افسر سابق بریتانیایی در مقالهای که در تلگراف منتشر شد، استدلال میکند که منطقه کردستان یک نیروی کلیدی ثباتدهنده است و خواستار تجدید تعامل نظامی و دیپلماتیک بریتانیا بر اساس نقش امنیتی، پتانسیل انرژی و روابط تاریخی آن است.
اربیل (کردستان24) – یکی از افسران سابق ارتش بریتانیا در مقالهای که توسط روزنامه تلگراف منتشر شده است، استدلال کرده است که منطقه کردستان یک پایه اساسی برای ثبات در خاورمیانه است و نیازمند مشارکت مجدد بریتانیا است.
هامیش دی برتون گوردون در مقاله خود برای روزنامه بریتانیایی اظهار داشت که منطقه کردستان به عنوان یک لنگر استراتژیک و امن در یک محیط ژئوپلیتیک ناپایدار عمل می کند.
نویسنده، که به مدت 23 سال به عنوان افسر ارتش بریتانیا خدمت کرد و فرماندهی هنگ مشترک شیمیایی، بیولوژیکی، رادیولوژیکی و هستهای بریتانیا را برعهده داشت، از تجربیات مستقیم خود در کار در کنار نیروهای کرد استفاده کرد تا به حمایت دیپلماتیک و نظامی از لندن کمک کند.
دی برتون گوردون در ستون تلگراف خود استدلال کرد که ثبات منطقه کردستان یک تصادف نیست، بلکه نتیجه یک حکومت موثر و نیروهای امنیتی قوی است.
او منطقه را به عنوان یک «جزیره ثبات» نادر توصیف کرد که مزایای استراتژیک و انرژی منحصربهفردی را به غرب ارائه میکند، بهویژه برخلاف پیچیدگیهای گستردهتر عراق و خاورمیانه.
بر اساس این مقاله، روابط تاریخی بین بریتانیا و اقلیم کردستان، پایه ای قوی برای تصمیم گیری های سیاستی آینده است.
دی برتون-گوردون مدعی شد که بریتانیا با تقویت مشارکت خود با دولت منطقه ای کردستان (KRG) و حمایت از پیشمرگه، می تواند به طور موثر با نفوذهای منطقه ای بی ثبات کننده مقابله کرده و مسیرهای انرژی جایگزین را تضمین کند.
نقش پیشمرگه در کمپین ضد داعش
موضوع اصلی این مقاله، توانایی نظامی و سهم تاریخی پیشمرگه است.
دی برتون گوردون اظهار داشت که بین سالهای 2015 تا 2017 در جریان درگیریها علیه دولت اسلامی (داعش) در کنار نیروهای مسلح کرد ایستاده است. او بر اساس این تجربه، پیشمرگ ها را «از مصمم ترین و تواناترین رزمندگانی» توصیف کرد که در طول دوران نظامی خود با آن ها مواجه شده است.
به گفته نویسنده، پیشمرگه به عنوان “ستون ستون فقرات کارزار روی زمین” عمل کرد.
دو برتون گوردون ضمن اذعان به نقش نیروی هوایی بینالمللی و هماهنگی، نوشت که این نیروهای کرد بودند که در کنار عناصر ارتش عراق عمل میکردند که در نهایت خلافت خودخوانده را شکست دادند.
ستون تلگراف خاطرنشان کرد که این پیروزی در چارچوب پیچیده منطقه ای رخ داد.
دی برتون گوردون اشاره کرد که ایران و شبه نظامیان وابسته به آن نیز در این دوره علیه نیروهای ائتلاف در جنوب عراق عملیات کردند. بر اساس تحلیل او، همین شبه نظامیان همچنان به اعمال آنچه که او به عنوان “نفوذ بد” بر ضد منافع غرب و کردها توصیف می کند، ادامه می دهند.
مشارکت تاریخی بریتانیا
در این مقاله به طور گسترده به روابط تاریخی بین بریتانیا و مردم کرد اشاره شده است.
دی برتون-گوردون استدلال کرد که ثبات کنونی منطقه کردستان ریشه در اقدامات قاطع دولت های قبلی بریتانیا دارد.
به طور خاص، نویسنده سیاست های اجرا شده توسط نخست وزیر جان میجر پس از جنگ خلیج فارس در سال 1991 را برجسته کرد.
بر اساس این مقاله، ایجاد پناهگاه های امن و اعمال منطقه پرواز ممنوع بر فراز مناطق کردنشین، مداخلات راهبردی بود که از نابودی احتمالی جمعیت کرد توسط صدام حسین جلوگیری کرد.
دی برتون-گوردون اظهار داشت که تضاد فاحش بین وضعیت فعلی شمال عراق و بقیه کشور را می توان مستقیماً در تصمیمات سال 1991 جستجو کرد.
نویسنده همچنین خاطرنشان کرد که این ارتباط تاریخی اخیراً در جریان راه اندازی انجمن کردستان در انگلستان مجدداً تأیید شد.
طبق گزارش خود از یک شام در کلاب مسافران لندن، وزیر امور خارجه اقلیم کردستان، صفین دیزایی آشکارا به نقش تاریخی بریتانیا اعتراف کرد.
علاوه بر این، دو برتون گوردون گزارش داد که ستایش از تونی بلر، نخست وزیر سابق نیز انجام شده است.
این مقاله استدلال کرد که از دیدگاه کردها، حمله سال 2003 به عراق، صدام حسین را حذف کرد و شرایط لازم برای شکوفایی اقتصادی و سیاسی منطقه کردستان را قبل از ظهور داعش فراهم کرد.
برای تأکید بر عمق روابط امنیتی، دو برتون-گوردون معیار خاصی را برجسته کرد: از سال 1991، با وجود حضور مکرر بریتانیا، حتی یک سرباز بریتانیایی در منطقه کردستان کشته یا مجروح نشده است.
او استدلال کرد که این واقعیت گویای موضع دوستانه منطقه در قبال شرکای بین المللی است.
ملاحظات استراتژیک و انرژی
علاوه بر تاریخ نظامی، مقاله نویس استدلال کرد که منطقه کردستان دارای ارزش جغرافیایی و دیپلماتیک قابل توجهی است.
به گفته دو برتون-گوردون، حکومت اقلیم کردستان موقعیت منحصر به فردی دارد تا نقش سازنده ای در شکل دادن به آینده خاورمیانه ایفا کند. وی خاطرنشان کرد که بسیاری از شخصیتهای ارشد کرد در بریتانیا تحصیل کردهاند و این امر باعث ایجاد همسویی از ارزشها و دیدگاه استراتژیک شده است.
ستون تلگراف همچنین پیشنهاد کرد که منطقه کردستان دارای ظرفیت منحصر به فردی برای تأثیرگذاری بر پویایی منطقه است.
نویسنده استدلال کرد که نزدیکی به ایران، همراه با پیوندهای عمیق فرهنگی با کردهای ایران، اهرم دیپلماتیک بالقوه ای را برای حکومت اقلیم کردستان فراهم می کند.
امنیت انرژی یکی دیگر از مؤلفه های مهم بحث برتون-گوردون را تشکیل داد.
او نوشت که خط لوله نفت اقلیم کردستان به ترکیه یک دارایی استراتژیک حیاتی است.
بر اساس این مقاله، این کریدور انرژی شمالی یک مسیر جایگزین عملی و از نظر سیاسی مهم ارائه می دهد، به ویژه اگر ترانزیت از طریق تنگه هرمز به خطر بیفتد. دی برتون-گوردون خط لوله را نمونه بارز آینده نگری و نبوغ کردها تحت فشار توصیف کرد.
برای تجدید نامزدی تماس بگیرید
نتیجهگیری مقاله پیشنهادی مستقیم برای دولت بریتانیا ارائه میکند.
با توجه به عوامل استراتژیک ذکر شده در مقاله، دی برتون-گوردون استدلال کرد که یک “مورد قانع کننده” برای تجدید تعامل بریتانیا با منطقه کردستان وجود دارد.
از آنجایی که بریتانیا به نقش خود در تأمین امنیت مسیرهای دریایی جهانی مانند تنگه هرمز توجه می کند، نویسنده پیشنهاد کرد که لندن باید دیدگاه استراتژیک گسترده تری اتخاذ کند.
او نوشت که حمایت از پیشمرگه، نه صرفاً به عنوان یک نیروی جنگنده، بلکه به عنوان یک شریک منطقهای ثباتبخش، میتواند در مقابله با نفوذ ایران و شبکه شبهنظامی آن مؤثر باشد.
به گفته دو برتون-گوردون، اگرچه چنین رویکرد سیاست خارجی ممکن است بلندپروازانه به نظر برسد، اما مستلزم نوع رهبری است که بریتانیا قبلاً در روابط خود با کردستان نشان داده است.
این مقاله با تاکید بر اینکه مداخله قاطع با حمایت ائتلافهای قوی، بهطور تاریخی نتایج منطقهای را برای بهتر شدن شکل داده است، به پایان رسید و ثبات کنونی منطقه کردستان را دلیلی بر این مفهوم ذکر کرد.
