برای چندین دهه، رهبران آفریقا، از Kwame Nkrumah غنا گرفته تا Julius Nyerere در تانزانیا، استدلال ساده ای را به اروپا و جهان صنعتی ارائه کردند: هیچ قاره ای نمی تواند به طور پایدار توسعه یابد در حالی که عمدتا به عنوان تامین کننده مواد خام و مصرف کننده کالاهای نهایی خدمت می کند.
این بحث مدتها به عنوان نوستالژی ایدئولوژیک دوران استقلال رد شد. فراخوانهای آفریقایی برای بهرهمندی، صنعتیسازی و ارزش افزوده از نظر اقتصادی سادهلوحانه یا حمایتگرایانه به تصویر کشیده شد. تقسیم کار جهانی، که در آن آفریقا کالاها را صادر میکرد در حالی که اقتصادهای غنیتر تولید و فناوری را پیش میبردند، هم طبیعی و هم کارآمد تلقی میشد.
هنگامی که تولید از اروپا و آمریکای شمالی به آسیا منتقل شد، بسیاری از سیاستگذاران آفریقایی امیدوار بودند که فعالیت صنعتی در نهایت در قاره آنها نیز گسترش یابد. در عوض، سلسله مراتب تا حد زیادی تغییر مکان داد. آفریقا به صادرات مواد خام ادامه داد در حالی که پردازش، تأمین مالی و یادگیری فناوری به جاهای دیگر منتقل شد.
رهبران آفریقا بارها هشدار دادند که اقتصادهایی که کالاهای کم ارزش را صادر می کنند در حالی که کالاهای تولیدی گران قیمت را وارد می کنند، در نهایت به محدودیت های ساختاری – در معرض چرخه کالاها، بی ثباتی ارز خارجی و وابستگی خارجی- خواهند رسید. مهمتر از آن، چنین اقتصادهایی در ایجاد قابلیتهای صنعتی که ثروت ملی پایدار را تولید میکنند، ناکام میمانند.
اروپا دلیل چندانی برای پذیرش این انتقاد نداشت در حالی که پایان سودمند سیستم را اشغال کرده بود. اما رشد صنعتی چین هندسه اقتصاد جهانی را تغییر داده است. اروپا اکنون با نسخه ای از همان آسیب پذیری مواجه است که کشورهای آفریقایی نسل ها درباره آن هشدار داده اند.
شرکتهای چینی بر صنایع مرکزی دوره صنعتی بعدی تسلط دارند یا آنها را تهدید میکنند: باتریها، پنلهای خورشیدی، وسایل نقلیه الکتریکی، پالایش، پردازش خاکهای کمیاب و ماشینآلات صنعتی پیشرفته. اروپا اکنون آشکارا نگران صنعتی زدایی، شکنندگی زنجیره تامین و وابستگی بیش از حد به اکوسیستم های تولید خارجی است.
زبان برآمده از رهبران اروپایی نشان دهنده این اضطراب است. امانوئل ماکرون، رئیسجمهور فرانسه هفته گذشته در سخنرانی خود در نایروبی هشدار داد که سنگهای معدنی آفریقا در این قاره تنها به منظور پالایش در جاهای دیگر استخراج میشوند و این استدلال میکند که آفریقا دیگر نمیتواند صرفاً منبع استخراج منابع باقی بماند.
بسیاری از آفریقاییها بهطور قابلتوجهی به خود اجازه میدهند لحظهای غمگین باشند. گشودگی تازه اروپا به صنعتی شدن آفریقا به این دلیل نیست که وابستگی ناگهان از نظر اخلاقی قابل اعتراض شد، بلکه به این دلیل است که اروپا به طور فزاینده ای از خود وابستگی می ترسد.
با این حال، schadenfreude یک استراتژی توسعه نیست. ممکن است منافع اروپا تغییر کرده باشد، اما وظیفه آفریقا این است که اطمینان حاصل کند که این لحظه دستاوردهای ساختاری را به همراه دارد نه ترتیبات استخراجی دیگری که در لفاظی های به روز پیچیده شده است. سوال اصلی این است که آیا دولتهای آفریقایی میتوانند توافقهایی را انجام دهند که ارزش بیشتری را در خاک آفریقا به دست آورد.
این بدان معناست که اگر گندله سازی در نزدیکی بوکانان اتفاق بیفتد، لیبریا نباید صرفاً صادرکننده سنگ آهن باقی بماند. گینه باید فراتر از صادرات بوکسیت خام به سمت پالایش آلومینا حرکت کند. زامبیا و جمهوری دموکراتیک کنگو باید تولید خود را فراتر از کنسانتره مس و کبالت به مواد اولیه باتری و محصولات نیمه ساخته تعمیق دهند. صادرکنندگان کاکائو باید کره، مشروبات الکلی و پودر بیشتری را به جای دانه های خام ارسال کنند، در حالی که چای کنیا و قهوه اتیوپی یا اوگاندا باید قاره را با مارک تجاری و نیمه فرآوری شده به جای کالاهای فله ترک کنند.
سیاست صنعتی آفریقا باید کمتر بر تکرار فوری تولیدات الکترونیک آسیای شرقی تمرکز کند و بیشتر بر افزایش پیوسته زنجیرههای ارزشی که قبلاً در مزیتهای نسبی آفریقا ریشه دارد، تمرکز کند.
این نیازی به خودکامگی یا دشمنی با اروپا و چین ندارد. همچنین نیازی به صنعتی شدن آفریقا در انزوا ندارد. هر منطقه صنعتی موفق در تاریخ مدرن، از اروپا و ایالات متحده گرفته تا آسیای شرقی و چین، از حمایت گرایی، تامین مالی و سیاست صنعتی برای ارتقاء زنجیره ارزش استفاده کرده است.
آفریقا اکنون دارای اهرمی است که برای چندین دهه فاقد آن بوده است. اروپا به مشارکتهای صنعتی متنوع و اکوسیستمهای فرآوری جایگزین خارج از تمرکز غالب چین نیاز دارد. کل جهان به مواد معدنی آفریقایی نیاز دارد.
آزمون واقعی جدیت اروپا این است که آیا مایل به حمایت از شرایطی است که صنعتی شدن آفریقا به آن نیاز دارد: سرمایه کمهزینه، زیرساخت انرژی، انتقال فناوری، سیستمهای لجستیک، دسترسی به بازار، و تحمل سیاست صنعتی فعال.
آخرین پیکربندی مجدد بزرگ اقتصاد جهانی، نقش استخراجی آفریقا را تثبیت کرد. ظهور چین ممکن است اکنون شرایطی را برای آفریقا ایجاد کند که در نهایت در مورد آن مذاکره مجدد کند.
W. Gyude Moore وزیر سابق کارهای عمومی لیبریا و در حال حاضر یکی از همکاران برجسته در مرکز انرژی برای رشد است.
