چرا چین به آسیای مرکزی نگاه می کند زیرا خاورمیانه پرخطرتر می شود؟
جنگ در ایران فقط یک بحران منطقه ای نیست. این جریانهای انرژی جهانی را تغییر میدهد، مسیرهای کشتیرانی را مختل میکند و دولتها را وادار میکند تا آسیبپذیری زنجیرههای تامین خود را دوباره ارزیابی کنند. برای چین، درگیری یک مشکل فزاینده فوری را آشکار کرده است: خطرات اتکای شدید به واردات انرژی دریایی از خلیج فارس.
را تنگه هرمز همچنان یکی از بحرانی ترین نقاط تنگی جهان است که تقریباً یک پنجم نفت و گاز جهانی را در شرایط عادی حمل می کند. هر گونه اختلال پایدار – چه از طریق درگیری مستقیم یا افزایش هزینه های بیمه و امنیت – پیامدهای فوری برای اقتصادهای آسیایی دارد، نه بیشتر از چین. پست کاسپین گزارش از طریق پست صبحگاهی چین جنوبی.
در حالی که بعید است پکن در کوتاه مدت وابستگی خود به انرژی خاورمیانه را کاهش دهد، بحران کنونی تغییر در درازمدت به سمت جایگزینهای انعطافپذیرتر، متنوعتر و زمینی را تسریع میکند. در آن کالیبراسیون مجدد، آسیای مرکزی اهمیت بیشتری پیدا می کند. در منطقه، قزاقستان به عنوان شریک اصلی برجسته است.
اساس این تغییر پیش از این درگیری وجود داشت. تجارت بین چین و پنج کشور آسیای مرکزی – قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان – در دهه گذشته به سرعت گسترش یافته و در سال 2025 از 100 میلیارد دلار فراتر رفته است.
واضح تر، ساختار آن تجارت در حال تغییر است. حملونقل جادهای اکنون بیش از نیمی از تجارت چین با این منطقه را تشکیل میدهد، در حالی که تنها چند سال پیش کمتر از 20 درصد بود، که بر اهمیت رو به رشد اتصال زمینی تأکید میکند.
قزاقستان در مرکز این تحول قرار دارد. تجارت دوجانبه بین چین و قزاقستان در سال 2025 به رکورد 48.7 میلیارد دلار آمریکا رسید. دو کشور همچنین شبکه متراکمی از روابط سرمایه گذاری با بیش از 200 پروژه مشترک به ارزش بیش از 60 میلیارد دلار ایجاد کرده اند.
