پاکستان بوده است در جنگ کمتر از یک ماه با رژیم طالبان افغانستان. با این حال، درگیری که یک روز قبل از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران به طور رسمی توسط پاکستان اعلام شد، تحت الشعاع حوادث خلیج فارس قرار گرفته است.
پاکستان و طالبان در مورد تعداد کشته شدگان هر دو طرف ادعاهای متفاوتی دارند. افزایش تعداد تلفات تنها برای مدت کوتاهی توجه جهانی را در زمان حمله هوایی پاکستان به خود جلب کرد به یک مرکز ترک اعتیاد زد در 16 مارس در کابل بیش از 100 نفر کشته شدند.
اما سه هفته مبارزه، با یک مکث کوتاه برای تعطیلات عید فطر بین 20 تا 23 مارس، برای هر کسی که هنوز شک دارد، تأیید کنید که نفاق بین پاکستان و طالبان واقعی است. البته منافع پیچیده ژئوپلیتیکی و منطقه ای در بازی وجود دارد. هند تا حدودی از طالبان حمایت می کند در حالی که چین تلاش می کند اتحاد خود با پاکستان و روابط آزمایشی تر خود با طالبان را متعادل کند. اما این درگیری بیشتر در مورد سیاست خود جنبش طالبان و روابط آن با پاکستان به ما می گوید.
طالبان خوشحال هستند که از منظره درگیری با پاکستان به عنوان آخرین تلاش خود برای مشروعیت استفاده می کنند. آنها برای مردم افغانستان به عنوان مدافعان حاکمیت ملی ظاهر می شوند. و آنها بر این باورند که تاکتیک های چریکی آنها در نبرد زمینی با آنچه که آنها به طرز تحقیرآمیزی به عنوان “ارتش پنجابی” یاد می کنند، برتری می دهد. در همین حال، ایدئولوژی آنها، که مبتنی بر غیرت مذهبی با ناسیونالیسم است، با ایده های تاریخی افغانستان در مورد مقاومت در برابر بیگانگان، از جمله شکست ارتش بریتانیای سند در جنگ 1838-1842، یک ابزار نیرومند برای استخدام است.
شبه نظامیان پاکستانی
طالبان پاکستان (TTP) عامل اصلی شکست در روابط افغانستان با پاکستان است. تحریک طالبان پاکستان گروهی از شبه نظامیان پاکستانی هستند که از طالبان افغانستان الهام گرفته اند، اما رهبری و ساختار خاص خود را دارند. طالبان افغانستان پناهگاهی در افغانستان برای تحریک طالبان پاکستان فراهم کرده است که نشان دهنده پناهندگی آنها تا سال 2021 در پاکستان است.
در آستانه جنگ اخیر، تحریک طالبان پاکستان شورش خود را علیه دولت پاکستان تشدید کرد. اکنون رهبران تحریک طالبان پاکستان خود را اعلام کرده اند بخشی از امارت طالبان است. آنها ادعا می کنند که برای تحمیل نسخه طالبان از امارت بر سرتاسر پاکستان، نه فقط مناطق قبیله ای مرزی، جایی که تحریک طالبان پاکستان از آنجا سرچشمه گرفته، می جنگند.
این ممکن است به پاکستان کمک کند تا سایر قدرتهای منطقهای را متقاعد کند که طالبان تهدیدی مشابه با ایران برای ثبات است – اما با بمبهای دست ساز و بمبگذار انتحاری به جای موشکهای بالستیک و هواپیماهای بدون سرنشین. مشکل ارتش پاکستان این است که نه تلاش های قبلی برای مهار طالبان و نه کمپین هوایی محدود کنونی علیه آنها، رژیم افراطی را آماده همکاری نکرده است.
ساختن شکایت
برای سالها، طالبان بهعنوان نیروی نیابتی که توسط پاکستان ایجاد و حمایت میشد و در خدمت منافع اسلامآباد بود، بهطور گسترده مورد تحقیر قرار میگرفتند. این به سادگی اشتباه است. طالبان به عنوان یک جنبش ریشه در فرهنگ و تاریخ افغانستان دارد که تحت سلطه روحانیون محافظه کار سنی و مدرسه (مدرسه اسلامی) شاگردان قندهاری از قبایل پشتون افغانستان. شورش این قبایل در قرن هجدهم علیه اربابان ایرانی خود بود که به ظهور افغانستان مدرن منجر شد. برای سه دهه، این جنبش چشمانداز تحمیل نظام اسلامی طالبان بر افغانستان را دنبال کرده است.
آنها تنها پناهگاه امن در پاکستان را پذیرفتند زیرا آن را بهترین شانس خود برای تداوم مداخله ایالات متحده در افغانستان می دانستند.
طالبان هرگز نسبت به میزبانان خود احساس قدردانی نکردند. در عوض، آنها در طول دوره امن، نارضایتی هایی را علیه خیرین خود جمع کردند. این نارضایتی ها بلافاصله پس از 11 سپتامبر آغاز شد، زمانی که پاکستان به ایالات متحده کمک کرد تا بسیاری از رهبران طالبان را بازداشت کند. تا اوت 2021، طالبان گروهی از شخصیتهای ارشد داشتند که کشته شدن آنها را به گردن پاکستان میاندازند – مانند وزیر دفاع سابقشان. عبیدالله آخوند در سال 2010 و دومین رهبر آنها ملا اختر محمد منصور در سال 2016

AP Photograph/محمد سجاد
زمانی که رهبران طالبان و روسای امنیتی در سال 2021 به حکومت افغانستان بازگشتند، هنوز از این نارضایتی ها مراقبت می کردند. در نتیجه آنها سیاست هایی را برای کاهش نفوذ پاکستان در کشور خود اتخاذ کرده اند. طالبان با خانواده ها و دارایی های خود در پاکستان تحت فشار قرار گرفتند تا آنها را به افغانستان بازگردانند. آنها همچنین تجارت افغانستان را به گونه ای تغییر داده اند که تا سال 2025، ایران به عنوان کشور اصلی جایگزین پاکستان شده است. منبع واردات افغانستان. در همین حال هند آن را به عنوان اصلی جایگزین کرده است مقصد صادرات افغانستان.
طالبان از زمان به دست گرفتن قدرت، جنگجویان شورشی خود را در نیروهای منسجم امنیت ملی – اما نیروهایی که در معرض تلقینات مذهبی شدید قرار دارند- ساخته اند. آنها با پیشبینی درگیری کنونی، مجموعهای از انبارهای زیرزمینی برای تسلیحات و در صورت نیاز برای پناه دادن به رهبران خود ساختند. در حال حاضر، آنها به مسلسلهای سنگین سوار بر وسایل نقلیه به عنوان دفاع هوایی متکی هستند، اما به تلاش برای دستیابی به قابلیتهای پیشرفتهتر، برای مثال با حضور در نمایشگاههای تسلیحات روسیه ادامه میدهند.
خطر تشدید
اگر طالبان با آهنگ اسلام آباد می رقصیدند، به درخواست پاکستان برای کمک به مقابله با شورشیان تحریک طالبان پاکستان پاسخ می دادند. در عوض، طالبان به تحریک طالبان پاکستان پناه داده است و به آنها اجازه می دهد تا علیه پاکستان حملاتی انجام دهند، علی رغم اعتراضات مکرر پاکستان و حملات هوایی علیه اهداف تحریک طالبان پاکستان در افغانستان.
اما در جنگ از اواخر فوریه، پاکستان از بمباران “مهمانان”” – اهداف تحریک طالبان پاکستان – به بمباران “میزبان” – طالبان افغانستان افزایش یافته است.
جنگ در خلیج فارس به سرعت جنگ طالبان با پاکستان را تحت الشعاع قرار داد. اما این از پتانسیل عواقب جدی ناشی از آخرین پیچش در جنگ افغانستان نمی کاهد. طالبان با متحد شدن آشکارا با جنبشی که به دنبال سرنگونی دولت پاکستان است، ثبات دومین کشور پرجمعیت ترین کشور مسلمان – کشوری با زرادخانه هسته ای – را تهدید می کند.
و این به نوبه خود فشار بر ارتش پاکستان را افزایش می دهد تا کمپین خود را علیه طالبان گسترش دهد و در صورتی که رژیم اصلاح نشود، به تغییر رژیم فکر می کند. اما تغییر رژیم نیازمند جایگزینی برای طالبان است که در حال حاضر وجود ندارد. این نشان می دهد که دستیابی به اهداف پاکستان به جاه طلبی بیشتری از آنچه که در کارزار هوایی دیده شده است نیاز دارد.
