تیاو عنوان آهنگ چهارمین آلبوم آزنیو کورکجیان به عنوان بادیه نشین، پوست تابستانی نئون، یک روز عالی از دوران کودکی را بازسازی می کند. او که از لس آنجلس تماس می گیرد، می گوید: “من را به استخر می برند، جایی که تنها نگرانی من این است که هنگام غروب خورشید کشیده شوم.” بعداً، مامان و بابا مرا در وان میشویند و میخوابانند.» این آهنگ که در سبک پاپ رویایی دهه 70 میلادی غرق شده است، صرفاً تمرینی برای نوستالژی نیست. او می گوید: «می خواستم تصویری از احساس امنیت ترسیم کنم. “بسیاری از سوابق مربوط به نداشتن تجملات است که امنیت خود را در نظر نگیرید. وقتی صحبت از کودکان فلسطینی و لبنانی می شود که این حق را ندارند، به این موضوع بسیار فکر می کنم.”
درگیریهایی که خاورمیانه را ویران کرده است، زمینهای برای پوست تابستانی نئون است، اما مضامین آلبوم از جابهجایی، هویت و ناامنی – که در صدای فریبندهای ملایم موسیقی پاپ به سبک MOR دهه 1970 پیچیده شده است – نیز شخصی هستند. خانواده کورکجیان ارمنی هستند، اما او و والدینش در سوریه و برادرانش در سوریه به دنیا آمدند عربستان سعودیتا سال 1995، جایی که کورکجیان زندگی میکردند، «در محوطهای در ایالات متحده که مانند یک جامعه دردار بود». کورکجیان می گوید: «و خدا را شکر، زیرا در نهایت باید به سوریه برمی گشتیم. من نمی دانم در آن زمان چه اتفاقی برای ما می افتاد.
با این حال، کورکجیان 10 ساله نتوانست از فرار از جنگ داخلی سوریه متعاقب آن قدردانی کند. او به یاد می آورد: «چند سال از این حرکت عصبانی بودم. اولین هالووین او در ماساچوست بر شوک فرهنگی تأکید کرد، “این احساس که من فقط می توانم به جای پارامترهای محدود جامعه دردارمان، برای همیشه به راه رفتن ادامه دهم”.
در نهایت، ایالات متحده به خانه تبدیل شد. او در 18 سالگی به دانشگاه در لس آنجلس رفت و در آنجا به تحصیل در رشته ویرایش صدا پرداخت. در مسیر، او یک گیتار پیادهفروشی را به دست گرفت، به خود آموزش انگشتگیری، نوشتن آهنگهایی برای فیلمهایی که توسط دانشآموزان و اساتیدش ساخته شده بود، و آرزوی تبدیل شدن به یک خواننده و ترانهسرا را داشت. او میگوید، اما برای سالها، ترانهسرایی «فقط یک شکل شهودی بیان خود، مانند روزنامهنگاری بود». شاید به همین دلیل بود که وقتی او یک دهه پیش شروع به انتشار آلبوم کرد، سوابق اولیهاش احساسی صمیمی و توطئهآمیز میکرد، مثل اینکه اعتماد یک گل دیواری زیرک را جلب کرده بودید که اکنون از مشاهدات اسیدی که در سکوت انباشته کرده بود، رها میشود.
پوست تابستانی نئون متفاوت است که از دومین خروج والدینش از عربستان سعودی الهام گرفته شده است. آنها پس از خروج فرزندانشان از خانه بازگشته بودند، اما کورکجیان می گوید: «اگر عرب نباشید، نمی توانید تابعیت عربستان سعودی را دریافت کنید، بنابراین با وجود اینکه او چندین دهه در آنجا کار کرده بود، وقتی بازنشسته شد، آنها به ارمنستان نقل مکان کردند. سوریه به دلیل جنگ دیگر امن نبود.»
او نوشتن این آهنگها را پس از آخرین سفرش به عربستان سعودی در سال 2019 آغاز کرد. “من اغلب هنگام تور به والدینم میرفتم، هر بار به دوران کودکیام برمیگشتم و از هر دقیقه آن لذت میبردم. حالا این حس را داشتم که دیگر برنخواهم گشت.” مکث می کند. ویرانی، مرگ و کشتار در منطقه… خانواده ما بهترین سناریو را تجربه میکنند. همه ما سالم هستیم، غذا روی میز است. اما از هم جدا شدهایم، و دیدار سخت و گاهی غیرممکن است. دلم برای مرگ مادربزرگم، عمهام، که در طول جنگ در سوریه بودند، تنگ شده بود. از آدمها و مکانهایی جدا شدهای که برای تو اهمیت زیادی دارند.»
او پس از بازگشت به لس آنجلس، بر روی پیانو به جای گیتار، کتاب متروک On My Personal را نوشت. او میگوید: «من به این اصطلاح مهمی که تازه یاد گرفته بودم، یعنی «میانه راه» متمایل شدم. “کارول کینگ. التون جان. تاد راندگرن. من میخواستم با بیان احساسیتر، حرکات ملودیکتر، زمزمههای بیشتر آواز بخوانم” – هدفی که مهمانان Lemon Twigs و جاناتان رادو از Foxygen به آن کمک کردند.
با وجود شکستن از فرمت صمیمی خواننده و ترانه سرا در رکوردهای قبلی خود، پوست تابستانی نئون شخصی ترین کار کورکجیان است. در قلب آن Canopies است، داستان دیگری از آوارگی و از دست دادن، که بازگو می کند چگونه مادرش توسط مادربزرگ کورکجیان در یتیم خانه کودکان نسل کشی ارامنه قرار داده شد تا از او در برابر شوهر بدرفتارش محافظت کند. خط آغازین آن – “من تو را آنقدر دوست داشتم که بتوانم تو را نگه دارم، بنابراین مرتکب جنایت شدم” – ویرانی را با مهربانی به تصویر می کشد. کورکجیان میگوید: «مادر من از مادرش میگوید که این فداکاری را برای حفظ امنیت او انجام داده است. “این کار از روی عشق انجام شد. اما تلاش برای درک این موضوع در کودکی برای او دشوار بود.”
درد خط میانی است که این آهنگ ها را به هم متصل می کند، اما عشق نیز همینطور است. برای کمک به تبلیغ این آلبوم، کورکجیان قصد دارد عکس های قدیمی والدینش را از زمانی که در سوریه و لبنان زندگی می کردند، به نمایش بگذارد. این پروژه ای است که او اذعان می کند که “احساسی” است، اما یک جدیت نیز وجود دارد. او میگوید: «مردم خاورمیانه اغلب بهعنوان خشن و وحشتناک تلقی میشوند، و جای تاسف نیز وجود دارد. من میخواهم آنها را انسانی کنم. حدس میزنم زمانی که الگوریتم مواردی مانند این را مطرح میکند، “آیا میدانستید مردم در ایران بیکینی میپوشیدند؟” و در این عکس های دهه 70، پدر و مادرم نگاه می کنند خیره کننده. آنها خیلی باسن و زیبا بودند.»
