در نهایت، روابط اقتصادی چین و اتحادیه اروپا هرگز یک بازی حاصل جمع صفر نبوده است. آنها مشارکتی با منافع عمیقاً در هم تنیده هستند. تجهیزات انرژی جدید و محصولات الکترومکانیکی چین دقیقاً همان چیزی است که اروپا برای انتقال سبز و ارتقای صنعتی خود به آن نیاز دارد. برعکس، ساخت و سازهای پیشرفته اروپایی و ابزار دقیق به عنوان کاتالیزور برای صعود چین در زنجیره ارزش صنعتی عمل می کنند.
توسط شائو شیا
سفرهای اخیر چندین رهبر اروپایی به چین نشان دهنده روند گرم شدن روابط بین چین و بسیاری از کشورهای اروپایی است. با این حال، در میان این گرم شدن، برخی از صداها در اروپا همچنان روایت «عدم تعادل تجاری چین و اتحادیه اروپا» را پیش می برند.
آنها به مازاد تقریباً 300 میلیارد دلاری چین در سال گذشته در اتحادیه اروپا (EU) اشاره می کنند و استدلال می کنند که این شکاف شواهدی از “مازاد ظرفیت”، “دامپینگ” و “انحراف تجارت” است. این لفاظی در سال گذشته به 15 تحقیق برای درمان تجاری علیه چین دامن زده است و برخی از اندیشکده های رسمی حتی تعرفه های 30 درصدی را توصیه کرده اند.
همکاری اقتصادی و تجاری سنگ بنای روابط چین و اتحادیه اروپا بوده است. سپس این سؤال مطرح می شود: آیا اروپا واقعاً در مضیقه است؟ یک نگاه دقیق تر واقعیت پیچیده تر و سودمندتر را نشان می دهد.
اول، چشم انداز تجاری چین و اتحادیه اروپا ثابت نیست. با توسعه صنعتی و تغییر در مزیت نسبی به صورت پویا تکامل می یابد. برای دو دهه منتهی به سال 1996، اتحادیه اروپا به طور مداوم مازاد تجاری خود را با چین حفظ کرد و تجهیزات صنعتی پیشرفته، خودرو، ابزار دقیق و مواد شیمیایی صادر کرد. در آن زمان، این به عنوان یک نتیجه طبیعی از تقسیم کار جهانی تلقی میشد – کشورها با نقاط قوت خود بازی میکردند و هر کدام نیازهای دیگری را برآورده میکردند.
وضعیت فعلی منعکس کننده همین اصل است. از یک طرف، اروپا با محدودیت های داخلی در رشد صنعتی، از جمله پیمایش 27 استاندارد نظارتی مختلف و فرآیندهای پیچیده تایید که پاسخگویی بازار را مختل می کند، مواجه است. سهم منطقه یورو در بازار جهانی فناوری پیشرفته کاهش یافته است و رقابت در نقاط قوت سنتی به تدریج کاهش یافته است. از سوی دیگر، چین به طور پیوسته در حال پیشرفت در زنجیره ارزش صنعتی بوده و به مزیت های رقابتی جدیدی در تولید تجهیزات و صنایع سبز دست یافته است. این پویایی رقابتی یک بازی با مجموع صفر نیست، بلکه یک چرخه با فضیلت از رشد متقابل تحت جهانی شدن است.
چالش های خارجی و تغییر سیاست های داخلی در اروپا نیز به ساختار تجاری فعلی کمک کرده است. به عنوان مثال، پس از تشدید درگیری روسیه و اوکراین، تصمیم اتحادیه اروپا برای کاهش شدید اتکای خود به گاز طبیعی روسیه منجر به تجدید ساختار چشمگیر عرضه انرژی شد.
با این حال، انتقال انرژی با تاخیر مواجه شد و باعث افزایش قیمت برق صنعتی شد. در حال حاضر، هزینه های تولید برای بخش قابل توجهی از شرکت های تولیدی اروپایی – به ویژه در بخش های انرژی بر – اغلب حدود 15 تا 30 درصد بیشتر از چین تخمین زده می شود که رقابت پذیری آنها را از بین می برد. علاوه بر این، کنترل صادرات خود اروپا بر روی محصولات با فناوری پیشرفته، تا حدی پتانسیل صادرات آن به چین را محدود می کند. کاهش محدودیت ها بر روی چنین صادرات فناوری پیشرفته می تواند به کاهش عدم تعادل تجاری درک شده کمک کند.
علاوه بر این، اندازهگیری روابط اقتصادی چین و اتحادیه اروپا صرفاً با کسریهای تجاری کالا، نه جامع و نه هدفمند است. تعداد قابل توجهی از شرکت های اروپایی به صورت محلی در چین فعالیت می کنند و عمیقاً در بازار چین ادغام شده اند. در حالی که آنها به تقاضای مصرف کنندگان چینی پاسخ می دهند، بخشی از تولید آنها دوباره به اروپا صادر می شود.
یک مثال عملی در نظر بگیرید: اگر فولکس واگن یک خودروی جدید انرژی در چین تولید کند و آن را به مشتری در شانگهای بفروشد، این معامله در آمار تجارت چین و اتحادیه اروپا به حساب نمی آید زیرا هم تولید و هم مصرف در چین اتفاق می افتد. با این حال، سود فولکس واگن از این فروش به آلمان بازگردانده می شود. اگر همان خودرو برای فروش به هامبورگ بازگردانده شود، در داده های گمرک به عنوان صادرات چین به آلمان نشان داده می شود که به “کسری تجاری” آلمان با چین کمک می کند. با این حال، بخش عمده ای از سود – از جمله ارزش برند، مجوز فناوری و سود سهام – هنوز به مقر اروپایی فولکس واگن باز می گردد.
علاوه بر این، سهم بزرگی از تجارت چین و اتحادیه اروپا را کالاهای واسطه ای تشکیل می دهد. تجهیزات صنعتی چینی اغلب مقرون به صرفه تر از محصولات اروپایی قابل مقایسه هستند. این به طور قابل توجهی هزینه های تولید را برای شرکت های اروپایی کاهش می دهد و رقابت محصولات نهایی آنها را افزایش می دهد – یک برد-برد واضح.
از دیدگاه تجارت در خدمات، اروپا دارای یک مزیت مطلق است. در سالهای اخیر، اتحادیه اروپا مازاد تجاری قابل توجهی را با چین به ثبت رسانده است. حق امتیاز مالکیت معنوی به تنهایی درآمد سالانه قابل توجهی را برای شرکت های اروپایی ایجاد می کند. این مزایا در دادههای تجارت کالا کمتر قابل مشاهده است، اما جزء مهمی از دستاوردهای اقتصادی اروپا در روابط تجاری آن با چین است.
در نهایت، روابط اقتصادی چین و اتحادیه اروپا هرگز یک بازی حاصل جمع صفر نبوده است. آنها مشارکتی با منافع عمیقاً در هم تنیده هستند. تجهیزات انرژی جدید و محصولات الکترومکانیکی چین دقیقاً همان چیزی است که اروپا برای انتقال سبز و ارتقای صنعتی خود به آن نیاز دارد. برعکس، ساخت و سازهای پیشرفته اروپایی و ابزار دقیق به عنوان کاتالیزور برای صعود چین در زنجیره ارزش صنعتی عمل می کنند.
به اصطلاح “عدم تعادل تجاری” کمتر مشکل همکاری بیش از حد است تا این که نشان دهد پای تعاونی هنوز به اندازه کافی بزرگ نیست. ارقام کسری فقط نوک کوه یخ است. در زیر سطح، فرصتهای گستردهای در تجارت خدمات، همکاری فناوری و سرمایهگذاری متقابل نهفته است – اقیانوس آبی که منتظر کاوش است.
صرف نظر از تغییر بادهای جهانی، چین به حرکت مداوم خود به سمت صنایع پیشرفته ادامه خواهد داد – روندی غیرقابل توقف. برای اروپا، به جای عقب نشینی در پشت موانع خود تحمیلی، مشارکت فعالانه در بازار چین راه عاقلانه تری است. در آغوش گرفتن چین به معنای در آغوش گرفتن فرصت هاست. این فقط یک انتخاب نیست — یک ضرورت استراتژیک برای رفاه متقابل است.
یادداشت سردبیر: شائو شیا یک مفسر در امور بینالملل است و مرتباً برای خبرگزاری شینهوا، گلوبال تایمز، چاینا دیلی، CGTN و غیره مینویسد.
نظرات بیان شده در این مقاله نظرات نویسنده است و لزوماً منعکس کننده مواضع شین هوا نیست. ■