در حالی که این مطلب را می خوانید، مقامات ارشد پاکستان و افغانستان پشت میز در ارومچی چین نشسته اند، چیزی که طاهر اندرابی سخنگوی وزارت خارجه پاکستان صبح امروز تایید کرد که یک دور فعال و جاری مذاکرات صلح است. پاکستان در راستای موضع ثابت و رویه دیرینه خود در حمایت از فرآیند معتبری که می تواند به یافتن راه حلی پایدار کمک کند، هیئتی را به ارومچی اعزام کرده است.
این مهم ترین پیشرفت دیپلماتیک در مناقشه پاکستان و افغانستان از زمان شروع آن به جنگ علنی در ماه فوریه است. و بیشتر جهان همچنان ایران را تماشا می کند.
اول، درک کنید که این واقعاً چه نوع جنگی است
روایت سطحی می گوید پاکستان بر سر تروریسم با افغانستان می جنگد. این دقیق است اما به طرز خطرناکی ناقص است.
این درگیری نشان دهنده اولین رویارویی پایدار بین یک متحد اولیه هند، افغانستان، و نوک نیزه نظامی غربی چین، پاکستان است. قبل از خواندن یک کلمه تفسیر دیگر در مورد این جنگ، آن قاب بندی را به طور کامل جذب کنید.
آنچه به نظر می رسد یک مناقشه مرزی دوجانبه بین دو همسایه با اکثریت مسلمان است، در واقع اولین آزمایش زنده هندسه امنیتی جدید آسیا است، با چین و هند در طرف های متضاد، ایالات متحده پوشش استراتژیک برای اسلام آباد، و پهنای باند میانجی خلیج فارس به طور کامل توسط جنگ در ایران جذب شده است.
برای چندین دهه، منابع هنگفتی صرف تسلیح، پناه دادن و حمایت از طالبان افغان شده است. تحلیلگران از این رویکرد به عنوان عمق استراتژیک یاد کردند که هدف آن مقابله با نفوذ رقیب هند در منطقه است. این قمار پس از سال 2021 کاملاً از بین رفت. طالبان که زمانی قابل اعتمادترین دارایی منطقه ای پاکستان بود، اکنون خطرناک ترین مسئولیت امنیتی آن است. تحریک طالبان پاکستان در مناطق مرزی پاکستان و افغانستان قوی تر شده است و سرعت و مقیاس حملات به نیروهای امنیتی پاکستان و بعداً علیه غیرنظامیان را افزایش داده است.
تا فوریه 2026، یک بمب گذاری انتحاری، 36 نمازگزار را در مسجدی در اسلام آباد کشت. یک خودروی بمب گذاری شده در یک ایست بازرسی در باجور 11 سرباز و یک کودک کشته شدند. پاکستان تظاهرات دیپلماتیک رسمی صادر کرد. کابل منحرف شد. خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان در پیامی نوشت: صبر ما به پایان رسیده است، اکنون جنگ علنی بین ما آغاز شده است. عملیات غزاب لیل حق در 26 فبروری با حملات به ننگرهار، پکتیکا، خوست، قندهار و در نهایت خود کابل، از جمله پایگاه هوایی بگرام آغاز شد و پاکستان نیز مدعی تصرف 32 کیلومتر مربع از خاک افغانستان برای ایجاد یک منطقه حائل شد.
نقش چین: یک دهه سرمایه گذاری دیپلماتیک در حال حاضر نتیجه داده است
در اینجا لایه ای وجود دارد که تقریباً همه تحلیلگران از آن غایب هستند و این مهمترین لایه است.
مداخله چین در ارومچی در تاریخ 1-2 آوریل از هیچ جا نبود. این محصول یک دهه صبورانه و ایجاد روابط استراتژیک است که پکن با نظم و انضباط فوق العاده ای انجام داده است. در آغاز ماه مه 2023، پکن یک نشست سه جانبه را برای حل مناقشه بین افغانستان و پاکستان تشکیل داد که اسلام آباد از طریق مذاکرات دوجانبه با طالبان موفق به انجام این کار نشد. از آن زمان، چین نقش مهمی در درگیری ایفا کرد. مداخله 2023 پکن را به عنوان یک بازیگر خارجی با اعتبار همزمان در اسلام آباد و کابل معرفی کرد. هیچ قدرت دیگری بر روی زمین امروز چنین موقعیتی را ندارد.
چین مکانیسمهایی ایجاد میکند که به آن اجازه میدهد سیاست عدم مداخله خود را در میانجیگری در مناقشه پل بزند، و بازیگران را قادر میسازد تا نقشه راه صلح را بسازند، و انگیزههای اقتصادی بلندمدتی را فراهم میکند که باعث میشود بازیگران، حتی بازیگران خشن، پای میز مذاکره بیایند. این منطق عملیاتی است که چین از سال 2017، زمانی که مکانیسم سه جانبه بین چین، پاکستان و افغانستان برای اولین بار راه اندازی شد، به طور مداوم اعمال کرده است.
سازوکار همچنان ادامه داشت. در 20 اگست 2025، ششمین گفتگوی سه جانبه وزرای خارجه چین، افغانستان و پاکستان در کابل برگزار شد. وانگ یی وزیر امور خارجه چین اعلام کرد که چین آماده همکاری با افغانستان و پاکستان برای تعمیق حسن همجواری، درک متقابل و حمایت در مورد مسائل مربوط به منافع اصلی یکدیگر و مخالفت قاطعانه با مداخله نیروهای خارجی در منطقه است. این عبارت، “نیروهای خارجی” نه تنها برای درک مهم است، بلکه برای شما، خواننده من، تصور آن نیز مهم است. بذار اینجا کمکت کنم پیام این است که این فضای سه جانبه متعلق به چین بود.
سپس در ماه مه 2025، به دنبال رویارویی نظامی کوتاه هند و پاکستان، وزرای خارجه چین، پاکستان و افغانستان تحت یک مجمع سه جانبه در پکن گرد هم آمدند. این در واقع یک تمرین اعتمادسازی و اعتمادسازی بزرگ بین سه کشور بود. این اعتماد بیشتر به برگزاری دور بعدی جلسات کمک کرد. این اعتماد که در شش دور رسمی گفتوگو که تقریباً یک دهه را در بر میگیرد، ایجاد شد، دقیقاً به همین دلیل است که هم پاکستان و هم طالبان پیشنهاد چین برای میزبانی ارومچی را در زمانی که هر مسیر میانجیگری دیگر از بین رفته بود، پذیرفتند.
چین از اواخر فوریه از هر دو طرف خواست تا گفتگوها را از سر بگیرند و یو ژیائوونگ فرستاده ویژه آن ماه گذشته پس از بازدید از کابل با همتای پاکستانی خود محمد صادق دیدار کرد. دیپلماسی شاتل یو، که در هفتههای قبل از ارومچی ابتدا در کابل و سپس در پاکستان حضور داشت، اعتمادی را ایجاد کرد که 1 آوریل را ممکن کرد. این سطح از سرمایه گذاری عملی دیپلماتیک چیزی است که میانجیگری چین را از دیپلماسی اعلامی سایر بازیگران خارجی جدا می کند. پکن با حضور در قبل از بحران، نه پس از آن، جایگاه خود را در جدول به دست می آورد.
چین بر تعهد خود برای حفظ تعامل با هر دو طرف تاکید کرد و خود را به عنوان یک نیروی تثبیت کننده در میان عدم اطمینان منطقه ای فزاینده قرار داد. این تعهد عمومی به تعامل پایدار خود یک سیگنال استراتژیک است. هم به اسلام آباد و هم به کابل می گوید که چتر دیپلماتیک چین بدون توجه به اتفاقاتی که در زمین می افتد باز می ماند.
گفتگوهای ارومچی: آنچه که ترکیب هیئت به شما می گوید
در 2 آوریل، وزارت خارجه پاکستان رسماً در مورد این واقعیت تأیید کرد که پاکستان در حال انجام مذاکرات با افغانستان برای پایان دادن به بدترین درگیری بین همسایگان جنوب آسیا از زمان بازگشت طالبان به قدرت در سال 2021 است. گفتگوها در ارومچی بین مقامات ارشد دو کشور در حال انجام است و طاهر اندرابی، سخنگوی پاکستان، گفت که هیئت اعزامی به افغانستان، راه حل متقابل را متوقف می کند.
اندرابی گفت که گفتگوها در سطح کاری و به رهبری مقامات ارشد برگزار می شود و اظهار داشت که مسئولیت پیشرفت های معنادار با افغانستان است که باید در برابر گروه های شبه نظامی که از خاک خود برای هدف قرار دادن پاکستان استفاده می کنند، اقدامات قابل مشاهده و قابل تایید انجام دهد. وی همچنین گفت که عملیات غزاب لیل حق پاکستان در کنار مذاکرات ادامه خواهد یافت.
جمله آخر از نظر تحلیلی مهم ترین جمله در هر بیانیه رسمی این هفته است. عملیات در طول مذاکرات ادامه دارد. پاکستان اعلام میکند که گفتوگو از موضع فشار نظامی فعال، خط پایه جدید اسلام آباد است، که نشستن در ارومچی به معنای ایستادن در خط دیورند نیست.
هیئت افغانستان متشکل از دو مقام از وزارت خارجه و هر یک از وزارتهای دفاع و داخله و سازمان اطلاعات کشور بود. ریاست استخبارات افغانستان روی میز تعیین کننده است. اینها افرادی هستند که عملیات اجرایی را اجرا می کنند، دارایی ها را مدیریت می کنند و تعهدات امنیتی را انجام می دهند که در واقع اجرا می شوند. حضور آنها نشان میدهد که کابل با مسئله تحریک طالبان پاکستان به مثابه یک گفتگوی امنیتی به امنیتی برخورد میکند، دقیقاً همان قالبی که پاکستان برای دو سال خواستار آن بوده است.
28 مارس
قبل از ارومقی، یک سیگنال دیپلماتیک مهم از کابل در 29 مارس رسید. امیرخان متقی وزیر امور خارجه افغانستان گفت که افغانستان می خواهد تنش ها با پاکستان را از طریق گفتگو و درک متقابل حل کند. وی افزود که افغانستان تدابیر جدی اتخاذ کرده است تا اطمینان حاصل کند که از خاک این کشور علیه پاکستان استفاده نمی شود و اقدامات نظامی خود را دفاعی می داند. همزمان، خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان نیز تلویحاً تایید کرد که گفتگوهای غیرمستقیم با طالبان افغانستان از طریق میانجی های شخص ثالث انجام می شود و این روند را بدون ساختار و غیررسمی توصیف کرد.
ارزیابی – سه مسیر برای آوریل
مسیری که بیشترین احتمال را دارد، تنش زدایی مرحلهای است که بر روی سه ستون بنا شده است: یک مکانیسم کتبی قابل راستیآزمایی TTP، بازگشایی مرز با تسهیل چین بهعنوان پاداش اعتمادسازی اقتصادی، و ادامه عملیات نظامی پاکستان با سرعت کاهش یافته بهعنوان اهرم فشار در طول اجرا. این 3 تا 6 هفته طول می کشد تا پیشرفت مادی را نشان دهد. آزمون حیاتی این است که آیا افغانستان می تواند انطباق جزئی و قابل راستی آزمایی را ارائه دهد و آیا پاکستان انطباق جزئی را برای کاهش فشار جنبشی کافی می پذیرد یا خیر.
مسیر دوم بن بست ساختاری است. مذاکرات در ارومچی در سطح کاری ادامه دارد. عملیات زمینی با شدت کاهش یافته اما ثابت از سر گرفته می شود. هر دو طرف مدعی روند هستند. این درگیری به آرامی باعث خونریزی هر دو اقتصاد می شود و همچنان به جابجایی غیرنظامیان افغان در مقیاس گسترده ادامه می دهد. این محتمل ترین نتیجه است اگر بحث مکانیسم قابل تأیید نتواند حتی یک چارچوب پیش نویس را در عرض دو هفته ایجاد کند.
خط سیر سوم شکست با تشدید است. یک حمله بزرگ فرامرزی طالبان در جریان گفتگوهای فعال، روند ارومچی را از بین می برد. پاکستان عملیات تمام عیار را از سر گرفت. هند روابط دیپلماتیک خود را با کابل تعمیق می بخشد. بازیگران چینی و خلیج فارس خود را در طرف های مخالف کمپین های نفوذ رقیب می بینند. این خط سیر، کمترین احتمال اما بالاترین پیامد، یک درگیری دوجانبه را به خط گسل امنیتی مرکزی آسیا تبدیل می کند.

دکتر فرهت آصف
نویسنده، رئیس موسسه مطالعات صلح و دیپلماتیک است. نویسنده درگیری و همکاری در جنوب آسیا را به دانشجویان کارشناسی ارشد در گروه IR آموزش می دهد. دانشگاه بین المللی ریفا نظرات بیان شده متعلق به خود او است و دیدگاه نهادهایی را که او نمایندگی می کند، نمایندگی نمی کند.
