در یک “موقعیت خطرناک”، معیار پلاتس دبی حدود 18 میلیون بشکه در روز قیمت داشت که تقریباً یک پنجم عرضه جهانی است، اکنون به دلیل توقف صادرات از طریق تنگه هرمز به شدت تحت فشار قرار گرفته است. با توجه به رویترزبا توجه به اینکه اکثر محموله ها قادر به حرکت ایمن از طریق نقطه توقف نبودند، سیستم با یک سوال اساسی دست و پنجه نرم می کند که چگونه نفتی را که نمی توان بارگیری کرد، قیمت گذاری کرد. وضعیت تا حد زیادی بدون تغییر باقی می ماند از امروز، با وجود اعلام واشنگتن مبنی بر وجود تنگه رسما باز برای تجارت دوباره معیار پلاتس دبی به نفت خام تولید شده در امارات، عمان و قطر بستگی دارد که بیشتر آن در تنگه بارگیری می شود. اما از زمان وقوع درگیری، ترافیک تانکرها به طور چشمگیری کاهش یافته است و این معیار را با واقعیت فیزیکی قطع کرده است. پلاتس با کاهش نمرات قابل تحویل از پنج به دو – موربان و عمان – و کاهش عرضه در سبد قیمتگذاری تقریباً 40 درصد پاسخ داد. فعالان بازار به رویترز گفته اند که این معیار “به طور موثر شکسته شده است” و برخی از تجارت محموله های مرتبط با دبی یا مشتقات به طور کلی عقب نشینی کرده اند. دیگران خواستار اصلاح هستند، در حالی که خریداران آسیایی به طور فزاینده ای به روش های قیمت گذاری جایگزین، از جمله قراردادهای مرتبط با برنت روی می آورند.
نفت خام عمان نتوانسته است بشکه های گمشده را جایگزین کند و بیشتر بار را به موربان واگذار کرده است. صادرات عمان می تواند تنگه را دور بزند، و قرارداد آتی DME عمان برای ارائه یک مکانیسم قیمت گذاری شفاف و مبتنی بر مبادله ایجاد شد، اما نقدینگی کم است و مشارکت محدود است. در سیستم Platts Dubai، عمان همچنان به همان تنظیمات استرس زا وابسته است، بنابراین مشکل قیمت گذاری را حل نمی کند.
بحران انرژی همچنین نشان داده است که معیار خاورمیانه در برابر تجارت متمرکز چقدر آسیب پذیر است.
مرتبط: تنگه هرمز با تعطیلی کامل ایران با تشدید بنبست مواجه میشود
قیمتگذاری Platts Dubai بر اساس فرآیند Market on Shut است، جایی که معاملات جزئی محموله در تحویل کامل ترکیب میشوند. با مشارکتکنندگان کمتر و نقدینگی کمتر، نفوذ در حال متمرکز شدن است. دادههای تجاری نشان میدهد که بازوی معاملاتی TotalEnergies در ماه مارس حدود 4 میلیارد دلار برای قطعات جزئی دبی هزینه کرده است که 77 محموله از 82 محموله را تحویل گرفته و عملاً بر روند تسلط یافته است و فشار صعودی بر قیمتها اضافه میکند. این هیچ قانونی را نقض نمی کند، اما به یک مشکل بالقوه اشاره می کند. هنگامی که یک معیار توسط تعداد کمی از تراکنش ها هدایت می شود، یک بازیکن می تواند در نهایت قیمت را شکل دهد و رقابت را از بین ببرد.
مکانیسم جدید قیمت گذاری
با این حال، تسلط فزاینده موربان پدیده ای است که به قبل از جنگ ایران برمی گردد. تغییر مهمتر این بوده است که موربان چگونه رفتار قیمتگذاری را در خود معیارها، بهویژه در آسیا تغییر داده است، زیرا نظم عرضه و اقتصاد پالایشگاهی روابط طولانیمدت بین گریدهای شیرین و ترش را به هم میزند. یکی از نشانه های واضح این تغییر نحوه تجارت موربان است داخل معیار دبی. موربان دیگر تنها یکی از گریدهایی نیست که میتوان در سبد عرضه کرد: در دورههایی که ذخایر ترش متوسط و سنگین کم است، موربان اغلب در دسترسترین نفت خام بوده است و قیمتها در اطراف آن کاهش یافته است. در برخی موارد، این امر باعث شده است که تجارت موربان کمتر از درجه ترش باشد که معمولاً با تخفیف قیمت گذاری می شود.
همین یک دهه پیش، تصور این وارونگی دشوار بود. معیار دبی حول محور نفت خام ترش متوسطی است که به آسیا می رود، جایی که پالایشگاه ها برای تولید بشکه های سنگین تر راه اندازی شده اند. نمرات شیرین سبک مانند موربان معمولاً با قیمتی ممتاز معامله میشوند، زیرا پردازش آنها آسانتر بوده و محصولات با ارزش بیشتری تولید میکنند. با تغییر الگوهای عرضه و تغییر اقتصاد پالایشگاهی، این رابطه محدود شده و حتی گاهی معکوس شده است.
محرک اصلی مدیریت عرضه بوده است تا تقاضا. کاهش تولید اوپک پلاس به طور نامتناسبی باعث محدود شدن گریدهای ترش متوسط و سنگین شد و دسترسی به نفت خام مانند زکوم علیا، عمان، الشاهین و فاتح دبی را کاهش داد. موربان، در مقابل، نسبتاً فراوان و آزادانه قابل تجارت باقی مانده است. در نتیجه، در طول دورههای عرضه کم ترش، موربان اغلب تبدیل به این شده است ارزان ترین قابل تحویل نفت خام در سبد دبی، به طور موثری ارزش این معیار را محدود می کند.
در همان زمان، اقتصاد پالایشگاهی در آسیا تکامل یافته است. طی دهه گذشته، پالایشگاهها، بهویژه در چین، سرمایهگذاری هنگفتی در ظرفیت ارتقاء پیچیدهای انجام دادهاند که به آنها امکان میدهد نفتهای سنگینتر و ارزانتر را پردازش کنند و در عین حال تولید محصولات سبک مانند بنزین، نفتا و سوخت جت را به حداکثر برسانند. که سرمایه گذاری کاهش یافته است مزیت ساختاری زمانی نفتهای سبک سبک از آن لذت میبردند و پالایشگاهها را تمایل بیشتری به جایگزینی با گریدهای مختلف بر اساس در دسترس بودن به جای کیفیت صرف میکرد.
سال گذشته، گریدهای ترش متوسط در سبد دبی گهگاه بالاتر از موربان معامله می شد. تغییر در مورد کیفیت نبود. بلکه منعکس کننده پویایی عرضه بود. کاهش اوپک پلاس دسترسی به بشکههای ترش سنگینتر را تشدید کرد، در حالی که موربان آزادانهتر به جریان خود ادامه داد. این امر باعث شد که موربان به عنوان (گاهی) ارزانترین نفت خام قابل تحویل در سبد خرید باشد و کف موثری را برای معیار تعیین کند. این واقعیت در حال تحول مدیران معیار را مجبور کرد تا استراتژی های خود را تغییر دهند.
پلاتس معیار دبی خود را در ژانویه تغییر داد تا به موربان نقش بسیار بزرگتری بدهد و به او اجازه داد تا به جای نگه داشتن بالاتر از دبی، آزادانه در داخل سبد معامله کند. سیستم پریمیوم قدیمی با یک تنظیم کیفیت Murban جایگزین شد که میتواند به هر دو طرف حرکت کند، به این معنی که قیمت موربان میتواند بر اساس شرایط بازار بالاتر یا پایینتر از سایر درجهها باشد، با این تعدیل که از تفاوت قیمتهای اخیر با عمان محاسبه میشود. این سیستم همچنین امکان تعدیلهای منفی را میدهد، که در آن اگر قیمتهای موربان پایینتر از بقیه سبد باشد، فروشنده به طور موثر به خریدار جبران میکند. اما در ماه مارس، زمانی که جنگ ایران جریانها را مختل کرد، پلاتز بخشی از این تغییر را معکوس کرد و تعدیلهای منفی را به حالت تعلیق درآورد، و یک طبقه را در زیر موربان قرار داد تا بشکهها به داخل سیستم جریان پیدا کنند، زمانی که این سیستم یکی از معدود درجههای موجود بود.
توسط الکس کیمانی برای Oilprice.com
