آتش بس بین ایالات متحده و ایران اکنون هفته ها بیشتر از دوره خصومت های بزرگ به طول انجامیده است. و همانطور که اغلب در مورد آتش بس ها در خاورمیانه اتفاق می افتد، شامل تیراندازی خوبی است. در حال حاضر هر روز یا بیشتر شاهد تبادل آتش در داخل یا اطراف تنگه هرمز هستیم. اما با این وجود، هر روز یا چند روزی شاهد پیشنهادهای تکراری میشویم مبنی بر اینکه واقعاً، این بار توافق بین واشنگتن و تهران کاملاً در دسترس است. و با این حال، مانند شخصیت همنام در نمایشنامه پوچ گرایانه ساموئل بکت در انتظار گودو، معامله هرگز نمی رسد.
پس از پیچیدگیها و پیچیدگیهای این درام، گم شدن آسان است، اما دلیل اصلی مذاکرات و درز درز در مورد پیشرفت احتمالی مذاکرات به سمت یک راهحل خوشحال کننده، ساده است: خواستههای کنونی دو طرف آشتیناپذیر است.
ایران که کنترل تنگه هرمز را در آغاز درگیری به دست گرفته است، نمیخواهد آن را پس دهد. ایالات متحده خواهان بازگشت به وضعیت موجود در آبراه کلیدی است. ایران همچنین مایل به بازسازی یک برنامه هسته ای از شرایط کنونی آوار شده خود است، اگرچه به نظر می رسد که مایل است در ازای دریافت مقادیر زیادی پول، نوعی محدودیت های زمانی محدود را بپذیرد. این ساختار البته مشابه دیپلماسی هستهای باراک اوباما، رئیسجمهور آمریکا است و فروش چنین توافقی برای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا به جمهوریخواهان سنا، از نظر سیاسی دردناک خواهد بود. (همچنین می تواند توسط کنگره بررسی شود.) رئیس جمهور همچنین می خواهد اورانیوم بسیار غنی شده ایران از کشور خارج شود یا تحت نظارت بین المللی ایمن شود. به نظر می رسد ایرانی ها عجله ای برای موافقت با این موضوع ندارند.
