ایران اولین زن مجرم تظاهرات علیه رژیم اسلامی، بیتا همتی را به چوبههای دار میفرستد.
در همین حال، در زیر شکم نرم برلین، در آن میدان الکساندر که صحنه رژه های هیتلری، راهپیمایی های DDR و امروز سلفی های توریستی بود، یک پانتومیم باورنکردنی رخ داده است. نفرت ضد غربی و ضد اسرائیلی به صحنه سازی وحشتناکی تبدیل می شود.
این یک آیین عشیره ای وارداتی است، یک رسیتال قصابی که به عنوان نمایشی هنری مبدل شده و در قلب ملتی جشن گرفته می شود که بیش از هر چیز دیگری باید بداند که چوبه دار و گونی بر سر یعنی چه.
چهار احمق با لباس های ورزشی سفید و کفی های فلسطینی، مانند سالامی گره خورده، گونی هایی بر سرشان، از چوبه دار موقت آویزان شده اند. موسیقی عربی با صدای کامل، کودکان در حضار در حال تماشای دهان باز، متعصبان با پرچم های سبز-قرمز-سیاه که فریاد می زنند «همبستگی با فلسطین» در حالی که آویزان را تقلید می کنند. یکی زنی را مانند سگ به بند انداخته است.
و پلیس آلمان؟ پلیس مشاهده می کند، فیلم می گیرد، یادداشت می کند و سپس به خانه می رود. دلیل رسمی: “هیچ خشونت واقعی وجود نداشت.” یکی در میکروفون فریاد می زند: «فقط یک کشور وجود دارد، فلسطین 48».
این یک تظاهرات نیست. این یک آیین عشیره ای وارداتی است، یک رسیتال قصابی که به عنوان نمایشی هنری مبدل شده و در قلب ملتی جشن گرفته می شود که بیش از هر چیز دیگری باید بداند که چوبه دار و گونی بر سر یعنی چه.
در غزه، عزیز این تودههای پوچ و خشن، اعدامها به صورت محاکمههای علنی و خلاصه انجام میشود: محکومان در وسط خیابان کشته میشوند در حالی که مردم با تلفنهایشان تماشا میکنند و فیلم میگیرند. برلین، شهری که قرن بیستم و هیولاهای آن را به وجود آورد، امروز به صحنه تئاتر وحشت تبدیل شده است که در آن اعدامکنندگان به قربانیان و مقلدان آنها به قهرمانان خیابانی تبدیل میشوند.
بربریتی که نه از صحرا، بلکه از اتاق نشیمن راحت خودمان می آید. چون این دلقک های طناب دار از آسمان نیفتادند. آنها توسط چندین دهه چندفرهنگ گرایی خودکشی، توسط آن نسبیت گرایی فرهنگی که اروپا را به فاحشه خانه ای بدون قاعده تبدیل کرده است، دعوت شده اند، تحمل شده اند، مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند.
حماس که به تجاوز جنسی، زنده سوزاندن مردم، سر بریدن و فیلمبرداری از همه چیز برای لذت بردن از آن در جریان، اکنون در یک میدان اروپایی تقلید می شود، گویی کارناوال ونیز است. و ما با برتریهای «مترقی» خودمان، وانمود میکنیم که این «اعتراض مشروع» است.
اروپا از پیری نمی میرد، بلکه از بزدلی می میرد.
و دولت آلمان – همان دولتی که میلیاردها دلار برای یادآوری هولوکاست خرج کرده است – اکنون به نام ایدئولوژی ای که هولوکاست را انکار می کند، اجازه می دهد اعدام ها تقلید شود. چرا؟ چون می ترسد. ترس از اتهامات اسلام هراسی، ترس از رسانه های اجتماعی، ترس از دست دادن آرای کشورهای پیرامونی که دیگر آلمانی نیستند.
در کمتر از یک نسل، 20 درصد آلمان اسلامی خواهد بود. شاید تا آن تاریخ واقعاً شاهد حلق آویزهایی در میدان باشیم؟
اروپا از پیری نمی میرد، بلکه از بزدلی می میرد. میلیونها نفر را وارد کرده است که ارزشهایش را ندارند – آنها نه تنها آنها را به اشتراک نمیگذارند، بلکه آنها را تحقیر میکنند – و به جای درخواست یکپارچگی، آنها را تشویق کرده که خودشان باقی بمانند.
نتیجه؟ محله هایی که شریعت زنده تر از کانت است، جایی که زنان محجبه با انزجار به زنان اروپایی می نگرند که جرأت نشان دادن قوزک پای خود را دارند، جایی که پسران در رویای خلافت هستند در حالی که ما مزایای آنها را می پردازیم. و وقتی همین پسرها برای شبیهسازی حلق آویز به میدان میروند، چپ فرهیختهای که تا دیروز بر سر هر صلیب سر کلاس فریاد میکشید، ساکت میماند یا کف میزند. زیرا برای آنها غرب همیشه مقصر است، اسرائیل همیشه استعمارگر است و حماس فقط “مقاومت”.
اورول را یادت هست؟ “کسی که گذشته را کنترل می کند، آینده را نیز کنترل می کند.” خوب، این فعالان حال را بازنویسی می کنند: جلادان را به شهید و شهدا را به ظالم تبدیل می کنند. و اروپا با حافظه کوتاه مستی خود به آنها اجازه می دهد این کار را انجام دهند.
بربریت در قلب اروپا است، در درون ماست، در امتناع بزدلانه از نامیدن چیزها، در چندفرهنگی خودکشی است که مهمان نوازی را به تسلیم تبدیل می کند.
بنابراین، چوبه دار در الکساندرپلاتز علامت پایانی است. این گواه این است که اروپا غریزه بقا خود را از دست داده است. این که ترجیح میدهد «شامل» تا حد مرگ باشد تا «بیتحمل» – بله، تحملناپذیر – نسبت به کسانی که از آن متنفرند. و در حالی که روشنفکران ما درخواست “آتش بس” را امضا می کنند (همیشه فقط از یک طرف)، بربرها می خندند، فیلم می گیرند و پیروزی نمادین خود را در TikTok آپلود می کنند.
بربریت در قلب اروپا است، در درون ماست، در امتناع بزدلانه از نامیدن چیزها، در چندفرهنگ گرایی خودکشی است که میهمان نوازی را به تسلیم، مدارا را به مازوخیسم، احترام به تفاوت ها را به کناره گیری از عقل تبدیل می کند.
اما حلقه، پس از پایین آمدن، بین قربانیان تعیین شده و همدستان ساکت تمایز قائل نخواهد شد.
در ابتدا در 23 آوریل 2026 منتشر شد.
