چگونه انقلاب ثور سرنوشت افغانستان را تغییر داد

هر ساله افغان ها در سراسر جهان روز 27 اپریل را به عنوان یک روز غم انگیز در تاریخ کشور گرامی می دارند، زیرا در آن تاریخ در سال 1978 بود که کمونیست ها حکومت سردار داود خان را در یک کودتای خونین سرنگون کردند. آن را “انقلاب ثور” نامیدند. افغانستان از آن زمان هرگز کشوری باثبات نبوده است و تقریباً نیم قرن در یک چرخه دائمی درگیری باقی مانده است. وقایع سال 1978 که طرفداران آن ادعا میکردند یک انقلاب ملی دموکراتیک است، در عوض آغاز یک فاجعه ملی طولانی مدت بود.
کمونیسم، یک ایدئولوژی کاملاً بیگانه، با وعده های دروغین ترقی گرایی، عدالت اجتماعی و برابری، طرفدارانی در کشور پیدا کرد. یک جامعه مسلمان محافظه کار که برای فرهنگ باستانی و سنت های دیرینه اش ارزش قائل بود، هیچ شباهتی با یک نظام اجتماعی سیاسی و اقتصادی که بر پایه مارکسیسم و لنینیسم بنا شده بود، نداشت. این شیوه جدید زندگی بسیاری از آزادی های آنها را غصب کرد و افغان ها را مجبور به حکومت تک حزبی کرد. افغان ها از مدت ها قبل آن روز سرنوشت ساز در آوریل 1978 را مسبب تمام فجایع بعدی می دانستند. حتی پس از نیم قرن، ملت همچنان درگیر میراث دوران کمونیستی، به ویژه اشغال شوروی که در سال 1979 آغاز شد و نزدیک به 2 میلیون افغان را به ثمر رساند، باقی مانده است.
این که کمونیسم میتوانست هر تغییر مثبتی را در افغانستان به ارمغان بیاورد، فقط یک اقلیت کوچک است، در حالی که اکثریت قاطع افغانها در رد مفهوم کمونیسم در کشورشان متحد هستند. درست است که پس از چندین دهه حکومت سلطنتی و توجه محدود به رفاه عمومی، میل به تغییر وجود داشت. اما کمونیسم هرگز یک جایگزین عملی نبود. راه مناسبتر میتوانست یک سیستم سیاسی و اقتصادی مترقی با الهام از مدلهای سوسیال دمکراتیک اروپای غربی، منطبق با واقعیتهای افغانستان باشد.
تنها یک سال و نیم پس از کودتای کمونیستی، نیروهای شوروی از شمال در 27 دسامبر 1979 وارد افغانستان شدند و تهاجم گسترده ای آغاز شد. این نقطه اوج جنگ سرد بین دو ابرقدرت آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی بود و افغانستان به میدان جنگ تبدیل شد.
تهاجم شوروی نه تنها برای ایالات متحده بلکه برای کل جهان غرب نقطه عطفی بود. بلوک ناتو درک می کرد که اگر شوروی موقعیت خود را در افغانستان تحکیم کند و به پیشروی خود به سمت جنوب آسیا ادامه دهد تا به رویای دیرینه خود در مورد آب های گرم برسند، آنها به طور مؤثر خلیج را کنترل خواهند کرد و نفوذ غرب در خاورمیانه را کاهش خواهند داد. در این شرایط، مبارزات آزادی افغانستان از حمایتهای نظامی، مالی و سیاسی فوقالعاده غرب بهویژه ایالات متحده برخوردار شد.
در حالی که افغان ها قهرمانانه برای دفاع از آزادی خود جنگیدند، این نیز درست است که بدون حمایت کامل ایالات متحده، این مبارزه ممکن بود موفق نمی شد. این یک هدف مشترک شد: افغانها برای آزادی میجنگند و غرب برای جلوگیری از گسترش بیشتر شوروی تلاش میکند. ایالات متحده همچنین توانست ائتلاف گسترده ای از متحدان خود از جمله کشورهای عربی و مسلمان را علیه تجاوزات شوروی تشکیل دهد.
در شرایطی که کشور با آینده ای نامطمئن روبرو است، افغان ها فرصتی دارند تا نیم قرن تجربه را دوباره مرور کنند.
دکتر اجمل شمس
اگرچه دوران کمونیستی افغانستان را از بسیاری جهات ویران کرد، اما با افشای این کشور محصور در خشکی و مردم آن در جهان گسترده تر، فرصت های جدیدی را نیز ایجاد کرد. میلیون ها افغان به کشورهای همسایه و مقاصد دوری مانند ایالات متحده، کانادا و اروپای غربی مهاجرت کردند. این پناهندگان در معرض شیوه های جدید زندگی قرار گرفتند، تحصیلات و مهارت های جدیدی کسب کردند.
در دوران جمهوری 2002 تا 2021، بسیاری از تکنوکراتهایی که دولت را اداره میکردند، افغانهایی بودند که در غرب تحصیل کرده بودند و از آزار و اذیت کمونیستی فرار کرده بودند و در خارج ساکن شده بودند. مهاجران افغان در غرب نیز نقش مهمی در ارسال میلیونها دالر حواله به کشور داشتهاند و کمک قابل توجهی به اقتصاد ملی کردهاند.
پس از سرنگونی اولین رژیم طالبان توسط ایالات متحده در سال 2001، افغانستان برای اولین بار یک روند واقعی دموکراتیک را تجربه کرد. این باعث شد که حامد کرزی اولین رئیس جمهور منتخب دموکراتیک در تاریخ افغانستان شود. این کشور قانون اساسی جدیدی را تصویب کرد که بر پایه اقتصاد بازار آزاد بنا شده بود، که به خوبی با شرایط افغانستان سازگار بود و ویژگی ملی اسلامی آن را حفظ کرد.
علیرغم کاستی های آن، این بهترین قانون اساسی بود که افغانستان توانست با در نظر گرفتن تمام واقعیت های میدانی وضع کند. آزمایش جدید کشور با اصلاحات سیاسی و اقتصادی تا حد زیادی موفقیت آمیز بود و نباید آن را مقصر فروپاشی جمهوری در آگوست 2021 دانست. در واقع، عدم پایبندی به متن و روح آن قانون اساسی را می توان یکی از عوامل مؤثر دانست.
اکنون که کشور با آینده ای نامعلوم روبروست، رهبران، سیاستمداران، روشنفکران، دانشمندان و شهروندان عادی افغانستان فرصت مهمی دارند تا نیم قرن گذشته را با رژیم ها و نظام های سیاسی مختلف تجربه کنند. زمان آن فرا رسیده است که به این فکر کنیم که کدام مدل سیاسی و اقتصادی در چشم انداز ژئوپلیتیک و اقتصادی کنونی به بهترین وجه در خدمت منافع ملت است. ملتهای بزرگ از اشتباهات خود درس میگیرند و راههای جدیدی پیدا میکنند که به نسلهای آینده اجازه میدهد تا به سعادت و موفقیت برسند.
• داکتر اجمل شمس معاون حزب سوسیال دموکرات افغانستان است. وی به حیث معاون وزیر در دولت پیشین افغانستان خدمت کرد.
X: @ajmshams
سلب مسئولیت: نظرات بیان شده توسط نویسندگان در این بخش متعلق به خودشان است و لزوماً منعکس کننده دیدگاه عرب نیوز نیست.
