
اغراق نیست اگر بگوییم که غیرنظامیان ایرانی مورد جنایات هر طرف درگیر در درگیری در ایران قرار گرفته اند: رژیم ایران، نیروهای آمریکایی و ارتش اسرائیل. ایرانیان سزاوار بهتری از جریان جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت هستند که توسط دولتی جهنمی برای سرکوب جمعیت خود و دولتهایی که کشورشان را آخرین صحنه جنگهای غیرقانونی و بیمعنا میبینند، انجام میدهند. وضعیت اسفبار ایرانیان پاسخگویی می طلبد. اما چه گزینه هایی وجود دارد؟ در ادامه، راههای عدالت را بررسی میکنم و تأکید میکنم کدام یک در دسترس هستند و باید در اولویت قرار گیرند.
دادگاه کیفری بین المللی
یک واکنش متداول و تند تند به گزارش های جنایات، درخواست از دادگاه کیفری بین المللی (ICC) است. متأسفانه دیوان کیفری بینالمللی نمیتواند در راستای عدالت برای ایرانیان عمل کند. در حالی که گزارش شده است که تهران شواهدی از جنایات مرتکب شده توسط دیگران به دیوان بینالمللی کیفری ارسال کرده است، ایران یک کشور عضو نیست و احتمالاً با پذیرش صلاحیت خود بر قلمرو ایران، خود یا لشکر عاملان آن را در معرض بررسی دادگاه قرار نمیدهد. در عین حال، ایالات متحده و اسرائیل نیز اعضای دیوان کیفری بینالمللی نیستند، بنابراین نمیتوان از اتباع آنها برای هیچ جنایتی که در ایران مرتکب شده است تحقیق کرد.
به طور خلاصه، ICC در حال حاضر غیر شروع کننده است. اما عدم وجود آن در معادله پاسخگویی به این معنا نیست که نمی توان کاری انجام داد. دور از آن. در غیاب دیوان کیفری بینالمللی، دولتها میتوانند برای پاسخگویی در قبال ایران اقدام کنند. و آنها باید.
صلاحیت جهانی
شخصیت های رژیم ایران – از جمله کسانی که مسئول جنایات هستند – مرتباً به خارج از کشور سفر می کنند. این فرصتی را ایجاد میکند تا آنها را تحت اصل صلاحیت جهانی مورد بازخواست قرار دهند، که به دولتها اجازه میدهد مرتکبان جنایات بینالمللی را حتی زمانی که توسط عوامل خارجی و علیه شهروندان خارجی مرتکب شدهاند، مورد تحقیق و تعقیب قرار دهند. حتی وقتی صحبت از ایران به میان میآید، این امر دارای اولویت است.
در سال ۲۰۱۹، حمید نوری، شخصیت رژیم ایران در فرودگاه استکهلم، سوئد دستگیر شد. او سپس تحت تعقیب قرار گرفت و در سال 2022، محکوم شد به دلیل دست داشتن در ارتکاب جنایات جنگی، از جمله قتل های فراقانونی و ناپدید شدن اجباری، مربوط به قتل عام زندانیان سیاسی ایران در سال 1988.
محکومیت نوری نقطه عطفی برای عدالت و پاسخگویی به قربانیان رژیم خونخوار و بی رحم ایران بود. اما عمر کوتاهی داشت. در سال 2024، پس از بازداشت یک دیپلمات سوئدی توسط تهران، در تبادل زندانیان به ایران بازگردانده شد.
با این حال، صلاحیت جهانی پتانسیل را حفظ می کند. کانادا را به عنوان مثال در نظر بگیرید. این کشور میزبان 700 فرد مرتبط با رژیم ایران است. بعضی ها سیاستمداران خواستار بازگرداندن آنها به ایران شده اند. این بی پروا و خطرناک است – هیچ کس نباید شخصیت های رژیم را به ایران بازگرداند تا بتوانند به سرکوب غیرنظامیان ادامه دهند. آنها باید پاسخگوی آنها باشند.
بنابراین، اگر در عوض، آنها به دلیل دست داشتن در جنایات مرتکب شده علیه مردم ایران تحت پیگرد قانونی قرار گیرند، چه؟ کانادا و سایر ایالت ها قوانین، منابع و تخصص لازم برای تحقیق و تعقیب جنایات بین المللی را دارند و برخلاف دیوان کیفری بین المللی، آنها می توانند بدون توجه به ملیت مجرمین، صلاحیت قضایی خود را علیه مرتکبین اعمال کنند. بعلاوه، دولتها باید بر شخصیتهای رژیم ایران فشار بیاورند تا شواهدی در مورد جنایات دولتشان ایجاد کنند و اطلاعات را برای زمانی که دادگاه جدید – یا شاید روزی دادگاه بینالمللی کیفری – برای استفاده از آن در دسترس باشد، حفظ کنند.
مکانیزم تحقیق
فقط به این دلیل که دادگاههای مستقل و بینالمللی در حال حاضر در دسترس نیستند، به این معنی نیست که جمعآوری و حفظ شواهد جنایات انجام نمیشود. این درسی بود که دولت ها از آغاز جنگ داخلی در سوریه در سال 2011 آموختند.
دادگاه بینالمللی کیفری و هیچ دادگاه بینالمللی دیگری در دسترس نبود. شورای امنیت سازمان ملل متحد قصد ایجاد دادگاه را نداشت. روسیه به ویژه از رژیم بشار اسد حمایت کرد و خود مستقیماً در ارتکاب جنایات جنگی علیه مردم سوریه نقش داشت. مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 2016 به جای تسلیم شدن، سازوکار بینالمللی، بیطرف و مستقل (IIIM) را برای سوریه تأسیس کرد که از آن زمان تاکنون تعداد زیادی شواهد از جنایات انجام شده در سوریه جمعآوری و حفظ شده است. برخی تماس می گیرند قوی تر از هر چیزی که جهان از زمان محاکمه نورنبرگ رهبری نازی ها در سال 1946 دیده است.
شواهدی که IIIM جمع آوری کرد، متعاقباً در پیگرد قانونی، از جمله پرونده های صلاحیت جهانی علیه عاملان سوری در اروپا مورد استفاده قرار گرفت. اکنون، با فروپاشی بدون تشریفات رژیم اسد، این شواهد حتی ممکن است در فرآیندهای قضایی و در پیگرد قانونی شخصیت های رژیم در دادگاه های خود سوریه مورد استفاده قرار گیرند. اگر IIIM ایجاد نشده بود، همه آن شواهد اکنون باید جمعآوری شوند – و بسیاری از آنها در طول زمان از دست میرفتند.
آیا می توان سازوکار مشابهی برای جمع آوری و حفظ شواهد قساوت در ایران ایجاد کرد؟ مطمئناً پاسخ مثبت است. انجام این کار کمک می کند تا اطمینان حاصل شود که هر زمان که یک دادگاه بین المللی با صلاحیت صالح بالاخره آنلاین شد، شواهد برای استفاده آماده باشند.
دادگاهی برای ایران
با توجه به ماهیت همه جانبه جنایاتی که علیه مردم ایران در مدت زمان طولانی و توسط بسیاری از بازیگران مختلف انجام شده است، دیوان کیفری بین المللی هرگز نمی تواند کافی باشد. دادگاه اساساً محدود است و تنها می تواند بخش کوچکی از عاملان درگیر در هر وضعیت ظالمانه را تحت پیگرد قانونی قرار دهد. بنابراین، کشورهایی که از مردم ایران در مصیبت آنها علیه رژیم و علیه جنایات دولتهای مداخلهگر حمایت میکنند، باید تشکیل دادگاه جداگانهای را با صلاحیت رسیدگی به هر جنایت ارتکابی در ایران – چه توسط دولت، چه توسط اسرائیل یا ایالات متحده، بررسی کنند. همانطور که برخی دارند اشاره کرداین امر حتی بدون تایید شورای امنیت سازمان ملل متحد امکان پذیر است. کار انجام شده توسط کشورهای اروپایی برای ایجاد دادگاهی برای اوکراین دقیقاً همین سابقه را ایجاد کرده است.
آیا ایجاد چنین دادگاهی در آینده نزدیک محتمل است؟ نه، حداقل نه با دولت ترامپ که در قدرت است و کشورهایی که همچنان واشنگتن را به امید کاهش تعرفه ها راضی می کنند. اما آن حکومت تا ابد دوام نخواهد آورد و رژیم در ایران نیز دوام نخواهد آورد. برای کشورهایی که با مردم ایران اعلام همبستگی می کنند و مخالف ارتکاب جنایات هستند، این گزینه باید کاملاً روی میز گذاشته شود. برنامه ریزی مشخص برای دادگاه باید زودتر از دیرتر آغاز شود. و در این میان، این کشورها باید در نهادی سرمایهگذاری کنند تا شواهدی از جنایات انجام شده در ایران حفظ شود. کسانی که این کار را نمیکنند، همواره اعتراف میکنند که چقدر به زندگی ایرانیان اهمیت نمیدهند.
جهان در طول سالیان متمادی نظاره گر بوده است که ایرانیان شجاعانه بر اعمال حقوق بشر خود پافشاری می کنند و رویای آینده ای عاری از ظلم را در سر می پرورانند که تنها با امواج سرکوب مواجه شود. در برابر این خشونت پایان ناپذیر، گزینه هایی برای عدالت برای ایران وجود دارد. همه باید خسته شوند تا به ایرانی ها یادآوری کنیم که دولت ها در کنار آنها ایستاده اند و به خود یادآوری کنیم که هیچ کس، هر چقدر هم قدرتمند باشد، فراتر از پاسخگویی نیست.
