود 220 تیپ دارد، در حالی که کشورهای عضو اتحادیه اروپا و بریتانیا تقریباً 100 تیپ را با یکدیگر ترکیب کردند. اوکراین با 120 تیپ خود، در صورت ادغام کامل در چارچوب دفاعی اروپا، می تواند به رفع این شکاف کمک کند. تردیدی وجود ندارد که نیروهای اوکراینی با تجربه واقعی خود در میدان نبرد، آمادگی نظامی اروپا را به میزان قابل توجهی تقویت خواهند کرد.
یک نیروی متحد اروپایی که تیپ های اوکراینی را در خود جای دهد، بازدارندگی قابل اعتمادی را فراهم می کند. این امر به ویژه در صورتی اهمیت پیدا می کند که اثربخشی ناتو به کاهش ادامه یابد یا اگر اختلافات داخلی در داخل اتحاد تعهدات امنیت جمعی را تضعیف کند. در چنین سناریویی، اروپا باید بتواند مستقل عمل کند.
ساخت یک معماری امنیتی اروپایی متکی به خود
توانمندیهای هستهای فرانسه و بریتانیا نیز میتواند به عنوان یک وزنه تعادل استراتژیک در برابر تهدیدات هستهای روسیه عمل کند و موقعیت بازدارندگی اروپا را بیشتر تقویت کند.

با این حال، استقلال استراتژیک به چیزی بیش از سخت افزار و نیروی انسانی نیاز دارد. همچنین نیازمند نوآوری سازمانی است. کشورهای اروپایی باید فوراً ائتلافی از کشورهای متعهد به دیدگاه مشترک دفاعی تشکیل دهند. در حالی که تلاش های اولیه آغاز شده است، پیشرفت باید به طور چشمگیری سرعت بگیرد.
این ائتلاف نباید تنها به اعضای اتحادیه اروپا یا ناتو محدود شود. کشورهای غیر اتحادیه اروپا مانند بریتانیا، اوکراین و کشورهای مایل بالکان نیز باید شامل شوند. در صورت لزوم، چنین اتحادی باید ساختارهای دفاعی مستقلی ایجاد کند که بتواند بدون اتکا به ناتو عمل کند. ایجاد این نهادهای جایگزین یک شبکه ایمنی حیاتی را در صورت یک تغییر ژئوپلیتیکی که یکپارچگی یا ارتباط ناتو را تضعیف می کند، فراهم می کند.
تهدیدی که توسط یک روسیه تجدیدنظر طلب و نظامی شده است نه دور است و نه فرضی. آنی است و در حال تکامل است. حتی اگر جنگ در اوکراین کاهش یابد، بعید است که جاه طلبی های امپریالیستی روسیه از بین برود.
بنابراین اروپا باید قاطعانه و فوری برای پی ریزی پایه های خودمختاری استراتژیک اقدام کند. این امر مستلزم سرمایه گذاری بیشتر، هماهنگی عمیق تر، تصمیمات سیاسی جسورانه و درک این موضوع است که امنیت یک مسئولیت مشترک است. تنها یک اروپای قوی، متحد و متکی به خود می تواند صلح را حفظ کند، از تهاجم جلوگیری کند و ارزش های دموکراتیک خود را در دهه های آینده حفظ کند.
نظرات این مقاله متعلق به نویسنده است.
