از اولین ماه های انقلاب اسلامی ایران، رژیم اسلامی به سفارتخانه ها و نمایندگی های دیپلماتیک اعلام جنگ کرده است. تنها دو هفته پس از بازگشت آیتالله روحالله خمینی به ایران، چریکهای مسلح به سفارت آمریکا حمله کردند، دیوارهای آن را شکستند و برای مدت کوتاهی یک تفنگدار دریایی را گروگان گرفتند. در گذشته، کمتر از 9 ماه بعد، این یک حرکت خشک برای حمله مورد تایید رژیم بود. دستگیری پنجاه و دو دیپلمات آمریکایی به مدت 444 روز توسط جمهوری اسلامی یک تحقیر ملی بود که امیدهای رئیس جمهور جیمی کارتر برای دور دوم ریاست جمهوری را از بین برد.
ایران و شبهنظامیانش بارها داراییهای دیپلماتیک آمریکا را هدف قرار دادهاند.
جمهوری اسلامی هم انجام نشد. در سال 1983، نمایندگان تحت هدایت جمهوری اسلامی به سفارتخانه های ایالات متحده در بیروت و شهر کویت حمله کردند. گزارش کمیسیون 11 سپتامبر نشان می دهد که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و حزب الله داشته اند ارائه شده است تخصص و آموزش به عوامل القاعده که در سال 1998 سفارتخانه های ایالات متحده را در دارالسلام و نایروبی بمباران کردند.
ایران و شبهنظامیانش بارها داراییهای دیپلماتیک آمریکا را هدف قرار دادهاند. در 31 دسامبر 2019 و 1 ژانویه 2020، یک اوباش به رهبری شبه نظامیان نقض شده است سفارت آمریکا در بغداد، شیشه ها را شکست و یک ساختمان را به آتش کشید. بیست و پنج روز بعد، راکتی توسط شبه نظامیان شلیک شد زده است یک کافه تریا در سفارت در دسامبر 2023، شبه نظامیان ضربه بزنید سفارت با خمپاره تنها در این ماه، ایران یا شبهنظامیان کتائب حزبالله و سپاه بدر که تحت حمایت آن هستند، راکت، پهپاد و موشک به سمت سفارت آمریکا در بغداد شلیک کردهاند.
حمله به سفارت یک برند ایرانی است. جمهوری اسلامی در جاهای دیگر به سفارتخانه های اسرائیل، عربستان سعودی، آلمان، فرانسه، انگلیس و دانمارک حمله کرده یا آنها را تهدید کرده است. واضح است که تظاهرات دیپلماتیک در اعتراض به سوء استفاده از دارایی دیپلماتیک کارساز نیست.
با افزایش مکرر حملات به سفارت ایالات متحده، رئیس جمهور دونالد ترامپ باید رویکرد جدیدی را اتخاذ کند. اگر ایران یا افراد نیابتی آن به سفارت آمریکا حمله کنند، ایالات متحده باید ظرف بیست و چهار ساعت سفارت ایران در آن کشور را تخریب کند.
اما آیا چنین اقدامی می تواند قانونی باشد؟ قانون عرفی، البته، در شرایط عادی از اعتصاب سفارت جلوگیری می کند. هوگو گروتیوس، نظریهپرداز سیاسی و محقق حقوقی هلندی قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم، مفهوم فراسرزمینی را توسعه داد و با سفارتخانهها بهگونهای رفتار میکرد که گویی خاک کشور خود هستند، به عنوان راهی برای دور ماندن از قوانین محلی. بریتانیای کبیر قانون امتیازات دیپلماتیک از 1708 مصونیت دیپلماتیک گسترده اعطا شد. کنگره 1815 وین رتبه ها و اولویت های دیپلماتیک را عادی کرد.
کنوانسیون ۱۹۶۱ وین در مورد روابط دیپلماتیک اعلام میدارد: «دولت پذیرنده موظف است تمام اقدامات مناسب را برای محافظت از اماکن مأموریت در برابر هر گونه نفوذ یا آسیب و جلوگیری از هرگونه برهم زدن آرامش مأموریت یا لطمه زدن به حیثیت آن انجام دهد». با این حال، ایالات متحده در چنین موردی «دولت پذیرنده» نیست. عراق است.
حقوق بشردوستانه سرنخ هایی ارائه می دهد. برای مثال، بسیاری از فعالان و روزنامه نگاران کنوانسیون ژنو را اشتباه می گیرند. آنها به طور جهانی قابل اجرا نیستند. استفاده کامل از حمایت های آنها بستگی به این دارد که همه طرف ها مسئولیت هایی را که مشخص می کنند انجام دهند. اگر یک نیروی نظامی در میان غیرنظامیان پنهان شود، یونیفورم نپوشد، و از قوانین جنگ طفره رود، از حمایت های تحت کنوانسیون ژنو محروم می شود.
تخریب سفارت ایران در بغداد ممکن است تحریک آمیز و غیرقانونی به نظر برسد، اما برعکس است.
به عبارت دیگر، اگر ایران از حفظ حرمت سفارتخانههای دیگران امتناع کند، آنهایی که ایران یا عواملش حقوقشان را نقض کرده است، نیازی به حمایت از حمایتهای معطوف به ایران ندارند. به این ترتیب، دونالد ترامپ، رئیس جمهور، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه و پیت هگزت، وزیر جنگ باید به صراحت بیان کنند: سفارت ایران در بغداد، در کنار هرکسی که ممکن است پس از یک دوره معقول برای تخلیه در داخل آن باشد، ویران خواهد شد.
دولت عراق ممکن است چنین اقدامی را محکوم کند، اما این خودداری بغداد از حمایت از حمایت های خود بود که چنین تشدید را ضروری می کرد. اخیراً نخست وزیر محمد شیعه السودانی در آغوش گرفتن از شبهنظامیانی که به ایالات متحده حمله میکنند، او و نه ایالات متحده را متهم به نقض کنوانسیون وین میکنند، زیرا دولت او در حفاظت از داراییهای دیپلماتیک کوتاهی میکند.
تخریب سفارت ایران در بغداد ممکن است تحریک آمیز و غیرقانونی به نظر برسد، اما برعکس است. ترامپ با نشان دادن بازدارندگی در برابر کسانی که عمداً به سفارتها حمله کردهاند، هم هزینههای انباشته شده برای چنین حملاتی را نشان میدهد و هم این موضوع را تقویت میکند که مسئولیتپذیری برعهده حامیان دولتی است، نه اینکه اجازه دهد یک شکاف نیابتی برای امکان انکار قابل قبول یا به خطر انداختن جان افراد باشد.
