ورشو، لهستان – چند روز قبل از یک تور رسانه ای برنامه ریزی شده در اسرائیل، موشک های ایران آسمان را روشن کرد و مسیر را به طور ناگهانی تغییر داد. به جای گزارش از تل آویو، خودم را در آشویتس دیدم.
به عنوان یک آمریکایی غیریهودی ونزوئلایی، بازدید از لهستان هرگز در فهرست من قرار نداشت. اما بهعنوان روزنامهنگاری که از کاراکاس تا تهران و دانشگاههای سراسر ایالات متحده را پوشش میدهد، اکنون میدانم چرا باید اینطور میشد.
من با گروهی از دانشجویان اسپانیایی روزنامه نگاری از طریق Fuente Latina به لهستان رسیدم. ما برای یک کمک هزینه تحصیلی در اسرائیل ثبت نام کرده بودیم، مشتاق گزارشی از پیامدهای حملات 7 اکتبر و پیگیری خطوط اساسی بین المللی.
سپس جنگ با ایران سفرهای هوایی را مختل کرد و این برنامه ها را به هم زد. فوئنته لاتینا برنامه ما را تغییر داد و چیزی به همان اندازه ارزشمند به ما داد: زمینه تاریخی مورد نیاز برای درک وقایع امروز.
در ورشو، گذشته دفن نمی شود. ساختمان ها هنوز جای زخم گلوله ها و انفجارها را دارند، با این حال زندگی در آنها جریان دارد. نادیده گرفتن تنش بین تخریب و تجدید غیرممکن است.

من با ایرن شاشار مصاحبه کردم که در کودکی پس از فرار از گتوی ورشو از طریق سیستم فاضلاب از هولوکاست جان سالم به در برد. او به من گفت: «من روی نوک پا راه میروم تا روی اسکلتهایی که مطمئناً در زیر سطح هستند، پا نگذارم». پس از جنگ، او به پرو نقل مکان کرد و قبل از اینکه خانه خود را در اسرائیل بسازد، اما خاطره آن زمان هرگز او را ترک نکرد.
دیگرانی که ملاقات کردم آن گذشته را به طرق مختلف حمل کردند. Ofer Laszewicki، روزنامه نگار اسپانیایی اسرائیلی و نوه بازماندگان هولوکاست، بدون خانواده بزرگ در کنار مادرش بزرگ شد. این غیبت او را به تحقیق در مورد گذشته خانواده اش در ورشو سوق داد. هفتهها قبل از صحبت ما، او در یک بنای تاریخی یهودی ایستاده بود که زنی به او نزدیک شد و گفت: «هیتلر راست میگفت» و سپس با دستش سر بریدن را تقلید کرد.
در آشویتس-بیرکناو، راهنمای ما، آگاتا میودوفسکا، برخورد خود را با یهودستیزی مدرن به اشتراک گذاشت. در پاریس، یک راننده تاکسی شنیده بود که او در مورد برنامه های شبات با یکی از دوستانش صحبت می کرد. “آیا شما یهودی هستید؟” او پرسید. وقتی جواب مثبت دادند دستور داد از ماشین پیاده شوند و در خیابان رهاشان کرد.

اینها حوادث مجزا نبودند. آنها یادآوری می کردند که نفرتی که با تحریم آغاز شد و به کشتار جمعی صنعتی کشیده شد، از بین نرفته است.
در پردیسهای دانشگاهی، یهودیستیزی بهگونهای افزایش یافته است که در طول نسلها دیده نشده است، و دانشجویان یهودی را مجبور میکند در فضای تازهای از طرد و خصومت حرکت کنند. امروزه لاتین تبار بودن گاهی به معنای زندگی با تنش آرام است، زیرا سرفصلهای مربوط به یورشها، بازداشتها و اجرای قانون، روالهای معمولی را برای بسیاری در جامعه ما به لحظاتی پرخطر تبدیل میکنند.
قبل از این سفر، گاهی اوقات آن واقعیت ها نزدیک به نظر می رسید، اما به طور کامل درک نمی شد. آنها سرفصل ها و آمار بودند، اتفاقی در جای دیگر رخ می داد.
در لهستان، این فاصله از بین رفت. گذشته دیگر انتزاعی نبود. احساس فوری و فوری می کرد. به عنوان یک مهاجر از ونزوئلا، در این داستان ها چیز آشنا را تشخیص دادم: جابه جایی، بقا، و جستجوی تعلق. تاریخ ها عمیقاً متفاوت هستند، اما غریزه تحمل و بازسازی در من طنین انداز می شود.
من معتقدم که اگر همه در آمریکا می توانستند دیوارهای گتو را ببینند، روی یکی از هفتاد صندلی در میدان قهرمانان گتو کراکوف بنشینند که همه را به یاد اخراج یهودیان از خانه هایشان می اندازد، یا مانند من به موسیقی کلزمر گوش دهند، شاید بتوانند تاریخ و بشریت را با چشمانی متفاوت ببینند.
شاید اوفر به خاطر عقب نشینی گام های مادربزرگش تهدید به مرگ نمی شد، یا شاید آگاتا از تاکسی در پاریس به بیرون پرتاب نمی شد.
تجربه با فوئنته لاتینا نحوه درک من از داستان یهودی و مسئولیت من به عنوان یک روزنامه نگار را تغییر داد.
گزارش از لهستان مجدداً تأیید می کند که روزنامه نگاری صرفاً در مورد اخبار فوری نیست، بلکه قرار دادن رویدادها در بافت تاریخی عمیق تر است که همچنان به شکل گیری زمان حال ادامه می دهد.
تاریخ یهود یادآوری پایدار برای انتخاب زندگی به جای درد، احترام به خشونت و نجابت به جای نفرت خواهد بود.

دانا متئوس، کارشناس ارشد روزنامهنگاری پخش در دانشگاه مریلند است. او کارآموز تیم خبری دیجیتال در Telemundo 44 در واشنگتن دی سی و یکی از همکاران گزارشگری Fuente Latina است.
