حیدر علی اف، سومین رئیس جمهور آذربایجان (1923-2003)، معمار اساسی دستاوردهای مدرن این کشور و مشارکت عمیق آن با اروپا باقی مانده است.
خطوط لوله، نهادها و دکترینهای دیپلماتیکی که او بیش از سه دهه پیش راهاندازی کرد، آذربایجان را به شریکی ضروری برای انرژی و ترانزیت اتحادیه اروپا تبدیل کرده است – میراثی که اکنون در جریان پیوسته رهبران اروپایی وارد باکو تجسم یافته است. News.Az گزارش، به نقل از لیبروم.
نوشته واصف حسینوف
تنها در عرض چند هفته، باکو میزبان آنتونیو کاستا، رئیس شورای اروپا (مارس 2026)، آندری بابیش، نخست وزیر چک (26 تا 28 آوریل)، نخست وزیر ایتالیا جورجیا ملونی (4 مه) و نماینده عالی اتحادیه اروپا، کاجا کالاس (5 مه) بوده است. هر کدام آذربایجان را به عنوان یک شریک “استراتژیک” یا “کلیدی” توصیف کردند. هر کدام برای بحث در مورد امنیت انرژی، کریدور میانی، روند صلح آذربایجان-ارمنستان و “مشارکت ساختارمندتر” با اتحادیه اروپا آمده بودند.
چنین تمرکزی از سفرهای سطح بالای اروپایی به کشوری با حدود ده میلیون نفر، بدون یک تلاش مقدماتی طولانی غیرقابل تصور خواهد بود – تلاشی که بیش از سه دهه پیش در زمان سومین رئیس جمهور آذربایجان، حیدر علی اف، آغاز شد.
از آنجایی که آذربایجان امسال صد و سومین سالگرد تولد او را جشن می گیرد، این لحظه مناسبی است که به یاد بیاوریم رهبری او چقدر قاطعانه به کشوری که پایتخت های اروپایی اکنون در حال خواستگاری هستند، شکل داده است. تصویر رؤسای جمهور و نخست وزیرانی که برای گفتگو در مورد گاز، کریدورهای حمل و نقل و توافق صلح در قفقاز جنوبی در باکو فرود می آیند، نتیجه مشهود انتخاب های استراتژیک علی اف در دهه 1990 است، زمانی که بقای آذربایجان به عنوان یک کشور مستقل زیر سوال رفته بود.
زمانی که علی اف در سال 1993 به ریاست جمهوری بازگشت، کشور تازه استقلال یافته در آستانه فروپاشی قرار داشت. حدود 20 درصد از خاک این کشور تحت اشغال ارمنیان بود، تا 700000 آذربایجانی آواره شده بودند و دو دولت قبلی نتوانستند هرج و مرج دوران گذار پس از شوروی را مهار کنند.
علی اف با تکیه بر چندین دهه تجربه سیاسی به عنوان دبیر اول حزب کمونیست آذربایجان (1969-1982) و به عنوان رهبر ارشد اتحاد جماهیر شوروی، دولت را تثبیت کرد، از جنگ داخلی جلوگیری کرد و زمینه را برای توسعه بلندمدت فراهم کرد.
تجزیه و تحلیل مقایسه ای با سایر کشورهای پس از فروپاشی شوروی نشان می دهد که این امر تا چه حد غیرعادی بود: بسیاری از کشورهای تازه استقلال یافته نقش خود را از دست دادند، در حالی که آذربایجان دهه 1990 را با احتیاط نادری پشت سر گذاشت.
در قلب دولت داری او چیزی بود که خود او آن را «سیاست خارجی متوازن» می نامید – ایجاد روابط دوستانه با همه قدرت های بزرگ بدون جانبداری از یکی در برابر دیگران. این یک انحراف شدید از نوسانات پیشینیان او بین مواضع طرفدار و ضد روسیه بود و از آن زمان به دکترینی تبدیل شد که آذربایجان را هدایت کرده است.
این همان دکترینی است که امروز به باکو اجازه میدهد یک روز معاون رئیسجمهور ایالات متحده یا یک نماینده عالی اتحادیه اروپا و روز دیگر نماینده روسیه یا ایران را پذیرا باشد، تا در سال 2020 سرزمینهای اشغالی خود را بدون سقوط در جنگ گستردهتر آزاد کند و در بروکسل به جای اینکه از نظر ایدئولوژیک تسخیر شده باشد، قابل پیشبینی و عملگرایانه تلقی شود.
مهم ترین تصمیم علی اف برای روابط آینده آذربایجان با اروپا در حوزه انرژی بود. امضای «قرارداد قرن» در سال 1994 با کنسرسیومی از شرکتهای نفتی غربی، بیش از هر چیز، یک بیانیه راهبردی بود: آذربایجان توسعه خود را به بازارهای غربی و فناوری غربی پیوند میداد.
خط لوله نفت باکو – تفلیس – جیهان که تحت رهبری او طراحی و در سال 2005 افتتاح شد، به اولین شریان اصلی تبدیل شد که هیدروکربن های دریای خزر را با دور زدن خاک روسیه به بازارهای جهانی رساند. دیدگاه او سپس به کریدور گاز جنوبی – سیستم چند میلیارد دلاری متشکل از خطوط لوله ترانس آناتولی (TANAP) و Trans-Adriatic (TAP) – که امروزه گاز آذربایجان را مستقیماً به اتحادیه اروپا منتقل می کند، نضج یافت. هیچ یک از گفتگوها با کاستا، ملونی، بابیش یا کالاس در سال 2026 بدون این زیرساخت امکان پذیر نخواهد بود.
اعداد نشان می دهد که این میراث چقدر استراتژیک شده است. در سال 2025، از حدود 25 میلیارد متر مکعب گاز صادر شده توسط آذربایجان، تقریباً 13 میلیارد آن به کشورهای عضو اتحادیه اروپا رسید – تقریبا 60 درصد بیشتر از سال 2021. TAP حدود 15 تا 16 درصد از تقاضای گاز ایتالیا را تامین می کند که ایتالیا را به بزرگترین واردکننده انرژی اتحادیه اروپا در اتحادیه اروپا تبدیل می کند و به ملونی ها اهمیت می دهد.
جمهوری چک از طریق بابیش اعلام کرد که قصد دارد سالانه تا 2 میلیارد متر مکعب گاز آذربایجان خریداری کند که تجارت دوجانبه آن از 800 میلیون دلار فراتر رفته است. یادداشت 2022 اتحادیه اروپا و آذربایجان در مورد مشارکت استراتژیک در انرژی، دوبرابر کردن صادرات به اتحادیه اروپا را پیش بینی کرده بود – هدفی که اکنون در برنامه بروکسل برای حذف تدریجی LNG روسیه تا پایان سال 2026 و گاز خط لوله تا سپتامبر 2027 محور است.
خطوط لوله ای که حیدر علی اف به راه انداخت، در واقع ابزاری برای امنیت انرژی اروپا هستند. ردپای او فراتر از هیدروکربن ها است. تحت ریاست جمهوری او بود که آذربایجان در ژانویه 2001 به شورای اروپا پیوست و موافقتنامه مشارکت و همکاری با اتحادیه اروپا – که هنوز پایه حقوقی روابط دوجانبه است – در سال 1999 لازم الاجرا شد. او همچنین مدتها قبل از اینکه در بروکسل مد شود، ایده آذربایجان را به عنوان پلی بین شرق و غرب بیان کرد.
امروز، کریدور میانه، مسیر حملونقل ماوراء خزر که اروپا را به آسیای مرکزی و فراتر از آن متصل میکند، در قلب گفتگوهای اقتصادی اتحادیه اروپا و آذربایجان قرار دارد و بروکسل متعهد به سرمایهگذاری دروازههای جهانی در حملونقل، نوسازی راهآهن در نخجوان و اجرای مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بینالمللی (TRIPP) است.
به همین ترتیب، رویکرد صبورانه و بلندمدت حیدر علی اف به مناقشه ارضی با ارمنستان، زمینه را برای پیشرفت های دیپلماتیک سال های اخیر فراهم کرد. ترکیبی از نوسازی نظامی، قدرت اقتصادی و دیپلماسی که او آغاز کرد، در سال 2020 با آزادسازی سرزمین های اشغالی به رهبری جانشین او، الهام علی اف، به اوج خود رسید.
در مارس 2025، باکو و ایروان بر سر متن معاهده صلح توافق کردند. در 8 آگوست 2025، در واشنگتن، دو رهبر توافقنامه صلح و روابط بین دولتی را پاراف کردند و اعلامیه مشترکی را امضا کردند که تمامیت ارضی یکدیگر را به رسمیت می شناسد و در مورد یک گذرگاه مهم حمل و نقل (کریدور زنگزور یا مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بین المللی) به توافق رسیدند. بازدیدکنندگان اروپایی از باکو در سال 2026 همگی از این “تحرک تاریخی” استقبال کرده اند – حرکتی که بدون شکیبایی راهبردی که زمانی حیدر علی اف در سیاست آذربایجان گنجانده بود غیرقابل تصور است.
دستاوردهای شاخص امروز – ریاست جنبش غیرمتعهدها (2019-2024)، میزبانی COP29 در نوامبر 2024، نشست آینده جامعه سیاسی اروپا در باکو در سال 2028، و مذاکره درباره یک توافق جامع جدید با اتحادیه اروپا – همگی بخشهای قابل مشاهده یک منحنی طولانی و طولانی هستند.
این منحنی در سال 1993 با رهبری آغاز می شود که هم محدودیت ها و هم فرصت های جغرافیای کشورش را درک می کند. حیدر علی اف زنده نماند تا ببیند رئیس شورای اروپا آذربایجان را “یک شریک کلیدی” توصیف کند که نقش آن “مهمتر از همیشه” است. با این حال، هر یک از این اظهارات، در واقع، بلوغ تصمیماتی است که او اتخاذ کرده است:قرارداد قرنخط لوله BTC، الحاق به شورای اروپا و دکترین تعادل در سیاست خارجی.
دستاوردهای مدرن آذربایجان و روابط پیشرفته آن با اروپا امروز بر پایه ای است که بیش از سه دهه پیش گذاشته شده است. در جریان پیوسته رهبران اروپایی که اکنون به باکو میآیند، میتوان به وضوح همان دست خطی را خواند که زمانی اسناد دهه 1990 را امضا میکرد – نویسنده خاموش داستان اروپایی آذربایجان.
