لندن
سه ماه پس از حمله ایالات متحده و اسرائیل به ایران، محاصره ایالات متحده و تسلط تهران بر تنگه هرمز بن بست ایجاد کرده است، بدون اینکه هیچ یک از طرفین خم شوند، درد اقتصادی عمیق تر شود و خطر جنگ مجدد افزایش یابد.
در میان سیگنالهای متفاوت ترامپ، نگرانی فزاینده در میان سیاستگذاران این است که تا چه زمانی تنشها میتواند ادامه داشته باشد تا شکافهای گسترده بین دو طرف باعث درگیری مجدد شود.
درخواست ها برای حمله جدید در ایالات متحده و اسرائیل بلندتر می شود و برخی از مقامات استدلال می کنند که افزایش فشار می تواند اهرم فشار تهران را تضعیف کند و ایران را مجبور به بازگشت به میز مذاکره کند.
دنی سیترینوویچ، محقق ارشد ایران در موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل و رئیس سابق شعبه ایران در اطلاعات دفاعی اسرائیل، گفت: «یک مشکل عمده در این نظریه وجود دارد: ما قبلاً آن را بارها آزمایش کردهایم، و ایران تسلیم نشد.
یکی از مقامات منطقه گفت: «ما در یک جنگ فرسایشی با چشم انداز حمله جدید آمریکا-اسرائیل روز به روز در حال افزایش هستیم».
مقامات ایرانی به رویترز گفتند امتیاز برنامه موشکی، توانایی های هسته ای یا کنترل تنگه، ابزار سیاست نیست، بلکه ستون های ایدئولوژیک بقای جمهوری اسلامی است – دست کشیدن از آنها سازش نیست، تسلیم است.
سیترینوویچ گفت که این توضیح می دهد که چرا حتی رویارویی نظامی طولانی مدت نتوانسته تهران را از خطوط قرمز خود خارج کند و چرا تشدید بیشتر بعید است موفقیت آمیز باشد.
دور گفتوگوهای غیرمستقیم با میانجیگری پاکستان هیچ دستاوردی نداشته است. شکاف ها همچنان گسترده است.
ایالات متحده از ایران می خواهد غنی سازی اورانیوم را به مدت 20 سال متوقف کند و ذخایر خود را به ایالات متحده ارسال کند.
ایران خواهان پایان حملات، تضمین های امنیتی، غرامت های جنگی و به رسمیت شناختن حاکمیت خود بر هرمز است – شرایطی که واشنگتن رد کرده است.
پرزیدنت ترامپ به تهران هشدار داده است که «ساعت در حال حرکت است» و گفته است «بهتر است سریع حرکت کنند، وگرنه چیزی از آنها باقی نخواهد ماند». او تهدید کرد که اگر تهران نتواند با واشنگتن به توافق برسد، با «زمان بسیار بدی» روبرو خواهد شد
علی واعظ از گروه بین المللی بحران گفت هیچ یک از طرفین تمایلی برای دادن “امتیازات دردناک” مورد نیاز برای توافق نشان نداده اند. هر دو معتقدند که زمان به نفع آنهاست و آنها دست برتر را دارند و این درک دقیقاً چیزی است که یک معامله را غیرممکن میکند.»
نتیجه یک جنگ استقامتی است که در یکی از بحرانی ترین آبراه های جهان متمرکز شده است. قبل از جنگ، تنگه تقریباً 25 درصد تجارت جهانی نفت و 20 درصد گاز طبیعی مایع را حمل می کرد. اکنون، با نزدیک شدن به بسته شدن این تنگه، پیامدهای اقتصادی در حال افزایش است و عرضه را مختل می کند.
آلن ایر، مقام سابق وزارت امور خارجه ایران، که در مذاکرات گذشته آمریکا و ایران شرکت کرده بود، گفت که توافق ممکن است دور از دسترس باشد. این دو طرف هرگز به توافق نخواهند رسید. ترامپ نمیخواهد فقط برنده شود، او میخواهد ایران را تحقیر کند و به نظر برسد که ایران را درهم شکسته است.
تهران ذخایر اورانیوم غنی شده خود و کنترل هرمز را به عنوان دارایی های استراتژیک اصلی برای بقا می بیند. یک مقام ارشد ایرانی با بیان اینکه کاپیتولاسیون یک گزینه نیست، گفت: بنابراین ایران مصمم است از این دارایی ها برای تضمین منافع خود استفاده کند.
ما میجنگیم، میمیریم، اما ذلت را نمیپذیریم، تسلیم اساساً با هویت ایران ناسازگار است.
یکی دیگر از مقامات ایرانی استدلال کرد که تهران قبلاً پیروز شده است – نه با شکست نظامی واشنگتن، بلکه با امتناع از تسلیم شدن. هفتهها حملات آمریکا و اسرائیل نتوانست اراده ایران را بشکند و این دیدگاه را تقویت کرد که ذخایر هستهای و کنترل هرمز هسته اصلی بازدارندگی ایران است.
تسلیم آنها این تعادل را از بین می برد. وی افزود: “ترامپ می خواهد اعلام پیروزی کند اما ایران به او نمی دهد. آیا اقتصاد جهانی می تواند در برابر فشارها مقاومت کند؟ این سوالی است که ترامپ به دنیا مدیون پاسخ آن است.”
او گفت که حملات بیشتر محاسبات ایران را تغییر نمیدهد، فقط تشدید تنش را تسریع میکند و افزود که ایران بدون مصالحه از سوی واشنگتن، غنیسازی را رها نمیکند یا در مقابل اولتیماتومها سر فرود نمیآورد.
با این حال، در پشت این موضع سرکش، منابع ایرانی نزدیک به تشکیلات، واقعیت متناقضتری را توصیف میکنند: تهران نمیخواهد یک سناریوی طولانیمدت «بدون جنگ، بدون صلح» را در حالی که تورم افزایش مییابد، بیکاری بدتر میشود و اعتصابات به صنایع کلیدی باعث خونریزی اقتصاد آسیبدیده میشود.
در عوض، آنها گفتند، ایران به دنبال یک توافق اولیه برای پایان دادن به جنگ است – بازگشایی هرمز تحت نظارت ایران در ازای رفع محاصره ایالات متحده، قبل از پرداختن به مسائل سختتر مانند رفع تحریمها و محدودیتهای هستهای. ایالات متحده می گوید پایان دادن به جنگ باید به مذاکرات بعدی موکول شود.
در مورد موضوع هسته ای، منابع ایرانی می گویند که تهران می تواند ذخایر 440 کیلوگرمی اورانیوم بسیار غنی شده خود را رقیق کند یا بخشی از آن را به خارج از کشور بفرستد، ترجیحا به روسیه، با این استدلال که اگر واشنگتن هرگونه توافقی را نقض کند، می تواند آن را پس بگیرد. واشنگتن امتناع کرده است.
این منابع افزودند که ایران همچنین برای توقف کوتاهتر غنیسازی نسبت به تقاضای 20 ساله واشنگتن و دسترسی کامل به 30 میلیارد دلار داراییهای مسدود شده فشار میآورد، اما واشنگتن تنها با آزادسازی یک چهارم این داراییها بر اساس جدول زمانی موافقت کرده است.
تهران به دنبال یک مکانیسم حکومتی جدید برای تثبیت کنترل خود بر هرمز است و بازگشت به وضعیت قبل از جنگ را رد می کند، در حالی که ایالات متحده بر بازگشایی بدون قید و شرط – بدون عوارض، بدون وتو – اصرار دارد شکافی که ممکن است پر کردن آن از خود موضوع هسته ای دشوارتر باشد.
آرون دیوید میلر، یک مقام سابق آمریکا و مذاکره کننده خاورمیانه، می گوید کنترل هرمز معیار کلیدی موفقیت یا شکست واشنگتن خواهد بود. او افزود که چگونه این پایان میتواند سیاست خارجی ترامپ را تعریف کند، زیرا رهبر ایالات متحده به شدت نسبت به خطر شکست خورده شدن حساس است.
میلر افزود که بازگشایی آبراه بدون توافق سیاسی مستلزم “اشغال طولانی مدت آمریکا با نیروهای زمینی خاک ایران” است.
واعظ استدلال کرد که هیچ راه حل نظامی برای هرمز به جز راه حل پرهزینه ای که ممکن است ترامپ مایل به انجام آن نباشد، وجود ندارد و مذاکرات را تنها راه عملی باقی گذاشت.
سیترینوویچ گفت، علیرغم دستاوردهای عملیاتی کمپین ایالات متحده و اسرائیل، این حملات نتوانسته است یک ناک اوت راهبردی به همراه داشته باشد.
این کارشناس اسرائیلی افزود: “ما رژیم را سرنگون نکردیم – ما یک رژیم رادیکال تر داریم. ما به ظرفیت موشکی ایران پایان ندادیم. و آنها هنوز اورانیوم دارند.”
سیترینوویچ گفت که برآورد بیش از حد فشار و دست کم گرفتن مقاومت تهران خطر خود را دارد.
او گفت: «این خطر را افزایش میدهد که واشنگتن بار دیگر وارد یک رویارویی شود که انتظار اجبار برای ایجاد تسلیم را دارد، و خیلی دیر متوجه میشود که رژیم برای تحمل درد بسیار بیشتر از آنچه پیشبینی شده بود، آماده بود.»
