میانجیگری چین بهترین موقعیت را برای آرام کردن تنش های افغانستان و پاکستان دارد
در ماه مارس، تلاشهای میانجیگری چین، از جمله پیام رئیسجمهور شی جینپینگ، تنشها میان پاکستان و افغانستان بر سر تروریسم فرامرزی را کاهش داد. با افزایش تنش ها، خطر واقعی تبدیل شدن آنها به درگیری های گسترده تر و در نتیجه بی ثباتی منطقه ای گسترده تر وجود داشت. نماینده ویژه چین در امور افغانستان، یو ژیائوونگ، بین افغانستان و پاکستان رفت و آمد کرد تا زمینه مذاکرات را فراهم کند، در حالی که سفارت های چین در هر دو کشور از نزدیک با دو طرف هماهنگ بودند. گفتگوهای غیررسمی از 1 تا 7 آوریل در ارومچی پایتخت سین کیانگ برگزار شد که در آن اسلام آباد و کابل با حضور مقامات دفاعی و امور خارجه حضور داشتند.
پس از این گفتگوها، تنش ها نسبتاً فروکش کرد زیرا هر دو طرف توافق کردند که گفت و گو را برای رسیدگی به چالش های امنیتی با ایجاد یک چارچوب جامع به جای استفاده از زور ادامه دهند. راهکارهای کلیدی روند ارومچی شامل تعهدات هر دو طرف برای دست کشیدن از اقداماتی بود که میتواند اوضاع را تشدید کند، اذعان به اینکه چالشهای امنیتی، بهویژه تروریسم، محور اصلی روابط تیرهشان است. بر اساس گزارش ها، طالبان تمایل دارند تا تضمین های کتبی بدهند که خاک افغانستان برای تروریسم علیه سایر کشورها استفاده نخواهد شد.
اگرچه تنش ها از جمله حملات هوایی اخیر پاکستان در استان کنر پس از تروریسم فرامرزی توسط تحریک طالبان پاکستان (TTP) ادامه یافته است، اما این تنش ها به سطحی که در ماه های فوریه و مارس شاهد بودیم افزایش نیافته است. علاوه بر این، هر دو طرف از بیانیههای تند خودداری کردهاند که امیدها برای گفتگوهای آینده را زنده نگه داشته است. ذکر این نکته ضروری است که پاکستان در 26 فوریه علیه رژیم طالبان به دلیل پناه دادن به تحریک طالبان پاکستان و اجازه استفاده از افغانستان به عنوان محلی برای حملات شبه نظامیان در پاکستان، اعلام جنگ علنی کرد.
قبل از مداخله دیپلماتیک چین، میانجیگری قطر، ترکیه و عربستان سعودی در اواخر سال 2025 یک توافق آتشبس یک ماهه ایجاد کرد. از آن زمان به بعد، اوضاع نابسامان امنیتی در خاورمیانه به دنبال جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، توجه کشورهای خاورمیانه را به خود معطوف کرده است.
چین نه تنها یک میانجی بلکه یکی از سهامداران در مذاکرات پاکستان و افغانستان است.
-عبدالباسط خان
پاکستان با احترام به میانجیگری چین، حملات هوایی خود را در بیشتر بخش های ماه آوریل متوقف کرد و در عین حال روشن کرد که اگر طالبان اطمینان حاصل کنند که از خاک افغانستان برای ستیزه جویی علیه پاکستان استفاده نمی شود، تلافی نمی کند. انکار طالبان از حضور تحریک طالبان پاکستان در افغانستان و انفعال در برابر آن، پاکستان را مجبور کرده است که به جای یادآوری رژیم طالبان به انجام تعهدات ضدتروریستی خود بر اساس توافقنامه 2020 دوحه، با قدرت تلافی کند. رویکرد پاکستان در قبال وضعیت ناآرام کنونی به وضوح بیان شده است: اگر نگرانیهای امنیتی با طالبان مطرح شود، از گفتوگوها دوری نخواهد کرد. در غیر این صورت، برای هر حمله برون مرزی، واکنش تلافی جویانه فوری وجود خواهد داشت.
از زمان بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان، ستیزه جویی در پاکستان به سرعت افزایش یافته است. علیرغم انکار مکرر طالبان، گزارش های متوالی سازمان ملل و یافته های شاخص های تروریسم جهانی با شواهد غیرقابل انکار حمایت ایدئولوژیک و کمک های لجستیکی طالبان به تحریک طالبان پاکستان را نشان داده است. به طوری که بر اساس شاخص جهانی تروریسم 2026، پاکستان به عنوان آسیب دیده ترین کشور از تروریسم رتبه بندی شده است. بر اساس این شاخص، در سال 2025، پاکستان شاهد 1139 قتل و 1045 حمله تروریستی بود که بالاترین رقم از سال 2013 تاکنون بود. تصویر تهدید پاکستان قبل از بازگشت طالبان به قدرت به شدت با وضعیت امنیتی کنونی در تضاد است. در آن دوره، ستیزهجویی رو به افول بود، همه شبکههای اصلی ستیزهجویانه در کشور مختل شده بودند و دولت با موفقیت کار خود را بازگرداند. در حالی که نادیده گرفتن برخی از سیاستهای غیرمولد دولتی که باعث احیای شبکههای تروریستی در کشور شد، مانند مذاکرات صلح با تحریک طالبان پاکستان در سالهای 2020-2021، ناعادلانه خواهد بود، اما انگیزه اصلی برای احیای ستیزهجویان در پاکستان، حمایت طالبان از تحریک طالبان پاکستان و سایر گروههای شبهنظامی است.
با این وجود، چین بر خلاف قطر، ترکیه و عربستان سعودی به سه دلیل خاص به طور منحصر به فردی برای میانجیگری در مذاکرات بین پاکستان و افغانستان قرار دارد.
اول اینکه چین با افغانستان و پاکستان مرزهای مستقیم دارد و هر گونه سرریز تنش های فزاینده آنها بر چین و منافع اقتصادی و امنیتی آن در منطقه تأثیر منفی خواهد گذاشت. بنابراین، چین فقط یک میانجی نیست، بلکه یک ذینفع در این مذاکرات است.
دوم، چین با توجه به حضور ستیزه جویان حزب اسلامی ترکستان (TIP) در افغانستان، نگرانی پاکستان را در مورد ستیزه جوی فرامرزی دارد. حصول اطمینان از اینکه TIP از افغانستان بهعنوان بستری برای ستیزهجویی علیه چین استفاده نمیکند، ستون اصلی تعاملات دیپلماتیک و اقتصادی چین با رژیم طالبان بوده است. اگر چین در مورد TIP دقت کند، از فعالیت های تحریک طالبان پاکستان در افغانستان نیز آگاه است که انکار مسئولیت خود در حمایت از گروه دوم را برای رژیم طالبان دشوار می کند. اگر طالبان بتواند TIP را کنترل کند، می تواند TTP را نیز مهار کند. رویکرد گزینشی طالبان در قبال این گروه ها توسط محاسبات استراتژیک و ایدئولوژیک خود آنها دیکته می شود. با این وجود، باید دید که آیا چین میتواند ملاحظات ایدئولوژیک طالبان را در قبال تحریک طالبان پاکستان تغییر دهد یا خیر.
سوم، تعاملات نزدیک اقتصادی و دیپلماتیک پکن با هر دو طرف، نفوذ منحصربهفردی را برای میانجیگری در تنشهای افغانستان و پاکستان ایجاد میکند. چین منافع عمیق اقتصادی، استراتژیک و ژئوپلیتیکی در افغانستان و پاکستان دارد. از این رو، صلح و ثبات در دو کشور برای پکن حیاتی است. درگیری بی پایان بین افغانستان و پاکستان نه تنها برای دهلیز اقتصادی چند میلیارد دلاری چین پاکستان، بلکه برای سرمایه گذاری چین در افغانستان نیز مضر خواهد بود.
با وجود شعله ور شدن مرزهای اخیر، اوضاع بین پاکستان و افغانستان نسبتا آرام است. نکته مهم این است که هر دو طرف از درگیر شدن در دعواهای لفظی طولانی خودداری کرده اند و اتاق را برای گفتگوهای آینده باز گذاشته اند. با در نظر گرفتن ماهیت پیچیده چالش های امنیتی بین دو طرف، یک راه حل یک شبه بعید است. با این حال، یک گفتگوی صمیمانه و بدون وقفه می تواند به فرمول های قابل اجرا برای مدیریت و در نهایت حل چالش های امنیتی منجر شود.
برای پاکستان، آتش بس شرط لازم اما نه کافی برای صلح همه جانبه خواهد بود. بلکه به دنبال یک مکانیسم نظارتی گسترده برای اطمینان از عدم استفاده از خاک افغانستان برای ستیزهجویی فرامرزی است.
نویسنده، دانشیار ارشد دانشکده مطالعات بینالمللی اس. راجاراتنام، سنگاپور است. X: @basitresearcher.
سلب مسئولیت: نظرات بیان شده توسط نویسندگان در این بخش متعلق به خودشان است و لزوماً منعکس کننده دیدگاه عرب نیوز نیست.
