آغاز سال 2026 صلح کمی را برای جهانی به ارمغان آورده است که قبلاً از درگیری خسته شده است. در سرتاسر جهان، موج جدیدی از درگیریها بین دولتها مفهوم صلح را در هم شکسته و شانس جهانی صلحآمیز را کاهش داده است.
منطقه جنوب آسیا همچنان بی ثبات است. با شروع تنشهای هند و پاکستان در ماه می 2025، و اکنون درگیریهای مرزی اخیر و حملات هوایی بین پاکستان و افغانستان، این کشورها با رویارویی مخربتری روبرو هستند. هر دو کشور، به خاطر مردم خود، باید با اولویت دادن به مبارزه با تروریسم از طریق یک جبهه متحد، موضوع را کاهش دهند. در غیر این صورت، پیامدهای انسانی، اقتصادی و نهادی تنها بدتر خواهد شد.
برای پاکستان، تروریسم یک موضوع سیاسی نیست. این یک زخم عمیق ملی است. این کشور پاکستان را از نظر عاطفی، مالی و منابع برای چندین دهه تخلیه کرده است. این کشور از زمان پیوستن به جنگ جهانی علیه تروریسم بیش از 150 میلیارد دلار خسارت اقتصادی متحمل شده است. پاکستان بیش از 65000 کشته از جمله 23000 غیرنظامی و هزاران سرباز متحمل شده است.
متأسفانه این فداکاری متوقف نشده است. از ژانویه 2026، درگیری های مرزی افزایش یافته است و سربازان ما هر روز در مرز متخلخل غربی حملاتی را انجام می دهند. هر روز قربانی جدیدی برای عزاداری وجود دارد. این امر ملت را زخمی کرده است، با این حال پاکستان همچنان متعهد به مبارزه برای محافظت از مردم خود است.
در مقابل، به نظر می رسد که واکنش کابل مانعی برای صلح باشد. دولت پاکستان بارها و بارها نگرانی های خود را در مورد امنیت مرزها مطرح کرده است، اما دولت افغانستان با اجازه دادن به گروه هایی مانند تحریک طالبان پاکستان (TTP) از پناهگاه های امن در افغانستان، نتوانسته این نگرانی ها را برطرف کند.
اگرچه دولت پاکستان پیشنهادهای متعددی را برای مبارزه با این تهدید به صورت دسته جمعی ارائه کرده است، اما پاسخ افغانستان سرپیچی بوده است. اخیراً پاکستان آشکارا علیه افغانستان اعلام جنگ کرده است که طی هفته ها تشدید شده است. حملات هوایی پاکستان در افغانستان با هدف هدف قرار دادن مراکز تروریستی، با وعده تلافی جویانه کابل از جمله حملات هواپیماهای بدون سرنشین مواجه شده است.
سربازان و غیرنظامیان از قندهار تا لاهور سزاوار صلح، آرامش، ارتباطات باز و نه تحریک دائمی هستند.
هر دو طرف یکدیگر را مسئول تشدید درگیری می دانند. این نوع سرکشی به جای از بین بردن شبکه های تروریستی، حملات فرامرزی بیشتری را گسترش می دهد و در نهایت کل منطقه را آسیب پذیرتر می کند. این وضعیت در پس زمینه یک محیط امنیتی منطقهای شکننده است که به دلیل تنشهای کنونی ایران، اسرائیل و ایالات متحده بیشتر متشنج شده است.
بنابراین، راه تنش زدایی چیست؟ حملات هوایی اخیر پاکستان به مخفیگاههای تروریستها در افغانستان خشم قابلتوجهی را برانگیخته است، اما نباید فراموش کرد که خشونت تنها باعث ایجاد خشونت بیشتر خواهد شد. تنها راه پیش رو در این شرایط بازگشت به میز مذاکره و بازگشایی مذاکرات صلح است.
یک میانجی بی طرف، مانند چین یا سازمان ملل متحد، می تواند در برقراری آتش بس و چارچوبی کارآمد برای همکاری کمک کند. برای مهار تهدید تروریسم، هر دو کشور می توانند یک توافقنامه ساختاریافته امضا کنند و اطلاعات را به اشتراک بگذارند، در نتیجه اعتماد را به جای تجارت آتش ایجاد کنند.
پاکستان سابقه موفقیت آمیزی در عملیات ضرب عضب دارد که باعث کاهش حوادث تروریستی در داخل مرزهای این کشور شده است. دولت افغانستان باید این تلاش را با نپذیرفتن پناهگاه برای ستیزه جویان و تامین امنیت مرزها، نه تنها برای تضمین امنیت پاکستان، بلکه برای شهروندان خود، مطابقت دهد.
در نهایت تنش زدایی از درگیری به نفع همه است. تروریسم در هرج و مرج رشد می کند و از درگیری تغذیه می کند. پاکستان و افغانستان تاریخ پر دردسری را پشت سر گذاشته اند، اما دوره هایی از صلح و همکاری را نیز تجربه کرده اند.
هیچ یک از این کشورها نمی توانند بار قبرهای بیشتر یا فشار اقتصاد جنگی را تحمل کنند. آتش بس موقت اعلام شده توسط هر دو کشور در عید فطر نشان می دهد که برقراری صلح امکان پذیر است. با این حال، هر دو کشور یکدیگر را به دلیل از سرگیری درگیری ها سرزنش کردند.
سربازان و غیرنظامیان از قندهار تا لاهور سزاوار صلح، آرامش، ارتباطات باز و نه تحریک دائمی هستند. تنها می توان امیدوار بود که رهبران صلح را به خشم ترجیح دهند. این منطقه به اندازه کافی خونریزی کرده است. زمان آن فراتر از امید و ایجاد سازوکارهای ملموس است، خواه دیپلماسی Observe II یا خط مستقیم مستقیم بین رهبری نظامی، برای بحث در مورد منافع متقابل و تامین آینده ای که با ترور تعریف نشده است.
