خیابانهای ایران و بخشهای نظرات به طور فزایندهای همان حالت رسمی را نشان میدهند: اتحاد، سرپیچی و وفاداری. راهپیمایی های شبانه تصاویر را ارائه می دهند – پرچم ها، پرتره ها، جمعیت سازمان یافته. به صورت آنلاین، بسیاری از پستهای مرتبط با ایران، گروهی موازی از ستایش جمهوری اسلامی، تجلیل از موضع نظامی و حمله به منتقدان، اغلب در کنار ادای احترام به رهبر مقتول علی خامنهای و جانشین گمنام او، مجتبی خامنهای، ترسیم میکنند.
چیزی که صفحه نمایشگر را نشان نمیدهد، جمع افراد حذف شده قبل از شروع بحث است.
از آنجایی که قطعی اینترنت در ایران به سومین ماه خود نزدیکتر می شود، دیگر این سوال فقط این نیست که مردم چه می گویند آنلاین.
این کسی است که هنوز ارتباط، اجازه، حمایت یا انگیزه گفتن آن را دارد.
میدان عمومی با افراد گمشده
آخرین بحران با یک سوئیچ آغاز نشد. در طول قیام ژانویه، دسترسی به اینترنت در 8 ژانویه قطع شد و تا 28 ژانویه کاملاً محدود بود. پس از آغاز حملات ایالات متحده و اسرائیل در 28 فوریه، مقامات تعطیلی جدیدی را اعمال کردند که اکنون به سومین ماه خود رسیده است.
یک بخش نظرات معمولی، هر چند ناقص باشد، امکان برخورد بین صداهای رقیب را فراهم می کند. خاموشی نمونه را تغییر می دهد.
بسیاری از کاربران عادی به سمت سرویس های داخلی محدود تحت فشار قرار می گیرند. دیگران راهحلهای گران قیمت را تعیین میکنند. برخی از مشاغل نمی توانند به مشتریان دسترسی پیدا کنند. دانش آموزان دسترسی به مطالب را از دست می دهند. خانوادههای خارج از کشور برای حفظ ارتباط روزانه تلاش میکنند. در عین حال، کاربران دولتی، مؤسسات تأیید شده و حسابهای دارای امتیاز در پلتفرمهای جهانی قابل مشاهده هستند.
عدم تقارن پنهان نشده است. در ماه مارس، دولت ایران اعلام کرد که دسترسی ویژه ای به اینترنت برای کاربران منتخبی فراهم می کند که بتوانند پیام های خود را به صورت آنلاین تبلیغ کنند. یک سخنگوی دولت از اصطلاح “سیم کارت های سفید” استفاده نکرد، اما گفت که اتصال به “کسانی که بهتر می توانند پیام را ارائه دهند” ارائه می شود.
این نمونه کنترل شده است: کشوری نیست که آزادانه صحبت می کند، اما جمعیت محدودتری هنوز می تواند به بیرون صحبت کند.
روایی شویی
آشکارترین پیشرفت فقط این نیست که چه کسی دسترسی دارد. این همان کاری است که از برخی افراد برای بازیابی آن خواسته می شود.
برخی از ایرانیانی که سیم کارت یا دسترسی آنها به اینترنت به دلیل فعالیت های آنلاین ادعایی علیه جمهوری اسلامی مسدود شده بود، گفتند که به آنها گفته شده است که تعهدات دست نویس ارائه کنند، ضامن دهند و محتوای طرفدار دولت را برای بازگرداندن دسترسی منتشر کنند.
در این اعلامیهها آدرس خانه و محل کار، اطلاعات حساب بانکی، تصاویر کارتهای بانکی و پیوندهایی به حسابهای رسانههای اجتماعی درخواست شده است. آنها همچنین به گیرندگان دستور دادند که محتوایی را منتشر نکنند که برای “امنیت روانی، اجتماعی یا سیاسی” کشور مضر است.
به برخی گفته شد که حداقل 20 پست در حمایت از جمهوری اسلامی منتشر کنند و اسکرین شات را به عنوان مدرک ارسال کنند.
قرار نبود پست ها به یکباره آپلود شوند. آنها باید از هم فاصله می گرفتند تا فعالیت طبیعی به نظر برسد.
به برخی دیگر دستور داده شد که در تجمعات شبانه دولتی شرکت کنند، از خود در حالی که پرچم ها یا تصاویر رهبر انقلاب را حمل می کنند عکس بگیرند، و مدارک شناسایی را از ضامنانی که مسئولیت هرگونه «فعالیت مجرمانه» آینده را می پذیرند، ارائه دهند.
جزئیات مربوط به زمان بندی کوچک است، اما کل طراحی را به همراه دارد. هدف فقط وفاداری نیست. این وفاداری ساخته شده است تا ارگانیک به نظر برسد.
اینجا جایی است که خیابان و صفحه به هم می رسند. راهپیمایی های سازماندهی شده تصاویری از وحدت عمومی ایجاد می کنند. دسترسی انتخابی به اینترنت و ارسال اجباری میتواند همان طراحی رقص را در بخش نظرات، زنجیرههای پاسخ و پلتفرمهای اجتماعی حمل کند.
دولت نیازی به جعلی بودن هر پست حمایتی ندارد. به سیستمی نیاز دارد که در آن صداهای حمایت کننده راحت تر دیده شوند، صداهای مخالف سخت تر شنیده شوند، و برخی از کاربران ترسیده یاد بگیرند که بازگشت به اینترنت ممکن است نیازمند اجرای عمومی وفاداری باشد.
نردبان دسترسی
اینترنت ایران دیگر به سادگی در دسترس یا در دسترس نیست. مرتب شده است.
در بالا سیم کارتهای به اصطلاح سفید قرار دارند که به طور گسترده به عنوان خطوط ممتاز شناخته میشوند که دسترسی تا حد زیادی نامحدود را برای خودیهای مورد اعتماد و کاربران همسو با دولت فراهم میکنند. در زیر آنها خدمات پولی و محدودی مانند «اینترنت پرو» وجود دارد که توسط مقامات به عنوان یک ضرورت تجاری ارائه شده است، اما بسیاری از ایرانیان آن را به عنوان یک سیستم طبقاتی نابرابری دیجیتال توصیف می کنند.
گزارش در مورد مطالبی که در میان کاربران در گردش است، ساختار چهار سطحی را توصیف می کند: سیم کارت های سفید، اینترنت حرفه ای پولی، دسترسی پرهزینه VPN و برای اکثریت، یک شبکه داخلی محدود.
فیلتر اقتصادی شدید است. متوسط درآمد ماهانه در ایران حدود 100 تا 200 دلار است، در حالی که حداقل دستمزد معمولاً زیر 100 دلار است. حتی بستههای رسمی Web Professional و مسیرهای VPN میتوانند غیرقابلقبول باشند، و دسترسی به بازار سیاه گزارش شده است که قیمتها را به مراتب بالاتر برده است.
دسترسی همچنین دارای افشای سیاسی است. برای کسانی که توانایی پرداخت هزینه اتصال را دارند، خطر نه تنها هزینه بلکه قابلیت ردیابی است. ممکن است کاربر بتواند پست بگذارد، اما با علم به این که همان سیستم می تواند سیم کارت را مسدود کند، ضامن را احضار کند، وثیقه بخواهد یا نظر آنلاین را به پرونده حقوقی تبدیل کند.
ماشین قدیمی تر
عملیات نفوذ آنلاین مرتبط با دولت ایران از مدت ها قبل از خاموشی کنونی گذشته است. مایکروسافت گزارش داده است که فعالیت نفوذ سایبری ایران یکی از ویژگیهای ثابت حداقل سه دوره اخیر انتخابات آمریکا بوده است.
در ژانویه، بنیاد دفاع از دموکراسیها، آنچه را که به عنوان عملیات نفوذ احتمالی مرتبط با رژیم بر X در جریان اعتراضات توصیف میکرد، شناسایی کرد و از حسابهای هماهنگ شده برای مشروعیتزدایی از مخالفان، ارعاب معترضان و تقویت روایتهای رسمی استفاده کرد.
در این گزارش آمده است که این شبکه حداقل 289 حساب کاربری را شامل می شود که محتوای فارسی زبان یکسانی را منتشر می کنند که رفتار آنها ترکیبی از اتوماسیون و عملیات انسانی را نشان می دهد.
اما فاز فعلی لایه صمیمی تری اضافه می کند. عملیات نفوذ خارجی از راه دور به عنوان یک عموم ظاهر می شود. اجبار داخلی می تواند خود مردم را تحت فشار قرار دهد.
خلاصهنویسی قدیمی «رباتها» طیف بازیگرانی را که اکنون تصویر آنلاین قابل مشاهده را شکل میدهند، از دست میدهد: حسابهای خودکار، اپراتورهای سایبری سازمانیافته، وفاداران با دسترسی ممتاز، شبکههای رسانهای مرتبط با دولت، صداهای پولی، و کاربرانی که برای بازیابی ابزارهای معمولی زندگی روزمره تحت فشار قرار میگیرند تا تأییدیه انجام دهند.
سکوت اطراف سر و صدا
طرف گمشده بحث آنلاین ایران انتزاعی نیست.
این فروشنده آنلاین بدون مشتری، دانش آموز بدون مواد کلاس، برنامه نویس بدون قرارداد، خانواده قادر به برقراری تماس معمولی با خارج از کشور نیست، و فرد دارای معلولیت از خدمات یا اجتماعات قطع شده است که زندگی روزمره را قابل مدیریت تر می کند.
در این زمینه، سیل نظرات طرفداران دولت یک روحیه ملی را ثابت نمی کند. آنها نشان میدهند که برخی از مردم هنوز دسترسی دارند، برخی از آنها محافظت دارند، برخی دستورالعملها دارند، و بسیاری دیگر از ترس قیمتگذاری شده، قطع شده یا محتاط شدهاند.
حامیان واقعی جمهوری اسلامی هستند. اما سیستمی که میلیونها نفر را محدود میکند، دسترسی گزینشی را اعطا میکند، کاربران را زیر نظر میگیرد، سیمکارتها را مسدود میکند و به برخی افراد میگوید که پستهای وفاداری را خالی کنند، نمیتواند خوانش پاکی از افکار عمومی ایجاد کند.
هنگامی که یک دولت مردم را قطع می کند و میکروفون را به وفاداران می سپارد، بخش نظرات دیگر میدان عمومی نیست.
بخشی از صحنه می شود.
داستان واقعی فقط در غرش زیر پست نیست. در شرایطی است که باعث شد بسیاری دیگر نتوانند پاسخ دهند – و به شهروندان گفته شد که برای بازگشت به اینترنت، ابتدا باید برقی را که آنها را قطع کرده تمجید کنند.



