یک آکادمیک آلمانی این را بی سر و صدا در یک گردهمایی دانشکده در فرانکفورت هفته گذشته گفت. گفتگو به آلترناتیو برای آلمان (AfD) و اینکه در صورت ورود این حزب به دولت چه اتفاقی می افتد تبدیل شد. شخصی به خروج از کشور اشاره کرد. شخص دیگری سر تکان داد. سپس جمله ای آمد که به گفتگو پایان داد: “یهودیان اسرائیل دارند. ما جایی برای رفتن نداریم.”
مقایسه ناقص بود. افشاگر هم بود. این بدان معنا نیست که آلمان در حال بازگشت به دهه 1930 است یا می توان AfD را با نازی ها یکی دانست. این به چیزی فوریتر اشاره کرد: از دست دادن اعتماد، در آلمان و در سراسر اروپا، که لیبرال دموکراسی به همان اندازه ایمن است که بسیاری از مردم زمانی معتقد بودند. برای یهودیان، این ترس سابقه دارد.
برای دههها، بسیاری از اروپاییها تصور میکردند درسهای سیاسی قرن بیستم جذب شده است. ناسیونالیسم، فروپاشی دموکراتیک، و سیاست های طردکننده به عنوان خطراتی تلقی می شدند که اروپا بر آنها غلبه کرده بود. آلمان وزن ویژه ای در آن داستان داشت. پس از هولوکاست، زندگی عمومی خود را بر اساس محدودیت های قانون اساسی، نهادهای دموکراتیک و وظیفه یادآوری بازسازی کرد.
برای بسیاری از یهودیان و اسرائیلی ها، آلمان پس از جنگ نشان داد که یک جامعه می تواند از نظر اخلاقی و همچنین مادی تغییر کند. این قوی ترین شواهد خود را به اروپا ارائه داد که نشان می دهد لیبرال دموکراسی می تواند ناسیونالیسم و نفرت را مهار کند. این اعتماد به نفس در حال حاضر ضعیف شده است.
صدر اعظم فردریش مرز با برخی از ضعیفترین رتبهبندیهای تایید شده برای رهبر آلمان پس از جنگ مواجه است. ائتلاف او متفرقه و خسته به نظر می رسد. در همین حال، AfD در حال افزایش است. نظرسنجی اخیر INSA نشان می دهد که این حزب 28 درصد و بالاتر از سایر احزاب است. نظرسنجی ها نتایج انتخابات نیستند، اما در آلمان چنین اعدادی طنین انداز خاصی دارند. آنها همچنین پیامدهای عملی دارند: اتحادها، توجه رسانه ها و انتخاب احزاب جریان اصلی را شکل می دهند.
منتقدان AfD آن را به عادی سازی بیگانه هراسی و تضعیف هنجارهای مدنی ساخته شده پس از سال 1945 متهم می کنند. حامیان استدلال می کنند که صدای خشم مشروع از مهاجرت، رکود اقتصادی، و طبقه سیاسی که نگرانی های معمولی را برای مدت طولانی نادیده گرفته است، می دهد.
هر دو چیز می توانند به طرق مختلف صادق باشند. بسیاری از رای دهندگان AfD نارضایتی های واقعی دارند. نادیده گرفتن آنها بی اعتمادی را عمیق تر می کند. اما جوامع دموکراتیک نیز باید مرزی بین پرداختن به خشم عمومی و پذیرش سیاستی که اقلیت ها را به عنوان یک تهدید تلقی می کند یا هویت قومی را معیار تعلق قرار می دهد، ترسیم کنند.
آنچه اکنون متفاوت است، صرفاً ظهور احزاب ناسیونالیست نیست. اروپا قبلاً شاهد افزایش پوپولیستی بوده است. آنچه متفاوت است این است که چگونه متخصصان تحصیلکرده آشکار می پرسند که اگر احزاب مانند AfD در حکومت واقعی برجسته تر شوند، آیا در کشورهای خود خواهند ماند. این گفتگوها در دانشگاه ها، کلیساها، کافه ها و خانه ها انجام می شود. پزشکان، روزنامهنگاران، مهندسان و دانشگاهیان در مورد ترک صحبت میکنند نه عمدتاً به دلیل جنگ یا اقتصاد، بلکه به این دلیل که از فرهنگ سیاسی مبتنی بر کینه و تحقیر کثرتگرایی میترسند. وقتی افرادی مانند آن شروع به برنامه ریزی برای خروج می کنند، دموکراسی از قبل تحت فشار است.
اشاره به تاریخ یهود ناراحت کننده است و باید با دقت مورد بررسی قرار گیرد. آلمان معاصر آلمان وایمار نیست. AfD حزب نازی نیست. اظهار نظر در فرانکفورت یک قیاس تاریخی جدی نبود. این بیان ترس از این بود که ثبات دموکراتیک ممکن است کمتر از آنچه بسیاری از اروپایی ها تصور می کردند دوام داشته باشد. به تجربه یهود رسید، زیرا تاریخ یهود این ترس را شدیدترین نمونه خود می داند.
یهودیان این شکنندگی را به شیوه ای خاص درک می کنند. زندگی یهودیان در اروپا اغلب به شرایط سیاسی بستگی دارد که می تواند به سرعت تغییر کند. اسرائیل تا حدی از این شناخت که حتی جوامع پیشرفته اروپایی میتوانند در شرایط ترس، قطبیسازی و ضعف نهادی علیه یهودیان روی آورند، بیرون آمد. در عین حال، زندگی یهودیان در اروپا با حمایت از هنجارهای لیبرال، نهادهای قوی و کثرت گرایی مدنی شکوفا شد. برای بسیاری از یهودیان، امنیت اسرائیل و دموکراسی اروپایی زمانی یکدیگر را تقویت می کردند.
اکنون توصیف آن رابطه دشوارتر است. برای چندین دهه، حمایت اروپا از اسرائیل عمدتاً از طرف احزاب لیبرال دموکرات شکل گرفته بود که با خاطره هولوکاست و تعهدات پس از جنگ به حقوق اقلیت ها شکل گرفته بودند. که تغییر کرده است. برخی از جنبش های ملی گرایانه و اروپایی شکاک در حال حاضر یکی از قوی ترین حامیان اسرائیل در اروپا هستند، حتی با وجود ترویج فرهنگ های سیاسی که بسیاری از یهودیان لیبرال با ناراحتی به آن نگاه می کنند.
دولت های متوالی نتانیاهو این روابط را پرورش داده اند. آنها از آنها برای کاهش فشار نهادهای اتحادیه اروپا که منتقد سیاست اسرائیل هستند استفاده کرده اند. قرابت های ایدئولوژیک واقعی نیز وجود دارد: تأکید بر حاکمیت ملی، سوء ظن به نهادهای فراملی، و خصومت نسبت به بخش هایی از نظم بین المللی لیبرال.
این یک معضل جدی ایجاد می کند. برخی از بلندترین صداهای طرفدار اسرائیل در اروپا اکنون از طرف احزابی می آید که مفروضات دموکراتیکی را که زندگی امن یهودیان در دیاسپورا به آن وابسته است، به چالش می کشند. برای یهودیانی که به طور همزمان اسرائیل و اروپا را تماشا می کنند، دسته بندی های قدیمی دیگر به خوبی کار نمی کنند. اظهارات فرانکفورت متضرر شد زیرا متکی بر تمایزی بود که زمانی واضح به نظر می رسید: یهودیان پناهگاه داشتند، در حالی که اروپایی ها دارای دموکراسی لیبرال باثبات بودند. امروز، هیچ یک از طرفین این تمایز ساده به نظر نمی رسد.
پاسخ نمی تواند این باشد که هر رای دهنده ناسیونالیست را به عنوان یک افراطی رد کرد. بسیاری از افرادی که به AfD یا احزاب مشابه روی می آورند احساس می کنند از سوی رهبرانی که به روانی درباره ارزش ها صحبت می کنند، اما در مورد امنیت، دستمزدها، مدارس، مسکن و انسجام اجتماعی کمتر متقاعدکننده صحبت می کنند، نادیده گرفته شده اند. دموکراسی ها باید این نگرانی ها را جدی بگیرند. اما آنها نمیتوانند این کار را با عادیسازی زبانی که اقلیتها را به عنوان افراد خارجی دائمی معرفی میکند یا با تضعیف نهادهایی که از شهروندی برابر حمایت میکنند، انجام دهند.
اروپا از طریق فاجعه یاد گرفت که فرسایش دموکراتیک معمولاً یکباره به وجود نمی آید. از طریق قطبی شدن، نهادهای فرسوده و از دست دادن آهسته اعتماد پیشرفت می کند. به همین دلیل است که اظهارات فرانکفورت اهمیت دارد. اهمیت آن کمتر در دقت تاریخی آن نهفته است تا آنچه که در مورد بازگشت تردید سیاسی در جوامعی که فکر میکردند از آن فراتر رفتهاند آشکار کرد.
آلمان برای مدت طولانی مهمترین نمونه اروپا از بهبود دموکراتیک بوده است. اگر خود آلمانی ها نسبت به دوام آن بازیابی شک کنند، عواقب آن آلمانی باقی نخواهد ماند. یهودیان دلایلی دارند که این تردید را جدی بگیرند. اروپا هم همینطور.
پروفسور شارون پاردو عضو ارشد موسسه سیاست مردم یهودی (JPPI) و استاد مطالعات اروپایی و روابط بینالملل در گروه سیاست و دولت در دانشگاه بن گوریون نقب (BGU) است.
