اکثر یهودیان در ایالات متحده از این دسته هستند اشکنازی نزول این بدان معناست که اجداد آنها از اروپای مرکزی یا شرقی هستند. اما دیاسپورای یهودی شامل یهودیان سفاردی از اسپانیا و یهودیان میزراچی از خاورمیانه و شمال آفریقا نیز می شود.
برای ماه میراث یهودی-آمریکایی، موزه یهودی میلواکی با سخنرانی سارا لوین در چهارشنبه، 27 مه، هویت های متنوع را به نمایش می گذارد. او مدیر اجرایی است جیمیناکه مخفف «یهودیان بومی خاورمیانه و شمال آفریقا» است.
گفتگوی گسترده با سارا لوین، مدیر اجرایی JIMENA.
این مصاحبه برای طولانی بودن و وضوح ویرایش شده است.
مایان سیلور: می توانید کمی از تاریخ یهودیان خاورمیانه و شمال آفریقا و چگونگی آواره شدن یهودیان از آن مناطق توضیح دهید؟ فقط یک تکه کوچک
سارا لوین: بنابراین در اوایل دهه 1940، با ظهور ناسیونالیسم عربی و نفوذ نازیسم در خاورمیانه و شمال آفریقا، یهودی ستیزی رشد کرد و آزار و اذیت یهودیان به عنوان بهانه ای قانونی برای در نهایت آواره کردن، پاکسازی قومی و خلع ید نزدیک به یک میلیون یهودی از کشورهای سراسر منطقه مورد استفاده قرار گرفت. و اینها کشورهایی هستند که جوامع یهودی هزاران سال پس از تبعید بابلی، پس از تخریب معبد دوم توسط رومیان و سپس گرفتن یهودیان از اورشلیم، در آنها زندگی می کردند. پاسخ دادن به این سوال برای من سخت است زیرا تاریخچه بزرگی است، اما تمرکز ما در JIMENA واقعاً این است که مطمئن شویم مردم متوجه می شوند که در قرن بیستم چه بر سر یهودیان خاورمیانه و شمال آفریقا آمده است.
تجربه یک خانواده یهودی سوری در بروکلین با یک خانواده یهودی ایرانی در لس آنجلس و یک خانواده یهودی بخاری در کوئینز یا یک خانواده یهودی لاتین تبار در فلوریدا جنوبی متفاوت است. نکات مهمی که باید در مورد تنوع یهودیان و تجربیات یهودیان خاورمیانه و شمال آفریقا در این کشور بدانید چیست؟
من فکر می کنم آنچه شما نام بردید واقعا مهم است که به خاطر بسپارید. یهودیان سفاردی و میزراحی بسیار متنوع هستند. آنها به همه زبان های مختلف صحبت می کنند. آنها از همه کشورهای مختلف آمده اند و در یک منطقه جغرافیایی بزرگ پراکنده شده اند. آنها را نمی توان به راحتی در یک مبلغ یکجا مانند «سفاردیم»، «میزراخیم» یکسان کرد، هرچند که ما این کار را انجام می دهیم. و این فقط، به نظر من، تابعی از ارتباطات است، درست است؟ مثل اینکه توصیف یک گروه کامل با استفاده از اصطلاح سفاردی یا میزراچی سادهتر است، اما همه آنها تاریخچههای متفاوتی دارند و عوامل فشار و کشش متفاوتی وجود داشت که منجر به ترک کشورهای خاورمیانهای که در آنها زندگی میکردند، شد. و آنها براساس شهر، کشور، منطقه، سال متفاوت بودند. بنابراین بله، یهودیان سوریه داستان بسیار متفاوتی با یهودیان ایرانی دارند.
درک آنها و یادگیری در مورد آنها و تجلیل از کمک ها و افزوده های آنها به فرهنگ چگونه به درک عمومی از یهودیان در جهان کمک می کند؟
بنابراین، سؤالات پیرامون درک عمومی ما دائماً با آنها دست و پنجه نرم می کنیم، درست است؟ مانند، من احساس می کنم که ادراک فقط به ما فرافکنی می شود. مانند، بهترین نمونه از آن در زمان هولوکاست است. یهودیان مورد آزار و اذیت قرار گرفتند، زیرا آنها سفیدپوست نبودند، درست است، مثل اینکه آنها را سفیدپوست و اروپایی نمی دانستند. و پس از آن، در حال حاضر در سمت چپ افراطی، ما را حامیان استعمار شهرک نشینان و سرکوبگران اروپایی سفیدپوست می نامند. پس مثل این است که این برداشتها و فرافکنیها از ما نمیآیند، بلکه از بیرون ما میآیند.
من فکر نمیکنم هیچ رهبر یا مؤسسه یهودی نمیتواند بهدرستی به چگونگی تغییر این برداشتها بپردازد، جز آموزش و به اشتراک گذاشتن داستانهای ما و بیان داستان یهودی. توصيف قوم يهود بدون صحبت درباره يهوديان خاورميانه و شمال آفريقا مانند خواندن كتابي است كه فصلي از دست رفته يا فصل اول آن كاملاً از دست رفته است. زیرا یهودیت، تمدن یهودی، قوم یهودی، همه ما، صرف نظر از اینکه به کجا تبعید شده ایم، همه از یک مکان آمده ایم و همه به زبان عبری صحبت می کنیم و دعا می کنیم. همه ما هنگام دعا با اورشلیم روبرو می شویم، صرف نظر از اینکه در یمن، در ایران، در اوکراین، در اتیوپی، در مراکش، در شهر نیویورک هستیم.
شما خود را یک یهودی مغرور ترک-سفاردی و اشکنازی معرفی می کنید. شرح رویداد در موزه یهودی میلواکی اشاره می کند که شما پیچیدگی و غنای زندگی سفاردی و میزراهی در آمریکا را تجربه کرده اید. آیا داستان شخصی وجود دارد که بخواهید به اشتراک بگذارید؟
یعنی چی تحقیق به ما گفت، و برای کسی که حتی یک مثقال خون سفاردی در درون خود دارد، تعجب آور نیست که خانواده مرکزی است. و احتمالاً مهمترین بخش زندگی یهودیان این است که چگونه هویت خود را در خانه با خانواده خود تجربه می کنید.
بنابراین، منظورم این است که یکی از اولین خاطرات من این بود که زیر یک میز آشپزخانه در خانه مادربزرگم در هنگام ناهار روش هشانه ایستادم و سرم را بالا نگاه کردم و به سینی بورکای کدو تنبل نگاه کردم و برای خوردن آنها بسیار هیجان زده بودم. و خیلی پیش پا افتاده است. اما این یکی از اولین خاطرات است. و بعد فقط احساس گرما در اطرافم و احاطه شدن توسط افرادی که مرا دوست داشتند، کسانی که دوستشان دارم، با یکدیگر راحت بودند و با هم شادی را تجربه می کردند، همه اینها. بنابراین خاطرات من 100٪ است، به جز شاید چند سالی که در اسرائیل زندگی می کردم، 100٪ با خانواده ام ارتباط و تجربه داشتم. و اکنون شوهرم، من با یک یهودی عراقی ازدواج کرده ام. مادرشوهرم اهل بغداد است و من آنقدر در مورد جامعه و فرهنگ و شیوه زندگی میزراهی دیگری آموخته ام که دوستش دارم و همچنین در اعمال و آیین هایم و طرز تفکر و زندگی خود ادغام کرده ام که به فرزندانم منتقل می کنم.
