را کاهش می یابد روزنامه نگاری سیاسی در جهان عرب نقطه عطف مهمی در نحوه شکل گیری گفتمان عمومی است. روزنامههای سنتی و روزنامهنگاری طولانی که زمانی ستون فقرات تحلیل و پاسخگویی آگاهانه بودند، در دو دهه گذشته دچار فرسایش مداوم شدهاند. این بحران با رویدادهایی مانند همهگیری کووید-19، انفجار بیروت و فروپاشی اقتصادی مراکز کلیدی رسانهای تشدید شد. در غیاب آنها، پلتفرم های رسانه های اجتماعی و نمایش های طنز سیاسی چنین شده اند پدید آمد به عنوان منابع جایگزین اخبار و تفسیر. در حالی که این رسانهها اشکال جدیدی از تعامل را ارائه میدهند، فاقد عمق و دقتی هستند که روزنامهنگاری سنتی زمانی ارائه میکرد و شکاف مهمی در حوزه عمومی منطقه ایجاد میکند.
مرگ روزنامه های بزرگ عربی مانند الحیات و السفیر، فقط داستان افول اقتصادی یا تغییر عادت مخاطبان نیست. این نشان دهنده یک بحران ساختاری عمیق تر در نحوه تعامل جوامع عرب با ایده های سیاسی است. روزنامهها زمانی فضایی را فراهم کردند که در آن روزنامهنگاران کارکشته، با سالها تخصص، مسائل پیچیده را تحلیل میکردند و زمینههای تاریخی را ارائه میکردند. در یک مقطع، روزنامه نگارانی مانند غسان تونی، محمد حسنین هیکل، و سمیر قصیر به عنوان نیروگاه های فکری مورد تجلیل قرار گرفتند، نام آنها به اندازه داستان هایی که می گفتند تأثیرگذار بود. این شخصیتها صداهای مورد اعتمادی بودند که درک عمومی را شکل دادند و اغلب به عنوان نمادهای فرهنگی از آنها یاد میشد. امروز، مرگ سنت داشتن یک روزنامه نگار مورد علاقه، منعکس کننده فرسایش موقعیت روزنامه نگاری در زندگی عادی اعراب است.
بسته شدن روزنامههای تأثیرگذار در جهان عرب با کاهش گستردهتر رسانههای چاپی در سطح جهان همزمان شد. بی ثباتی اقتصادی، کاهش درآمدهای تبلیغاتی، و فشارهای سیاسی، رسانه های سنتی را ناپایدار کرده است.
انفجار 2020 بیروت صنعت رسانه لبنان را نابود کرد، در حالی که بیماری همه گیر چالش های مالی را برای رسانه های در حال حاضر تشدید کرد. آنچه باقی می ماند یک چشم انداز رسانه ای توخالی است که در آن خبرنگاران کارکشته با سال ها تخصص جایگزین می شوند تکه تکه شده روایت ها در پلتفرم های دیجیتال
این ضرر در زمان حساسی برای منطقه رخ می دهد. از آنجایی که کشورهایی مانند لبنان، سودان و عراق با آشفتگی های سیاسی و اقتصادی دست و پنجه نرم می کنند، فقدان روزنامه نگاری قوی، حوزه عمومی را در برابر اطلاعات نادرست، تبلیغات و هیجان گرایی آسیب پذیر می کند. روزنامهها زمانی تحلیلهای مفصلی ارائه میکردند که رویدادهای جاری را به پویاییهای تاریخی و منطقهای مرتبط میکرد. ناپدید شدن آنها سؤالات کلیدی را بی پاسخ گذاشته است: چه؟ دقیقا اتفاق می افتد؟ شرایط ساختاری که رویدادهای کنونی منطقه را ممکن می کند چیست؟ چگونه بحرانهای محلی با مبارزات ژئوپلیتیکی گستردهتر پیوند میخورند؟ بدون این بینش ها، گفتمان عمومی به جای انعکاس، خطر واکنشی شدن را دارد.
در میان این کاهش، پلتفرم های رسانه های اجتماعی مانند متا، ایکس و تیک تاک به عنوان منابع اصلی اخبار برای بیشتر کشورهای عربی ظاهر شده اند. این روند ریشه در بهار عربی دارد، زمانی که پلتفرم هایی مانند توییتر بودند ابزاری در مستندسازی اعتراضات، دور زدن روایت های نهادی و هماهنگی جنبش های مردمی. رسانههای اجتماعی به عنوان قابلاعتمادتر از رسانههای سنتی شهرت پیدا کردند، بهویژه زمانی که درگیریها (با این وجود زنده) در رسانههای سنتی با اتهام تعصب شروع شد.
بخوانید: گروه حقوق بشر اسرائیل خواستار تحقیق درباره تجاوز به روزنامه نگار آلمانی در زندان مرکزی اسرائیل شد
امروز این میراث پابرجاست.
اکنون بخش قابل توجهی از اعراب مصرف کنند اخبار تقریباً منحصراً از طریق سایتهای شبکههای اجتماعی، که مسلماً بیدرنگ، در دسترس بودن و دیدگاههای گوناگون را ارائه میدهند.
با این حال، ماهیت پراکنده این پلتفرمها مانع از تحلیل عمیق و پایداری میشود که روزنامهنگاری سنتی زمانی ارائه میکرد. الگوریتمها هیجانگرایی و ویروسی بودن را در اولویت قرار میدهند، قطبیسازی و اطلاعات نادرست را تقویت میکنند در حالی که حاشیه نشینی تحقیقات متفکرانه
علاوه بر سایت های شبکه های اجتماعی، نمایش های طنز سیاسی نیز به منابع کلیدی اطلاعات و شبه تحلیل برای بسیاری از اعراب تبدیل شده است. برنامه هایی مانند جو شو و نمایش بشیر طنز را با تفسیر ترکیب کنید و خلاصه ای قابل هضم از موضوعات پیچیده را به مخاطبان ارائه دهید. در حالی که این برنامه ها در میان سرخوردگی سیاسی احساس آرامش و ارتباط را ارائه می دهند، هدف اصلی آنها سرگرمی است تا تحلیل اساسی. این روندها با هم، منعکس کننده تغییر گستردهتری در نحوه تعامل مخاطبان عرب با واقعیتهای سیاسی خود هستند و به دنبال کوتاهی و طنز بیش از درک و دقت هستند.
طبیعتا یکی از مهم ترین تلفات این انتقال عمق است.
روزنامه نگاری صرفاً در مورد گزارش دادن حقایق نیست. این در مورد زمینه سازی آنها، اتصال و قطع ارتباط آنها با پویایی های تاریخی، فرهنگی و سیاسی گسترده تر است.
برای مثال، رسانههای سنتی عرب زمانی پوشش دقیقی از هر زاویه از مبارزات فلسطینی ارائه میکردند و سایههای متعدد آن را در بافتهای تاریخی، منطقهای و متضاد قرار میدادند. در مقابل، بسیاری از گفتمانهای امروزی در رسانههای اجتماعی، تمام آنچه را که میتوان درباره آرمان فلسطین میتوان گفت به هشتگها، شعارها، روندها و ویدئوهای ویروسی تقلیل میدهد، که در عین قدرتمند بودن، فاقد دقت تحلیلی برای حفظ تعامل طولانیمدت هستند.
این موضوع به ویژه در واکنش جهان عرب به بحران های اخیر مشهود است. تحولات فلسطینی در سال 2021 در شیخ جراح و تظاهرات مداوم در سودان همبستگی گسترده آنلاین را ایجاد کرده است، با این حال از دست دادن اشتها برای روزنامه نگاری حرفه ای در جهان عرب باعث شده است که رویدادهای کلیدی مورد تجزیه و تحلیل قرار نگیرند. بدون رابطه دیالکتیکی با روزنامهنگاران کارکشته برای بررسی علل ساختاری این درگیریها یا پیامدهای گستردهتر آن، گفتمان عمومی در معرض خطر واکنشی، اجرایی و سطحی قرار میگیرد. قادر به بازسازی عقلانیت های پشت کنشگری سیاسی خود نیست.
بخوانید: بر اساس یافتههای تحلیلی جدید، رسانههای اصلی آمریکا در فروش نسلکشی غزه همدست هستند
پس سوال این است که آیا رسانه های دیجیتال می توانند به طور واقع بینانه خلاء ناشی از افول روزنامه نگاری سنتی را پر کنند؟ در حالی که پلتفرم هایی مانند یوتیوب و سایر غول های فناوری پتانسیل ارائه یک پوشش مهم و بدون فیلتر را دارند، با چالش های مهمی روبرو هستند. بسیاری به مدلهای تأمین مالی نامطمئن مانند تبلیغات متکی هستند، که اغلب بازتولید انگیزههای اقتصادی برای بیان دیدگاههای سیاسی نامطلوب است. علاوه بر این، ماهیت سریع رسانههای دیجیتال، تحقیقات متفکرانه را به سرعت تحت تأثیر قرار میدهد، و رساندن پیمایشگر معمولی را به همان سطحی از درک که روزنامهنگاری زمانی خوانندگان را به آن هدایت میکرد، دشوار میسازد.
علاوه بر این، تغییر به سایت های شبکه های اجتماعی آسیب پذیری های جدیدی را معرفی کرده است. کمپین های اطلاعات نادرست و تبلیغات تولید شده توسط ربات ها به طور فزاینده ای بر حوزه دیجیتال تسلط دارند. این پویاییها پتانسیل رسانههای اجتماعی برای تقویت گفتمان سیاسی معنادار را تضعیف میکند و این پرسشها را در مورد اینکه آیا به اصطلاح حوزه عمومی عرب می تواند بدون سختگیری نهادی روزنامه نگاری سنتی به حیات خود ادامه دهد.
جالب اینجاست که به نظر می رسد بزرگترین برندگان ناشی از افول روزنامه نگاری سیاسی اتاق های فکر و موسسات تحقیقاتی مستقل باشند. در جریان درگیری غزه، دیده شدن اندیشکده هایی مانند پایگاه DC رایج بود موسسه خاورمیانه و مستقر در لندن/ منامه موسسه بین المللی HYPERLINK “https://www.iiss.org/”مطالعات استراتژیک شکل دهندگان قاطعانه تر گفتمان جهانی شوند. امروزه هر دو امری ضروری شده اند. گرامر ژئوپلیتیک خود را به جنگ فعلی خلیج فارس وام می دهند. برخلاف پلتفرمهای رسانههای اجتماعی و برنامههای طنز، اتاقهای فکر در واقع موقعیت خوبی برای ارائه آن نوع تحلیلهای ظریف و دقیق از لحاظ مفهومی دارند که گفتمان عمومی به شدت به آن نیاز دارد. اتاقهای فکر با تولید گزارشهای در دسترس، استفاده از پلتفرمها و تعامل با مخاطبان جوانتر، میتوانند شکاف بین تخصص علمی و درک عمومی را پر کنند.
افول روزنامه نگاری سیاسی در جهان عرب فقط یک بحران رسانه ای نیست. این یک بحران شهروندی آگاهانه است. از آنجایی که پلتفرمهای دیجیتال، برنامههای طنز و اتاقهای فکر فضای عمومی را تغییر میدهند، چالش صرفاً سازگاری نیست، بلکه تصور مجدد روزنامهنگاری برای عصر دیجیتال است. بدون تجزیه و تحلیل معتبر و عمیق، جهان عرب نه تنها روزنامه های خود، بلکه آگاهی سیاسی خود را از دست می دهد.
نظر: مقدمه ای در سطح مستند بر انقلاب 1979 ایران
نظرات بیان شده در این مقاله متعلق به نویسنده است و لزوماً منعکس کننده خط مشی تحریریه میدل ایست مانیتور نیست.
