برای چندین دهه، اسلام آباد به دنبال حل مشکلات امنیتی خود با دوستی با رژیم در کابل بود. ترس از جنگ در دو جبهه، با افغانستان در غرب و هند در شرق، باعث ایجاد مفهوم استفاده از افغانستان به عنوان یک پناهگاه امن استراتژیک (دکترین “عمق استراتژیک”) شد. به همین منظور، سازمان اطلاعات پاکستان ISI بازیگران اسلامگرا را مسلح کرد: ابتدا برای جنگ با اتحاد جماهیر شوروی در دهه 1980، سپس در کشمیر (از دهه 1990) و سپس علیه جمهوری افغانستان (از حدود سال 2005). این امر در سال 2007 منجر به ظهور طالبان پاکستانی (تحریک طالبان پاکستان، TTP) شد – مجموعهای از شبهنظامیان که در ابتدا «برای پاکستان» در افغانستان میجنگیدند. تا زمانی که آنها در آن سوی مرز فعال بودند، طالبان “خوب” به حساب می آمدند. تنها زمانی که برخی از گروههای تحریک طالبان پاکستان سلاحهای خود را علیه پاکستان معطوف کردند، آنها به عنوان طالبان «بد» اعلام شدند – اما در آن زمان زیرساختهای آنها در کشور خودشان کاملاً مستقر شده بود و کنترل آن دشوار بود.
جنگ امروز مظهر نظامی این معضل است. اسلام آباد امارت اسلامی افغانستان را به نقض حاکمیت خود با فراهم کردن پناهگاه های امن، آموزش و تدارکات به اعضای تحریک طالبان پاکستان متهم می کند. طالبان نیز به نوبه خود حملات هوایی پاکستان علیه کابل و قندهار را محکوم کرده و آنها را نقض آشکار حاکمیت آنها می داند. پاکستان جنگ را به عنوان دفاع از خود در برابر حملاتی که از افغانستان آغاز می شود، توصیف می کند.
کادرهای تحریک طالبان پاکستان و طالبان افغانستان از طریق پیوندهای خانوادگی نزدیک و وفاداری عمیق به یکدیگر مرتبط هستند، پیوندهایی که امارات علیرغم ادعاهایش مبنی بر عدم حمایت از تروریسم نمی تواند به طور قابل اعتمادی آن را انکار کند. در عین حال، تروریسم در پاکستان عمدتاً داخلی است، نه وارداتی: دقیقاً از شبکههایی تغذیه میشود که دولت خودش ایجاد کرده است و فقط به صورت انتخابی با آن مبارزه کرده است. حملات هوایی، هواپیماهای بدون سرنشین، اعلام «جنگ علنی» – همه اینها صرفاً برای تبدیل یک مشکل امنیتی داخلی به یک مشکل خارجی، بدون مقابله با علل اصلی آن، خدمت می کنند.
سرکوب زنان در افغانستان، ارتش قدرتمند در پاکستان
هیچ یک از طرفین متخاصم نمی توانند ادعای برتری اخلاقی داشته باشند. رژیم طالبان سیستمی را نهادینه کرده است که به طور سیستماتیک زنان را سرکوب می کند. از حمایت محدودی در جامعه افغانستان برخوردار است. سیاست گذاری پاکستان به شدت تحت تأثیر ارتش است: مسائلی مانند مناطق مرزی، استخراج مواد خام، حضور چندین دهه افغان ها در پاکستان و جنبش های مردمی که برای حقوق اقلیت های قومی مبارزه می کنند، در درجه اول به عنوان نگرانی های امنیتی در نظر گرفته می شوند.
