برای درک اینکه مذاکرات در مورد پایان دادن به جنگ بین ایالات متحده و ایران در حال حاضر کجاست، تنها چیزی که میتوانیم با اطمینان فرض کنیم این است که اظهارات دونالد ترامپ هیچ راهنمایی ارائه نمیدهد. رئیس جمهور ایالات متحده گفت که توافقی صورت گرفته است “بطور گسترده ای مذاکره شد” در 23 می
این پیشنهاد میتوانست در ازای لغو تحریمها و آزادسازی داراییهای ایران، تنگه هرمز را بازگشایی کند. اما نمی توانست فوراً امتیازاتی در مورد فعالیت های هسته ای و قابلیت های موشک بالستیک ایران بگیرد. ترامپ در واکنش به واکنش شاهین های جمهوری خواه متعاقباً سفت شد موضع آمریکا
هفته بعد، ترامپ دوباره ادعا کرد که چنین است “در آستانه” از تصویب توافق صلح و مقامات آمریکایی شروع به اطلاع رسانی کرد ایران امتیازات مهمی داده بود. مقامات ایرانی گزارش آنها را تکذیب کرد امتیازات عمده در مورد غنی سازی اورانیوم یا آینده برنامه هسته ای خود را پذیرفته بودند.
پس از اعتراض ایران به اسرائیل، مذاکرات در اول ژوئن متوقف شد حمله در لبنانو آمریکا و ایران حملات نظامی رد و بدل شد. ترامپ اعلام کرد که «نمیتواند اهمیتی بدهد» اگر مذاکرات به پایان برسد، اما تا عصر پایان یافت بار دیگر اصرار مذاکرات “با سرعتی سریع” ادامه داشت.
با توجه به رسانه های ایرانیشرایط فعلی این است که ایران در حال بررسی آخرین پیشنهاد آمریکا است اما ارتباطات دو کشور متوقف شده است. آمریکا و ایران نیز دارند حملات نظامی داد و ستد کرد در روزهای اخیر پس چرا دو طرف ظاهراً نمی توانند شکاف بین مواضع خود را کم کنند؟
یکی از موانع آشکار شرایط ناکارآمدی است که در آن مذاکرات در حال انجام است. برقراری ارتباط ساده از طریق واسطه ها باعث ایجاد تاخیر و عوارض می شود. این واقعیت که پس از آن پیامها باید توسط یک نظام سیاسی از هم گسیخته و مرتب شده در نظر گرفته شوند که از ترس افشای محل اختفای مقامات، تمایلی به استفاده از فناوری ارتباطات اولیه ندارند، لایه دیگری از پیچیدگی را اضافه میکند.
اما حتی رژیم یکپارچهتر ایران که در زمان صلح عمل میکند، همچنان باید با پیام ناهماهنگی، پیشبینیناپذیری و غیرحرفهایگرایی که در واشنگتن بهعنوان دولتمردی جلوه میکند، مبارزه کند. مقامات ایرانی باور نکن ترامپ دامنه توجهی برای مذاکره در مورد یک توافق پیچیده دارد و آنها معتقد نیستند که می توان برای احترام به هر توافقی که امضا می کند به او اعتماد کرد.
در ژوئن 2025 و سپس بار دیگر در فوریه 2026، دیپلماتهای ایرانی معتقد بودند که درگیر مذاکرات جدی هستند و از قبل روی جزئیات فنی یک توافق بالقوه کار میکردند، اما حملات نظامی آمریکا و اسرائیل بلافاصله پس از آن انجام میشد.
این پیامدهای مهمی برای طراحی هر معامله ای برای پایان دادن به خصومت های فعلی دارد. ایران از واشنگتن میخواهد که قبل از اقدام متقابل، امتیازاتی – در مورد رفع تحریمها، پایان دادن به محاصره دریایی ایالات متحده و رفع توقیف داراییهای ایران – بدهد. همچنین خواهان آن است که هرگونه توافقی برای دولت های آینده ایالات متحده الزام آور قانونی باشد. اولی از نظر سیاسی برای ترامپ بسیار دشوار است و دومی از نظر قانون اساسی غیرممکن است.

امیرحسین خورگویی / خبرگزاری ایسنا / سازمان حفاظت محیط زیست
ترامپ خود یک مورد بسیار غیرقابل قبولی مطرح کرده است که می تواند ایران را مجبور به پذیرش خواسته های حداکثری خود کند. اینها شامل محدودیت های شدید بر برنامه موشک های بالستیک ایران، پایان دادن به حمایت ایران از گروه های نیابتی مانند حزب الله و حماس و برچیدن فعالیت های هسته ای تهران است.
و با این حال به نظر می رسد که او ناامید از امضای قراردادی که می تواند با باراک اوباما مقایسه شود، اجتناب کند توافق هسته ای 2015 با ایران (معروف به برنامه جامع اقدام مشترک یا برجام). ترامپ در سال 2018 با خروج آمریکا از این توافق، بی پروا برجام را خراب کرد.
برجام شامل 159 صفحه تعهدات و پیوست های فنی بود. 20 ماه طول کشید تا ارتش کوچکی از دیپلمات ها و کارشناسان هسته ای مذاکره کنند. در حال حاضر، دیپلماسی آمریکا توسط داماد ترامپ، جرد کوشنر، و یک میلیاردر ثروتمند ملکی، استیو ویتکاف، رهبری می شود. و به نظر میرسد خود ترامپ در مورد اینکه چه چیزی به عنوان پادمانهای معقول برای جلوگیری از ساخت سلاح هستهای ایران قابل قبول است، مطمئن نیست.
در عین حال، تصور میشود که اورانیوم غنیشده ایران به شکل گاز بسیار خطرناک است که عمدتاً در زیر تأسیسات فروریخته بمبارانشده در جنگ 12 روزه 2025 مدفون است. بنابراین فرآیند اولیه بررسی میزان اورانیوم غنیشده ایران، فاصله زیادی دارد. چالش فنی بزرگتر نسبت به قبل از برجام. این به نوبه خود بر مذاکرات تأثیر می گذارد زیرا لغو تحریم ها بر اساس میزان اورانیوم غنی شده ایران خواهد بود.
دست قوی ایران
ایالات متحده نیز با اهرم بسیار کاهش یافته در حال مذاکره است. این کشور با استفاده از نیروی نظامی علیه ایران، کارت نهایی قهری خود را بازی کرده است. هر دو داخلی و افکار بین المللی تا حد زیادی نتیجه را یک شکست می دانند.
در مقابل، ایران معتقد است که از جنگ جان سالم به در برده است. اکنون توسط یک اداره می شود نسل رهبران بر اساس تجربیات این جنگ و با اعتماد دوباره به این که از قدرت سخت و استفاده استراتژیک از جغرافیای ایران می توان برای تغییر نظم منطقه استفاده کرد.
این امر ایران را جسارت کرده است مطالباتی را معرفی کند که فراتر از محدوده برجام بود، به ویژه اصرار آن بر اینکه هرگونه شهرک سازی گسترده تر به عملیات نظامی اسرائیل علیه متحدش حزب الله در لبنان می پردازد.
به نظر می رسد بسیار مشکوک است که بتوان به توافق جامعی رسید که خطوط قرمز اعلام شده ترامپ را رعایت کند. واقع بینانه تر، هرچند به هیچ وجه مطمئناً، ممکن است توافقی شکل بگیرد که ایران در ازای مشوق های مالی، تنگه هرمز را بازگشایی کند، و سایر مسائل به چاه دراز کشیده شده و به مرحله دوم نامشخص مذاکرات موکول شود.
درس این جنگ این است که کشورهای حاشیه خلیج فارس مطمئناً به توانایی واشنگتن برای دستیابی به یک نظم منطقه ای باثبات ایمان کمتری خواهند داشت. ناتوانی این کشور در مهار ایران، جلوگیری از تشدید تنش یا محافظت از متحدانش در برابر پیامدهای مداخله نظامی ناموفق خود، احتمالاً تلاشها برای ایجاد ترتیبات امنیتی جایگزین در منطقه را تسریع خواهد کرد.
