مأموریت ما این است که در مورد آنچه مهمتر است گزارش دهیم و فقط به حقیقت توجه کنیم. با این روحیه، ما متعهد شدیم که اطمینان حاصل کنیم که روزنامهنگاری ما برای همه رایگان است، نه اینکه پشت دیوار قفل شده باشد. اما این بدان معناست که ما به حمایت داوطلبانه جامعه خوانندگان خود متکی هستیم. لطفا ساختن الف را در نظر بگیرید کمک مالی کسر مالیات برای حمایت از کار امروز ما.

داستان از عمران فیروز و محمد زمان نظری
خوست، افغانستان — در استان های مرزی افغانستان، سرعت جنگ با پاکستان بسیار آشناست: به عنوان آتش توپخانه هماهنگ شده در صبح های اولیه می رسد و به زودی با تخلیه سیستماتیک روستاها. سپس فروپاشی آهسته و نظارت نشده زیرساخت های محلی می آید.
این مرز بار دیگر به صحنه یک درگیری مسلحانه بزرگ تبدیل شده است، زیرا ارتش پاکستان یک کمپین نظامی علیه افغانستان را پیش می برد. این کمپین به طور علنی به عنوان پاسخی به تروریسم پس از یک سری درگیری ها و حملات توسط طالبان پاکستان، تحریک طالبان (TTP)، که اسلام آباد آن را به دریافت حمایت از دولت طالبان در کابل متهم می کند، توجیه شده است.
اما تأثیر جنگ عمدتاً توسط غیرنظامیان افغان احساس می شود، بسیاری از آنها بیش از 40 سال را برای زنده ماندن از تکرارهای مختلف اشغالگری و جنگ نیابتی صرف کرده اند تا بار دیگر خود را در مسیر یک کارزار نظامی تحت رهبری دولت قرار دهند.
در همین لحظه، اسلام آباد در حال تلاش برای یک مانور پیچیده دیپلماتیک در صحنه بین المللی است، سعی می کند خود را به عنوان یک میانجی ضروری بین واشنگتن و تهران قرار دهد، پیشنهاد تسهیل کاهش تنش درگیری آمریکا، اسرائیل و ایران و حتی ایفای نقش میانجی برای دولت چین را دارد.
برای جمعیت های تحت آتش در ارتفاعات افغانستان، این ایده که پاکستان می تواند به عنوان یک تثبیت کننده یا پل عمل کند، یک فحاشی است که با خلاء اطلاعاتی خود افغانستان امکان پذیر شده است.
هیچ مأموریت نظارتی بین المللی در کنر یا نورستان وجود ندارد. دسترسی روزنامه نگاران مستقل هم به دلیل شرایط جغرافیایی و هم فضای سیاسی به شدت محدود شده است. سازمانهای کمکرسانی که قبلاً به دلیل بحران اقتصادی گستردهتر افغانستان ضعیف شدهاند، تحت محدودیتهای شدید برای رسیدن به جوامع منزوی، عمدتاً اعضای اقلیت کوهستانی و گوجار در افغانستان، فعالیت میکنند.
شیرآغا، یک فعال محلی از کنر گفت: “کمبود گزارش وجود دارد، زیرا بسیاری از مردم، از جمله خبرنگاران یا فعالان حقوق بشر از کابل یا خارج از کشور از این منطقه بازدید نمی کنند.” او پیش از گفتوگو با پایگاه خبری دراپ روز چهارشنبه از مراسم تشییع جنازه یکی از قربانیان حملات اخیر، دختری به نام بهارات که تصویرش نیز در شبکههای اجتماعی منتشر شده بود، بازدید کرده بود. وی افزود: “هنگامی که من با شما صحبت می کنم، حملات صورت می گیرد. ولسوالی سرکانو که در امتداد مرز قرار دارد، به شدت مورد حمله قرار می گیرد. این وضعیت برای هفته ها ادامه دارد.”
آنچه از مرز بیرون میآید قطعاتی است: شهادتهای محلی، بیانیههای جامعه، و دادههای پراکنده. با این حال، آنها در کنار هم تصویری منسجم از جنگی را نشان میدهند که بدون پاسخگویی داخلی یا بینالمللی انجام شده است. گرسنگی، بیماری و قرار گرفتن در معرض گزارش شده توسط خانوادههای آواره، نتایج قابل پیشبینی استراتژیهای نظامی است که با جمعیت غیرنظامی به عنوان متغیرهایی در معادله ژئوپلیتیکی بزرگتر رفتار میکند.
برای خانوادههایی که در ولایات کنر، نورستان و خوست مجبور به فرار در جادههای خاکی هستند، درگیری با نبود شاهد و حضور همسایهای تعریف میشود که امنیت آن را از طریق بیثبات کردن اطراف آن تعریف میکند.

جغرافیای درگیری بسیار فراتر از گذرگاههای کوهستانی مورد مناقشه است، همانطور که در فوریه 2026 بازگشایی شد. پس از اعلام “جنگ علنی” پاکستان علیه رژیم طالبان به دلیل حمایت ادعایی از ستیزه جویان تحریک طالبان پاکستان، کمپین اسلام آباد از درگیری های مرزی روستایی به حملات هدفمند متعدد بر خود کابل تغییر مکان داد.
در ماه مارس، این حملات هوایی تشدید شد و به تخریب یک کلینیک توانبخشی در مرکز پایتخت منجر شد که منجر به کشته شدن صدها غیرنظامی شد.
بر اساس یافتههای مأموریت کمک سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما)، تا اول آوریل 2026، تلفات غیرنظامیان تأیید شده در عملیاتهای پاکستانی به بالاترین حد تاریخی دستکم 212 قربانی، از جمله بیماران مرد کلینیک، زنان و کودکان رسیده است. با این حال، با توجه به روش حسابداری محافظه کارانه یوناما و واقعیت درگیری مسلحانه در یک منطقه وسیع و عمدتاً غیرقابل دسترس، احتمالاً تلفات واقعی به طور قابل توجهی بیشتر است.
حملات اخیر پاکستان همچنین اسدآباد، مرکز استان کنر، شهری با 50000 نفر جمعیت و مرکز شمال شرق افغانستان را نیز هدف قرار داد. ساکنان گزارش دادند که گلوله باران و حملات آخر هفته گذشته بین تاسیسات نظامی و بلوک های مسکونی تبعیض قائل نشد. محمد آقا یکی از ساکنان اسدآباد به دراپ سایت گفت: “تعداد زیادی کشته شده اند. من حداقل بیست نفر را شمردم. تعداد زیادی زخمی شده اند. ما مجبور شدیم قربانیان را به بیمارستان های شهر جلال آباد و جاهای دیگر ببریم.”. پس از آن، بازارهای شهر به آرامی متوقف شد و بیمارستان مرکزی برای مدیریت ده ها قربانی با کاهش تدارکات تلاش کرد.
هدف قرار دادن یک مرکز استان نشان دهنده تغییر دکترین نظامی پاکستان به سمت افغانستان است. این نشان می دهد که هدف دیگر صرفاً «مدیریت مرزی» یا مهار ستیزه جویان نیست، بلکه اعمال حداکثر فشار بر اداره طالبان با هدف قرار دادن مراکز غیرنظامی است که قرار است از آن محافظت کند.
در خارج از پایتخت، ولسوالی های روستایی کنر در حال تخلیه هستند، زیرا به طور سیستماتیک مورد حمله قرار می گیرند. ساکنان الگوی گلوله باران بی امان را با هدف روستاهای سنتی توصیف می کنند. به نظر می رسد که هدف ها بافت زندگی روستایی باشد تا مخفیگاه های خاص شورشیان.
شهزاد، یکی از اهالی روستای مرزی به دراپ سایت نیوز گفت: «وضعیت بسیار بد است. بسیاری از مردم مجبور شدند خانه های خود را ترک کنند. برخی دیگر کشته شدند. ارتش پاکستان به عمد همه ما را هدف قرار می دهد.
هنگامی که دود پاک می شود، تغییر جمعیتی کامل است. شاهد دیگری گزارش داد: “چهار روستا ضربه خوردند. همه مردم، از جمله خانواده من، بیرون رانده شدند. دیگر کسی آنجا نیست.” ساکنان به دراپ سایت گفتند که خانه ها، مساجد و مدارس ویران یا متروک شده اند. بسیاری از ناظران محلی این حملات را استراتژی عمدی ارتش پاکستان برای بیرون راندن ساکنان و به دست آوردن زمین های بیشتر برای ایجاد «منطقه حائل» در امتداد مرز می دانند، اتفاقی که در دوران جمهوری اسلامی افغانستان تحت حمایت آمریکا و قبل از بازگشت طالبان نیز رخ داد.
به گفته سازمان ملل، دولت طالبان، سازمانهای غیردولتی محلی، هلال احمر و گزارشهای رسانههای مختلف، بین 30000 تا 40000 نفر تنها در کنر از خانههای خود رانده شدهاند و چشمانداز کمی برای دریافت کمک از سازمانهای بینالمللی یا مقامات دولتی وجود ندارد.
در نورستان جنگ با انفجار تعریف نمی شود، بلکه با سکوت تعریف می شود. در ولسوالی های دورافتاده کامدش و برگ متال، ارتش پاکستان عملا محاصره ایجاد کرده است. راه اصلی اتصال این ولسوالی ها به سایر نقاط کشور – تنها راه نجات منطقه – برای بیش از یک ماه در پی حملات ارتش پاکستان به جاده ها و پل ها با هدف قطع ارتباط با منطقه بسته شده است.
در محیطی با ارتفاع بالا که زنجیرههای تامین از قبل شکننده هستند، عواقب بسته شدن جادهها فوری است. مردم محلی که با دراپ سایت صحبت کردند، بازارهایی را توصیف کردند که آرد، برنج و روغن پخت و پز تمام شده است و همچنین کلینیک هایی که خالی از دارو هستند. محاصره خلاء ایجاد می کند که در آن بقای اساسی برای هزاران نفر از جمله کودکان و زنان باردار به یک مبارزه روزانه تبدیل می شود.
مسیرهای جایگزین از میان کوه ها در حال حاضر به دلیل رانش فصلی و بارندگی شدید صعب العبور است. منطقه در محاصره است. در حالی که تحویل هوایی محدودی انجام شده است، منابع محلی گزارش می دهند که این منابع عمدتاً به نفع پرسنل دولتی و نظامی است و باعث می شود که جمعیت غیرنظامی به دام های در حال مرگ و منابع آب رو به زوال تکیه کنند.
اخیراً ساکنان نورستان درخواستی جمعی از سازمان ملل متحد، سازمان بهداشت جهانی و صلیب سرخ صادر کرده اند. آنها خواستار مداخله سیاسی نیستند، بلکه خواستار حداقل ها هستند: غذا، دارو، و بازگشایی یک جاده. در بیانیه آنها آمده است: “این یک آزمایش برای بشریت است.”
با وجود آتش بس پنج روزه شکننده در تعطیلات اسلامی عید ماه گذشته با میانجیگری عربستان سعودی و قطر، ارتش پاکستان عملیات خود را در 19 مارس، در دومین روز تعطیلات، از سر گرفت. هم در کنر و هم در نورستان، آتشبس قبل از شروع واقعی با موج جدیدی از حملات هوایی که غیرنظامیانی را که قصد عبور از گذرگاههای کوهستانی برای ملاقات با خویشاوندان را هدف قرار میداد، پایان یافت. در میان کشته شدگان یک داکتر مقیم کابل بود که بر اثر برخورد موترش در نزدیکی مرز کشته شد.
دولت افغانستان به رهبری طالبان حملات متقابل خود را علیه پاکستان انجام داده است. در چهار هفته گذشته، واحدهای مرزی طالبان حملات توپخانهای هماهنگ را علیه پاسگاههای سپاه سرحدی پاکستان در ولسوالیهای خیبر و کرم راهاندازی کردهاند. در 31 مارس، نیروهای طالبان با موفقیت یک تأسیسات مرزی ارتش پاکستان را در ولسوالی دانگام کنر – همان پستی که ساکنان این پست منشأ گلوله بارانهای بیرویه میدانند که در اوایل ماه جاری روستاهای محلی را تخریب کرده بود، تسخیر کرده و منهدم کردند.
روز بعد دور جدیدی از میانجیگری برگزار شد اعلام کرد در چین با هدف یافتن آتش بس پایدار و بازگشایی گذرگاه های مرزی، هر چند هنوز هیچ پیشرفتی حاصل نشده است.
بیشتر در جنوب، در خوست و منطقه وسیعتر جنوب شرقی، لشکرکشی نظامی اثری دوگانه داشته است: جابجایی تودهای و سرکشی سازمانیافته محلی.
در مناطقی مانند علی شیر و زازی میدان، مردم شروع به سازماندهی تجمعات عمومی علیه ارتش پاکستان کرده اند. اینها صرفاً اعتراضات نمادین نیستند. آنها بیانگر یک خشم عمیق در مورد خط دیورند هستند – مرز 1600 مایلی که توسط بریتانیا در سال 1893 ترسیم شد که هرگز به طور رسمی توسط هیچ دولت افغانستان به رسمیت شناخته نشده است.
دهها تن از شرکتکنندگان در یک گردهمایی اخیر اعلام کردند: «ما آمادهایم تا از سرزمین خود دفاع کنیم. برخی از این افراد مسلح بودند و بیشتر آنها سابقه جنگ با طالبان را نداشتند. آنها مکرراً ادعا کردند که اگر طالبان به سربازان پاکستانی اجازه مشارکت بدهد، خودشان با سربازان پاکستانی خواهند جنگید.
درگیریهای شدید بامداد پنجشنبه میان نیروهای افغان و ارتش پاکستان در امتداد چندین نقطه از خط دیورند از جمله گذرگاه مرزی غلام خان در خوست و ولسوالی دند پتان در همسایگی پکتیا رخ داد که منجر به زخمی شدن حداقل دو غیرنظامی بر اثر شلیک خمپاره شد. علیرغم تایید جنگ از سوی مقامات محلی و قول اردوی 203 منصوری طالبان، ارقام تلفات مشخص ناشناخته باقی مانده است و تناقض شدیدی را ایجاد می کند زیرا خصومت ها همزمان با مذاکرات صلح بلندپایه بین طالبان و هیئت های پاکستانی که در حال حاضر در چین برگزار می شود، ایجاد می کند.
اعداد در جنوب منعکس کننده مقیاس بحران است. به گفته سازمان های امدادی، در یک هفته از اواخر فوریه تا اوایل ماه مارچ، بیش از 115000 نفر در سراسر شرق افغانستان مجبور به ترک خانه های خود شدند. بسیاری تعطیلات عید را که به طور سنتی زمان اجتماع و جشن بود، در زیر ورقه های پلاستیکی یا در ساختمان های ناتمام سپری کردند.
عبدالله، یک 52 ساله اهل زازی میدان گفت: «ما همه چیز را پشت سر گذاشتیم تا فرزندانمان را نجات دهیم. در هر دو طرف، افغانها هستند. ما آنها را برادرانی میدانیم که زمانی از ما جدا شدهاند. اما ارتش پاکستان رحم نمیکند.»
