در 23 مارس، دونالد ترامپ گفت که اگر در ایران همه چیز مطابق میل او پیش نمیرفت، «ما فقط قلب کوچکمان را بمباران میکنیم». یک هفته بعد، رئیسجمهور آمریکا به خبرنگاران در ایر فورس وان گفت: «شما هرگز با ایران نمیشناسید زیرا ما با آنها مذاکره میکنیم و سپس همیشه باید آنها را منفجر کنیم».
در 4 مارس، پیت هگزث در حالی که او “مرگ و نابودی از آسمان در تمام طول روز” را توصیف می کند، از لذت غرق می شود. چه اتفاقی برای هنر ظریف تعبیر سیاسی افتاد؟
بریتانیا مدتها قبل از اینکه وزیر دفاع داشته باشد وزیر جنگ داشت و ایالات متحده تا پس از جنگ جهانی دوم نام وزارت جنگ خود را به “دفاع” تغییر نداد. وقتی ترامپ و هگزث اعلام کردند که «بخش جنگ» نام جدید آن خواهد بود، مردم خندهای به پا کردند، اما این ممکن است بهعنوان یک امتناع ماکو از خرد کردن کلمات تلقی شود. به هر حال، بسیاری از ماجراجوییهای خارج از کشور ارتش ایالات متحده از سال 1945 تاکنون، همه منحصراً جنبه دفاعی نداشتهاند.
نامهای رسمی برای اقدامات نظامی معمولاً به زبان میآید: تهاجم ایالات متحده به پاناما در سال 1989 عملیات Simply Trigger نامیده شد، در حالی که آخرین جنگ خلیج فارس، همانطور که همه به خوبی به خاطر میآورند، عملیات آزادی عراق بود. نام جنگ فعلی، Operation Epic Fury، مطمئناً بیشتر شبیه ایده یک پسر نوجوان از آرماگدون کمیک بوک است.
اما حتی کلمه “عملیات” یک تعبیر است – اینها تمریناتی در مراقبت های بهداشتی نیستند – و حتی ترامپ هنوز هم جنگ خود را جنگ نمی خواند، زیرا این امر باعث ایجاد سؤالات ناراحت کننده در مورد موافقت کنگره می شود. بنابراین، به گفته ترامپ، در عوض، یک «سفر» یا «اقامت» دوست داشتنی ما در ایران است. ولادیمیر پوتین که جنگ چهار ساله خود علیه اوکراین را “عملیات نظامی ویژه” می خواند، موافقت خواهد کرد.
متضاد تعبیر، دیسفمیسم است: نامی برای چیزی که آن را حداکثر وحشتناک می کند. سیاستمداران معمولاً برای مخالفان خود از ناهنجاریها استفاده میکنند: ممکن است به افراد برچسب «تروریست» یا «فاشیست» داده شود، که قبلاً درگیر «نسلکشی» شدهاند یا لندن را در عرض 15 دقیقه تهدید به بمباران هستهای میکنند.
را دولت ترامپبا این حال، از استفاده از ناهنجاری برای اعمال خود لذت می برد. هگزت در 4 مارس گفت: “این هرگز قرار نبود یک مبارزه منصفانه باشد و این یک مبارزه عادلانه نیست.” ما در حالی که پایین هستند به آنها مشت می زنیم، که دقیقاً همان طور است که باید باشد.»
هفته بعد، ترامپ در سایت Reality Social پست کرد: “ببینید امروز چه بر سر این شرورهای دیوانه (یعنی ایرانی ها) می آید. آنها 47 سال است که مردم بی گناه را در سراسر جهان می کشند و اکنون من به عنوان چهل و هفتمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا آنها را می کشم. چه افتخار بزرگی است که این کار را می کنم!” خامی، نکته اینجاست. زبانشناسان اجتماعی میگویند که استفاده از ناهماهنگی، هنجارها و تابوهای اجتماعی را نقض میکند و ترامپ اگر تابو شکن نباشد، چیزی نیست.
آیا جنایات جنگی را با تهدید به بمباران کارخانه های آب شیرین کن ایران تایید می کنم؟ خیلی خوب، من جنایات جنگی را تایید می کنم. چه کسی اهمیت می دهد؟ در همین حال، هگزث سیاست «نه ربع» به دشمن، یعنی امتناع از گرفتن اسیر را اعلام کرد که خود جنایت جنگی دیگری است. “وزیر جنگ”، به ویژه، است معتاد به علامت دادن فضیلت، تا زمانی که فضیلتی که به آن علامت داده می شود، رزمی باشد.
اصطلاح مورد علاقه او “کشندگی” است. او دوست دارد به نیروهای مسلح بگوید که چقدر “کشنده” هستند. او با خوشحالی اعلام کرد: ما دیگر مدافع نیستیم. ما جنگجو هستیم: برای کشتن دشمن و شکستن اراده آنها آموزش دیده ایم. (شاید شکستن اراده آنها پس از کشتن آنها بیش از حد به نظر برسد، اما چرا به نیمه کاره بسنده کنیم؟) به نظر می رسید که او با اعلام غرق شدن یک کشتی جنگی ایران توسط یک اژدر آمریکایی، لذتی سادیستی را تجربه کرد. لذت بردن از ایده “مرگ آرام” خدمه محکوم به فنا.
این نوع شرارت بی شرمانه بخشی از جذابیت دولت Maga برای طرفدارانش است و ممکن است بازگشتی تازه به صحبت ساده به نظر برسد. اما مطمئناً می توانید در حالی که دروغ می گویید واضح صحبت کنید. (جورج اورول ادعا کرد: «دشمن بزرگ زبان شفاف، عدم صداقت است. خوب، چه کسی از ترامپ ناصادقتر است؟) و غلت زدنهای واضح ترامپ و هگزت در خشونتهای فرابنفش صنعتی در واقعیت صادقانهتر از بیتفاوتی سیاسی معمولی نیست.
به هر حال، اگر تمرکز شما روی تخریب به عنوان یک فضیلت باشد، آیا واقعاً مهم است که چه چیزی را منفجر میکنید و چه کسی را میکشید؟ هدف، همانطور که هگزت آن را توصیف کرد، «آزاد کردن» «مرگباری» آمریکایی است، نه «غل و زنجیر» آن، گویی که نیروهای مسلح ایالات متحده سگ خطرناکی هستند که سزاوار آن هستند که آزادانه در سراسر جهان پرسه بزنند و غرایز وحشیانه خود را به هر کجا که میپیوندند دنبال میکنند.
اما در حالی که این حالت جنون آمیز و بدون مزخرف، این فستیوال خون و روده کوبنده در مرکز صحنه قرار می گیرد، به نظر می رسد که مزخرف واقعی – اشتباه محاسباتی ژئوپلیتیک و سودجویی بدبینانه – به سادگی زیر فرش کشیده شده است.
فایننشال تایمز گزارش می دهد که الف کارگزاری که برای Hegseth فعالیت می کرد به دنبال سرمایه گذاری در شرکت های نظامی ایالات متحده بود قبل از جنگ ترامپ به همین روزنامه گفت: «چیزی که مورد علاقه من است، بردن نفت ایران است».
در مقابل، صفحه اصلی وبسایت کاخ سفید، دستاوردهای ترامپ را تا کنون از نظر بهترین ابهام تحسین میکند: «در خارج از کشور، دکترین صلح از طریق قدرت، اتحادها را تضمین کرده، به هشت جنگ پایان داده و آمریکا را به عنوان نیرویی ضروری برای ثبات جهانی قرار داده است.» صلح از طریق قدرت، این است؟ همانطور که حزب در نوزده و هشتاد و چهار اصرار داشت: “جنگ صلح است”.
ترامپ و هگزت واقعا چه می خواهند؟ یک پاسخ این است: غنی سازی ترامپ و هگزت. اما اگر هدف واقعی آنها در تمام مدت صرفاً ترول کردن سایه اورول بود، آنها یک کار کاملاً کشنده انجام می دهند.
